دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استغاذه

در این باره ابو حامد غزالی می گوید: هنگامیکه« اعوذ بالله من الشیطان الرجیم »، می گویی ، بدان که شیطان دشمن توست ، وبخاطر حسدی که به جهت مناجات تو با خدا و سجده ات به درگاه او بر تو می برد، درصدد انحراف قلب تو از خدا می باشد .
استغاذه
استغاذه

در این باره ابو حامد غزالی می گوید:

هنگامیکه« اعوذ بالله من الشیطان الرجیم »، می گویی ، بدان که شیطان دشمن توست ، وبخاطر حسدی که به جهت مناجات تو با خدا و سجده ات به درگاه او بر تو می برد، درصدد انحراف قلب تو از خدا می باشد . زیرا که او بخاطر ترک یک سجده ، از رحمت خدا دور مانده ، توفیق انجام آنرا نیافته است.

باید استعاذه ات به خدا ، همراه با ترک کردن آنچه شیطان علاقه دارد و عمل ، به آنچه که خدا دوست دارد ، باشد. و این مسأله ،‌فقط گفتار زبانی نباشد، که اگر اینگونه بود ، مثل این است که ، حیوان درنده یا دشمنی قصد حمله به انسان نماید و انسان بگوید : از شرّ تو به این قلعه‌ی محکم پناه می برم ، ولی در مکان خود ثابت مانده ، فرار نکند . مسلما این سخن او را از شر حیوان درنده نفعی نمی بخشد، و پناه بردن جز با تغییر مکان صورت نمی پذیرد . همچنین اگر انسان ، پیروی از شهوات را که شیطان دوست دارد و خدا از آن تنفر دارد بنماید، مسلما گفتن استعاذه ، به او سودی نمی بخشد بلکه ، باید مصمم بر این نیز باشد که از شر شیطان به قلعه محکم الهی پناه برد. و قلعه و پناهگاه الهی ، قول« لا اله الا الله» می باشد ، زیرا که خداوند در قولی به پیامبر فرمود : سخن «لااله الا الله» دژ و قلعه من است.[1]

وکسی که به این قلعه الهی پناه برده است که معبودی برای او جز خدا نباشد و اگر کسی الهش را هوای نفس خویش قرار دهد او درمحضر شیطان بوده ، در قلعه الهی نمی باشد.

بدان که از جمله کید ها و حیله های شیطان آن است که در نماز تو را به فکر آخرت و تأمل در انجام کارهای خیر مشغول کرده از تأمل در مفاهیم نماز باز می دارد ، تا از فهم آنچه در نماز می خوانی شوی . پس بدان هر چه تو را از فهم معانی قرآن باز دارد ، شیطانی است ،‌که در قرائت هدف اصلی، حرکت زبان نبوده ، بلکه هدف ،‌درک معانی است . مردم در قرائت سه دسته اند:

«فردی که زبانش ار حرکت می دهد و قلبش غافل است . کسی که زبانش را حرکت می دهد و قلبش از زبانش پیروی می نماید. از زبان می فهمد و می شنود ، همانطور که از دیگران استماع می نماید و این درجه اصحاب یقین است . و فردی که قلبش در درک معانی بر زبان سبقت می گیرد ، و زبان را برای ترجمه مفاهیم خود به خدمت می گیرد . البته فرق است بین آنکه زبان ، ترجمان قلب او باشد ، تا اینکه زبان معلم قلب وی باشد. مقربین در گاه الهی ، زبانشان مترجم و پیروقلبشان می باشد . پس بر تو بادا به خضوع و خشوع و حضور قلب در نماز .»[2]

    منبع: بنیادهای اخلاق اسلامی ، علامه سید عبدالله شبر،چاپ دوم سال 1369،‌ناشر/بنیاد فرهنگی امام المهدی (عج) صفحه151
    پی نوشت:
  • [1] . بحارالانوار (چاپ آخوندی سید محمد باقر مجلسی ، جلد3، صفحه 6)
  • [2] . احیاء العلوم ، جلد 1 ، صفحه 167

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS