دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ازدواج حضرت علی (ع) با حضرت فاطمه زهرا (س)

No image
ازدواج حضرت علی (ع) با حضرت فاطمه زهرا (س)

كلمات كليدي : علي (ع)، فاطمه زهرا (س)، تاريخ ازدواج، خواستگاري، خطبه عقد، شب ازدواج

نویسنده : محمدرضا رستمي زاده

تاريخ ازدواج

در تاريخ ازدواج علي (ع) و حضرت زهرا (س) اختلاف است و كسي كه قديمي‌ترين تاريخ را نقل كرده، يعقوبي مي‌باشد كه نوشته است: رسول‌الله دو ماه پس از ورود به مدينه حضرت زهرا (س) را به تزويج حضرت علي (ع) در آورد؛ اين در حالي بود كه گروهي از مهاجرين وي را از رسول‌الله (ص) خواستگاري كرده بودند و هنگامي كه رسول خدا (ص) وي را به حضرت علي (ع) تزويج كرد، گِله كردند و آن حضرت فرمود:

«من فاطمه را به علي تزويج نكردم، بلكه خدا او را به علي تزويج كرد»[1]

كليني در روضه كافي با سندي از سعيد بن مسيّب نقل مي‌كند كه در مورد هجرت گفت: به علي بن حسين (ع) گفتم: چه وقت رسول الله (ص) حضرت فاطمه (س) را به حضرت علي (ع) تزويج كرد؟ فرمود: يك سال پس از هجرت به مدينه و در آن هنگام فاطمه نُه ساله بود.[2] اين قول با آنچه كه طبري از واقدي با استناد به امام باقر (ع) روايت مي‌كند، سازگارتر است. آن حضرت فرمود:

«علي بن ابيطالب (ع) در چند شب باقيمانده از ماه صفر تا شروع سال دوّم هجري حضرت با فاطمه (س) ازدواج كرد»[3]

در جاي ديگري با همين سند گفتار خويش را تكميل مي‌كند و مي‌نويسد: در ماه ذي الحجه و در آغاز بيست و دومين ماه هجرت، حضرت علي (ع) بر فاطمه (س) وارد شد.[4] ابوالفرج اصفهاني در مقاتل الطالبيين همین مطلب طبري را نوشته و در ادامه دارد كه: ... و بعد از بازگشت از غزوه بدر علي (ع) بر فاطمه (س) وارد شد.[5]

بنابراين آنچه را كه در مورد تاريخ ازدواج است سخن طبري است كه مي‌گويد: چند شب باقيمانده از ماه صفر، و در مورد مصباح المجتهد آمده است كه: در اول ذي الحجه سال دوم هجري رسول الله (ص) حضرت فاطمه (س) را به خانۀ اميرالمؤمنين فرستاد.[6] بنابراين فاصلۀ زمان عقد تا عروسي تقريباً ده ماه بوده است. و شايد عجله پيامبر اكرم (ص) در اجراي صيغه عقد، براي اين بوده است كه جواب روشني به خواستگارها داده باشد و عجله نكردن در بر پايي مراسم عروسي براي اين بوده است كه فاطمه (س) به ظاهر به رشد و نموّ بيشتري از لحاظ جسم و قوا به حدّ زنان برسد.[7]

خواستگاري

طبرسي در اعلام الوري از علي بن ابراهيم قمي نقل مي‌كند كه: وقتي رسول الله (ص) منزل‌هاي خود را در مدينه بنا مي‌كرد، فاطمه (س) نزد او به سر مي‌برد. در اين هنگام ابوبكر از او خواستگاري كرد و آن حضرت در جواب فرمود:

«منتظر امر خدای عزوجل هستم»

سپس عُمر به خواستگاري آمد كه همين جواب را به او داد. آن گاه به حضرت علي (ع) گفتند: چرا فاطمه (س) خواستگاري نمي‌كني؟ حضرت فرمود:

«به خدا قسم كه چيزي ندارم»

به ايشان گفته شد: رسول الله (ص) از تو چيزي نمي‌خواهد. پس حضرت علي (ع) نزد رسول خدا (ص) آمد، ولي شرمش آمد كه در خواست خود را مطرح كند و بازگشت. سپس در روز دوم نيز آمد ولي باز شرمش شد و بازگشت. آنگاه در روز سوم آمد كه رسول خدا (ص) از او (ع) پرسيد:

«اي علي، آيا خواسته‌اي داري؟»

عرض کرد:

«بله يا رسول الله (ص)»

فرمود:

«شايد كه براي خواستگاري آمده‌اي؟»

عرض کرد:

«بله، يا رسول الله»

فرمود:

«آيا چيزي نزد خود داري؟»

علي (ع) عرض کرد:

«اي رسول الله (ص)، چيزي جز زره‌ام ندارم»

پس رسول خدا (ص) فاطمه را به دوازده و نيم اوقيۀ طلا به وي تزويج كرده و زره‌اش را به وي باز گردانيد.[8]

خطبه عقد

حلبي در مناقب آل ابي طالب[9] مي‌نويسد: نبي اكرم (ص) در هنگام تزويج فاطمه (س) به علي (ع)، خطبه‌اي ايراد كرد كه آن را امام رضا (ع) و يحيي بن مَعين در امالي‌اش و ابن بُطّة در الانابه به صورت بي سند از انس بن مالك نقل كرده‌اند كه آن حضرت (ص) فرمود:

«الحمدلله المحمود بقدرته، المطاع في سلطانه، المرغوب اليه فيما عنده، الموهوب من عذابه، النافذ امره في سمائه وارضه، خلق الخلق بقدرته وميّزهم باحكامه واعزّهم بدينه واكرمهم بنبيّه محمّد.

انّ الله جعل المصاهرة نسباً لاحقاً وامراً مفترضاً وَشَبحَ بهاالارحام والزمها الانام. قال تعالي «هو الذي خلق من الماءِ بشراً فجعله نسباً وصهراً»[10] ثم اِن الله تعالي امرني ازوّج فاطمه من علي، وقد زوّجتها اياه علي اربعمئة مثقال فضه (كذا) اِنْ رضيتَ يا علي.» فقال علي (ع) رضيتُ يا رسول الله»

شب ازدواج

خوارزمي در المناقب مي‌نويسد: رسول خدا (ص) رو به زنان كرد و گفت:

«همانا دخترم را به پسر عمويم تزويج كردم و شما مقام و منزلت دخترم را نزد من مي‌دانيد و حال او را به علي (ع) سپرده‌ام. پس براي او بهتر از دختران خويش اقدام كنيد»

زنان در اتاق فاطمه (س) فرشي از ليف و يك بالش و پرده‌اي خيبري و يك تشت لباس شويي گذاشتند و ام ايمن هم دربان شد. آنها برخواستند و بر حضرت زهرا زيورهايي آويختند و خوشبويش نمودند و رسول الله (ص)

بلال را فرا خواند و به او فرمود:

«حال كه ازدواج دخترم، با پسرعمويم است، دوست دارم كه از سنت‌هاي امت من اين باشد كه در ازدواج ولِيمه (خوراك) بدهند. پس برو و يك گوسفند و پنج مُدّ جو تهيه كُن تا مهاجران و انصار را دعوت كنم»

بلال آنها را آماده كرد و نزد رسول الله (ص) آورد و آن حضرت آن را جلوي خود گذارد. سپس فرمود:

«اي بلال مردم را دعوت كن كه دسته دسته به مسجد بيايند»

مردم گروه گروه به مسجد آمدند و پس از غذا خوردن مي‌رفتند تا همگي اطعام شدند و مقداري غذا باقي ماند. رسول الله (ص) مقداري از غذاي باقي مانده را متبرّك كرد و به بلال فرمود:

«اينها را نزد زنان ببر و بگو: اين غذا را بخوريد و كساني كه با شما هستند را با آن اطعام كنيد»

سپس رسول خدا (ص) به همراه علي (ع) به خانه‌اش آمد و فاطمه را صدا زد. هنگامي كه فاطمه (س) جلو آمد، همسرش را ديد كه با رسول الله (ص) است. رسول‌ الله (ص) به وي فرمود:

«نزديك بيا»

فاطمه (س) به پدر نزدیک شد. رسول الله دست او را و دست علي (ع) را گرفت و هنگامی که خواست دست فاطمه را در دست علی (ع) قرار دهد، دل فاطمه گرفت و اشك چشمانش جاري شد... پس آن حضرت سر خود را بالا گرفت و فرمود:

«چه چيز باعث گريه تو شده است؟ به خدا قسم كه من در حق تو كوتاهي نكرده‌ام و قدر تو را گرامي داشته و تو را به تزويج بهترين فردِ خاندانم در آورده‌ام و به خدا سوگند كه تو را به تزويج كسي در آورده‌ام كه سيّد و آقاي دنيا و آخرت و از صالحان مي‌باشد»

پس فاطمه (س) آرام گرفت و دستش را در دست نبي اكرم (ص) قرار داد و آن حضرت (ص) دست او را در دست علي (ع) قرار داد و فرمود:

«به سوي خانه خودتان برويد. خداوند اين ازدواج را بر شما مبارك گرداند و كارهايتان را اصلاح كند.[11] شما همچنان باشيد تا دوباره برگردم»

سپس نبی اکرم مراجعت کرد و در زد. ام ايمن گفت: كيست؟ فرمود:

«من رسول الله (ص) هستم»

ام ايمن در حالي كه مي‌گفت: پدر و مادرم فدايت باد، در را باز كرد. رسول‌ الله (ص) از او سؤال كرد:

«آيا برادرم اينجاست اي اُمّ ايمن؟»

جواب داد: برادرت كيست؟ فرمود:

«علي بن ابيطالب»

عرض کرد: اي رسول خدا (ص) آيا او برادر تو است در حالي كه دامادت مي‌باشد؟ فرمود:

«بله»

آنگاه ام ايمن گفت: ما حلال و حرام را از تو ياد مي‌گيريم. آن گاه نبي اكرم (ص) داخل شد و وقتي كه زنان از پشت پرده او را ديدند از جاي خود برخاستند و به سرعت خارج شدند و وقتي كه (اسماء بنت عميس) او را ديد، آماده رفتن شد كه رسول خدا (ص) فرمود:

«تو در اينجا چه كاري انجام مي‌دهي؟»

گفت: من از دخترت محافظت مي‌كنم. دختران جوان در شب ازدواج به همراهي احتياج دارند تا اگر حاجتي داشتند، برايشان انجام دهد. رسول خدا (ص) به او فرمود:

«از خدا مي‌خواهم كه در همه حال نگهدار تو باشد و تو را از شرّ شيطان در امان نگه دارد. برايم ظرف آبي بياور»

اسماء برخاست و ظرفي را از آب پُر كرد و آن را آورد. نبي اكرم (ص) صورت و پاهايش را با آن شُست و مقداري از آن را مضمضه كرد. سپس فاطمه را فرا خواند. فاطمه در حالي كه لباس بزرگ و نقابي بر چهره داشت نزد او آمد. آن حضرت مشتي از آب برداشت و آن را بر سرش پاشيد و كف ديگري برداشت و بر دستهايش پاشيد و آن گاه مقداري هم به گردن و بدنش پاشيد. سپس فرمود:

«خدايا فاطمه از من و من از فاطمه هستم. پس همان طوري كه پليدي را از من دور كردي و مرا تطهير نمودي، او را هم تطهير كُن»

پس از آن به او فرمود كه از آن آب بخورد و رويش را با آن بشويد و با آن مضمضه و استنشاق كند. سپس ظرف ديگري از آب طلب كرد و علي (ع) را فرا خواند و همين عمل را انجام داد و براي او به همين صورت دعا كرد و آن گاه فرمود:

«خداوند دلهايتان را به هم نزديك و مهربان كند و نسل شما را مبارك گرداند و كارهاي شما را اصلاح كند»[12]

مقاله

نویسنده محمدرضا رستمي زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS