دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استرداد دادخواست

No image
استرداد دادخواست

كلمات كليدي : استرداد، دادخواست، ابطال دادخواست، اولين جلسه دادرسي، زوال دادرسي

نویسنده : ابوالفضل خادمي

دادخواست در اصطلاح عبارت است از اقامه‌ی دعوا در دادگاه که شرایط آن را قانون آیین دادرسی مدنی مشخص کرده است.[1] درواقع تا زمانی که جلسه دادگاه تشکیل نشده و رسیدگی به موضوع دادخواست شروع نشده است آنچه که مطرح می‌باشد صرفاً یک دادخواست است اما وقتی رسیدگی شروع شد دادخواست عنوان دعوا پیدا می‌کند. [2]

مفهوم استرداد دادخواست

استرداد دادخواست در اصطلاح به معنای اعراض از آثار دادخواست است که در نتیجه‌ی استرداد دادخواست و پذیرش آن، دادخواست یا پیوست‌های آن به دادخواست دهنده پس داده نمی‌شود بلکه تقدیم آن، کاًن لم یکن تلقی می‌شود.[3]

استرداد دادخواست یکی از راه‌های زوال دادرسی می‌باشد. زوال دادرسی به معنای خاتمه یافتن دادرسی است و دادگاه از رسیدگی و صدور حکم معاف می‌شود، که بر اثر شرایط خاصی و به جهاتی، بر اثر عمل و اراده یکی از طرفین دعوی یا هر دو آنها نیازی به ادامه دخالت قاضی و نهایتاً صدور حکم برای حل اختلاف وجود نخواهد داشت.

ممکن است خواهان، پس از اینکه دادخواست خود را تقدیم کرد به جهتی از جهات، از ادامه‌ی دعوا منصرف شود یا به مصلحت بداند که دعوا را در وقتی دیگر مطرح و تعقیب نماید. مثلاً خواهان بعد از اینکه دعوایش را مطرح کرد، متوجه می‌شود که اگر فلان مدرک را می‌داشت، موفقیت او در دعوا حتمی بود در حالی که دسترسی به آن مدرک فعلاً مقدور نیست و احتمالاً دست کسی است که فعلاً در خارج از کشور به سر می‌برد، بنابراین باید صبر کند تا آن شخص از سفر برگردد و او با اخذ مدرک مورد نظر از وی، مجدداً به تقدیم دادخواست مبادرت ورزد، لذا دادخواست خود را مسترد می‌نماید در این صورت دادگاه به موجب قانون مکلف به قبول این درخواست می‌باشد و قرار ابطال دادخواست را صادر خواهد نمود.[4] با اعلام ابطال دادخواست، باید قرارهای انجام شده مثل قرار کارشناسی، قرار معاینه محل و... را باطل دانست.[5]

انواع استرداد دادخواست

استرداد دادخواست به صورت صریح یا تلویحیضمنی) صحیح است. ولی در هر صورت باید مبین استرداد باشد.

استرداد صریح

در استرداد صریح خواهان، با تقدیم لایحه یا اظهار شفاهی در دادگاه و درج آن در صورت مجلس، دادخواست خود را پس می‌گیرد و این امر تا جلسه اول دادرسی امکان دارد و دراین صورت دادگاه قرار ابطال دادخواست را صادر می‌کند.

استرداد ضمنی

استرداد ضمنی در مواردی است که دادگاه به اخذ توضیح از خواهان نیاز داشته باشد و نامبرده در جلسه تعیین شده حاضر نشود و با اخذ توضیح از خوانده هم دادگاه نتواند رأی بدهد، که در این صورت دادخواست ابطال می‌شود؛ همچنین در صورتی ‌که با دعوت قبلی، هیچ یک از اصحاب دعوا حاضر نشوند و دادگاه هم نتواند در ماهیت دعوا بدون اخذ توضیح رأی صادر کند، دادخواست ابطال می‌گردد.(ماده 95 ق.آ.د.م ) در واقع عدم حضور خواهان در جلسه دادرسی و عدم پیگیری دادرسی انصراف ضمنی از تعقیب دادخواست تلقی می‌شود و دادخواست خواهان ابطال می‌شود.[6]

همانگونه که ذکر شد با درخواست استرداد دادخواست، قرار ابطال دادخواست صادر خواهد شد. این قرار از قرارهای قاطع دعوا می‌باشد، که همواره از سوی دادگاه صادر می‌شود و با صدور آن پرونده از دادگاه رسیدگی کننده به دعوا خارج می‌شود.

مهلت استرداد

بند الف ماده 107 ق.آ.د.م بیان می‌دارد که:

(خواهان می‌تواند تا اولین جلسه دادرسی، دادخواست خود را مسترد کند.)

با توجه به ماده مزبور مقطع زمانی که دادخواست دهنده می‌تواند دادخواست خود را مسترد کند تا اولین جلسه دادرسی می‌باشد. در نتیجه خواهان اصلی ، متقابل، وارد ثالث و جالب ثالث) می‌تواند پس از تقدیم دادخواست تا اولین جلسه دادرسی یا اولین جلسه پس از تقدیم دادخواست ورود ثالث و یا جلب ثالث، آن را پس بگیرد.[7]

در ماده 363 ق.آ.د.م نیز استرداد دادخواست تجدید نظر پیش بینی شده است. همچنین از ماده 415 ق.آ.د.م می‌توان استرداد دادخواست فرجامی را استنباط کرد.

منظور از عبارت « تا اولین جلسه دادرسی »، از زمان تقدیم دادخواست تا اولین اقدام شخص در جلسه نخستین دادرسی می‌باشد مگر اینکه قرینه‌ای بر خلاف آن وجود داشته باشد.

اثر استرداد دادخواست

اثر استرداد دادخواست که منتهی به قرار ابطال دادخواست می‌شود آن است که حالت طرفین دعوا به حالت قبل از طرح دعوا برمی‌گردد یعنی دعوا مجدداً قابل طرح است و حق مدعی یا خواهان از بین نمی‌رود و در صورتی که بعد از استرداد دادخواست پشیمان باشد، می‌تواند مجدداً به اقامه دعوا بپردازد و با تقدیم دادخواست جدید در واقع دادرسی زایل شده را دوباره احیا کند.[8] همچنین با صدور قرار ابطال دادخواست، مرور زمان که با طرح دعوا قطع شده است دوباره برقرار می‌شود و استمرار پیدا می‌کند و خسارات تأخیر تأدیه‌ای که از زمان طرح دعوی قابل مطالبه است دیگر قابل مطالبه نخواهد بود.[9]

استرداد توسط وکیل

با توجه به بند 9 ماده 35 ق.آ.د.م در صورتی که خواهان وکیل داشته باشد وی در صورتی می‌تواند دادخواست را پس بگیرد که این امر در وکالت نامه او تصریح شده باشد.

نکته قابل توجه این است که پذیرش استرداد دادخواست مشروط به رضایت خوانده نشده است، در نتیجه با استرداد دادخواست توسط خواهان در صورتی که در مقطع قانونی انجام شده باشد دادگاه قرار ابطال دادخواست را صادر می‌نماید.

در صورتی که استرداد دادخواست مطرح شود، خواهان می‌تواند پیش از صدور قرار ابطال دادخواست از آن منصرف شود.

تقاضای جبران خسارت

سؤالی که در اینجا ممکن است مطرح شود این است که آیا با استرداد دادخواست توسط خواهان، خوانده دعوا می‌تواند تقاضای جبران خسارت وارده بر اثر اقامه دعوا از سوی خواهان را بنماید؟

پاسخ به این سؤال مثبت می‌باشد و باید دانست که خوانده می‌تواند تقاضای جبران خسارت وارده را بنماید ولی نه به این صورت که ابطال دادخواست خواهان موکول به پرداخت خسارت به خوانده‌ی‌ دعوی باشد بلکه، دادگاه مکلف به قبول درخواست خواهان مبنی بر استرداد دادخواست می‌باشد و در نهایت خوانده دعوی در صورتی که در مقابل اقامه‌ی دعوی خواهان وکیل انتخاب کرده و حق الوکاله‌ای پرداخته باشد یا برای دفاع متحمل هزینه‌هایی گردیده باشد می‌تواند با تقدیم دادخواست به دادگاه، جبران خسارت خود را از دادگاه مطالبه کند.

استرداد در صورت تعدد خواندگان

باید به این نکته توجه نمود که در صورت تعدد خواندگان، استرداد دادخواست مشمول احکام وآثار استرداد دعوا است یعنی در دعاوی قابل تجزیه، ممکن است دادخواست نسبت به بعضی خواندگان مسترد گردد که در این صورت دادخواست نسبت به آنها ابطال می‌گردد و نسبت به سایرین مراحل قانونی خود را طی می‌کند ولی در دعاوی غیر قابل تجزیه استرداد دادخواست نسبت به بعضی از خواندگان علی القاعده نباید شنیده شود.[10]

موارد استرداد

موارد استرداد داخواست از قرار ذیل‌اند:[11]

1.خواهان می‌تواند تا اولین جلسه دادرسی دادخواست خود را مسترد کند.)بند الف ماده 107)

2. خوانده می‌تواند تا اولین جلسه دادرسی دادخواست دعوای متقابل خود را استرداد کند.

دعوای متقابل دعوایی است که خوانده می‌تواند در مقابل ادعای خواهان ، اقامه کند که باید با دعوای اصلی ناشی از یک منشا بوده و یا ارتباط کامل داشته باشد؛ یعنی اتخاذ تصمیم در یکی مؤثر در دیگری باشد.

3.هر یک از اصحاب دعوا که دادخواست جلب ثالث را به دادگاه تقدیم داشته‌اند می‌توانند دادخواست را مسترد نمایند.[12]

4. وارد ثالث می‌تواند بعد از ورود به دعوا و ارائه دادخواست آن را مسترد نماید.[13]

5. تجدید نظرخواه می‌تواند دادخواست تجدید نظر خود را مسترد کند).ماده 363 ق.آ.د.م)

قابل ذکر است در این مورد قانون‌‌‌‌گذار مقطع استرداد دادخواست تجدیدنظر را تعیین ننموده است که علت آن محدود بودن مهلت تجدید نظر است زیرا قرار ابطال دادخواست ، زوال دعوای تجدید نظر را در پی داشته و در نتیجه راًی قطعی می‌شود.

همچنین آثار و احکام استرداد دادخواست ورود ثالث و جلب ثالث در این مرحله مانند استرداد دادخواست تجدید نظر است. به عبار ت دیگر قانون‌گذار در این موارد هم مقطع استرداد دادخواست را تعیین نکرده است.

6. فرجام خواه می‌تواند دادخواست فرجامی خود را مسترد کند. )مستنبط از ماده 415 ق.آ.د.م)

قانون‌گذار استرداد دادخواست فرجامی را پیش بینی نکرده است، ولی با توجه به ملاک ماده 363ق.آ.د.م . احکام و آثار دادخواست تجدید نظر بر آن مترتب است.

7.واخواه نیز می‌تواند دادخواست واخواهی خود را مسترد کند. وحدت ملاک ماده 363 ق.آ.د.م)

در این مورد نیز استرداد دادخواست واخواهی پیش بینی نشده است ولی با توجه به ملاک ماده 363ق.آ.د.م . احکام و آثار دادخواست تجدید نظر بر آن مترتب است.

اثر استرداد بر دعوای طاری

نکته پایانی این که استرداد دادخواست و ابطال دادخواست دعوای اصلی ، هیچ اثری بر دعاوی طاری متقابل، جلب ثالث،اضافی، ورود ثالث، ندارد. در این موارد دادگاه باید به این دعاوی همانند دعوای اصلی رسیدگی کند زیرا رسیدگی نکردن به هر دعوایی که اقامه شده باشد مستلزم تصریح قانونی است که در این خصوص وجود ندارد.

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS