دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استفاده از فرصت‌ها

No image
استفاده از فرصت‌ها

استفاده از فرصت‌های مناسب و بهره وری از عمر که با ارزشترین سرمایه انسان است، پایه اساسی موفقیت و پیروزی بشر در جمیع شئون مادی و معنوی است. امام علی (ع) در یکی از حکمت‌های نهج البلاغه فرمود: «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی كه فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده كنید».

نكات تشبیه گذر وقت به گذر ابر در کلام مولا علی (ع) این‌گونه بنظر می‌رسد: ۱- همان‌گونه كه ابرها را اگر یك لحظه نگاه كنی ثابت می‌بینی ولی در عرض چند دقیقه شكل آن عوض می‌شود فرصت‌ها هم قابل دسترس به نظر می‌آیند و انسان بی خیال از آنها می گذرد و تا به خود آید از دست می‌رود. ۲- همانگونه که هر ابری برای وضعیتی مناسب است یكی برای باران یكی برای رعد و برق و یكی فقط سایه دارد هر فرصت هم برای كاری مناسب كه همان كار باید انجام شود. ۳- همانگونه كه ممكن است یك ابر برود و روزها آسمان بدون ابر باشد موقعیت و فرصت هم ممكن است چون از دست برود مدت‌های زیادی طول بكشد تا آن موقعیت دوباره مهیا شود و شاید همان موقعیت با همان مزیت‌ها دیگر تکرار نشود!

عوامل از دست دادن فرصت‌ها

برخی از عواملی كه باعث می‌شود، انسان نتواند به خوبی از فرصتها بهره برداری كند، عبارت است از:

كسالت و تنبلی

كسالت و تنبلی، نوعی بیماری است كه چون خوره، دین و دنیای انسان را نابود می‌سازد. از این رو اسلام آن را نكوهش كرده و پیروان خود را، از دچار شدن به آن برحذر می‌دارد.

كار امروز به فردا وانهادن

تأخیر انداختن كارها و كار امروز را به فردا وانهادن از جمله آفت‌های از دست دادن فرصت‌ها محسوب می‌شود. در روایات اسلامی، از این موضوع با عنوان (تسویف) یاد شده است. امیرمؤمنان (ع) در نامه ای به یكی از یارانش می‌نویسد: «فتدارَكْ ما بقِی مِنْ عُمْرِكَ وَلا تَقُلْ غَدا وَبَعْدَ غَدٍ فَاِنَّما هَلَكَ مَنْ كانَ قَبْلَكَ بِاِقامَتِهِمْ عَلَی الاْمانِی وَالتَّسْویفِ حَتّی اَتاهُمْ اَمْرُاللّهِ بَغْتَه وَهُمْ غافِلُونَ» «باقیمانده عمرت را تدارك كن و نگو فردا و پس فردا. همانا پیش از تو، كسانی هلاك شدند كه روی آرزوها و تأخیر انداختن كارها ایستادند، تا ناگهان امر خدا فرا رسید در حالی كه آنان، غافل بودند.»

بهترین بهره وری از فرصت‌ها

امام علی (ع) در تفسیر آیه شریفه «لا تنس نصیبک من الدنیا» (سوره قصص، آیه ۷۷) می‌فرماید: «لا تنس صحتک و قوتک و فراغک و شبابک و نشاطک ان تطلب بها الآخره.» «فراموش نکن که با بهره گیری از سلامتی و نیرو و فراغت و جوانی و شادابی ات، آخرت را به دست می‌آوری».

کلام آخر

هر چیزی در دنیا قابل جبران است به جز فرصت‌ها. هر دقیقه از عمر انسان سرمایه ای ا‌ست که از دست می‌رود و هرگز باز نمی‌گردد. تصور انسان این‌ است که عمرش تا ابدیت گسترده است، به همین دلیل قدر فرصت‌ها را نمی‌داند و زمان را به بطالت و سهل و آسان از دست می‌دهد! شاید زمانی به خود بیاید که دیگر دیر شده و غبار پیری چهره را فراگرفته است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS