دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استوارگویی و مراعات حق

No image
استوارگویی و مراعات حق

یكی از مهم‌ترین معیارهای سخن پاكیزه، استوارگویی و مراعات موازین حق و انصاف است. شخصی كه سخن می‌گوید باید به گونه‌ای سخن گوید كه از حق و انصاف بیرون نرود و كلامی سنجیده بر زبان آورد. استواری كلام به درستی و بیانگر واقعیت و حق بودن آن است. اگر كسی با استدلال و برهان سخن گوید و كلام و سخن وی بیانگر واقعیت یا حقایق باشد و از گمانه‌زنی و دروغ به دور باشد كلامی استوار گفته است. بنابراین استواری كلام و سخن را می‌بایست در حق بودن آن جست وجو كرد و هر كلام باطلی سخن ناپخته و نااستوار است كه می‌بایست از آن پرهیز كرد.قرآن در آیه 9 سوره نساء از مردمان می‌خواهد كه تقوای الهی را در پیش گیرند و برای بیان یكی از مصادیق این تقوا به مساله سخن استوار اشاره می‌كند. در حقیقت از نظر قرآن كسی كه سخنی باطل و دروغ می‌گوید تقوای الهی ندارد و از خداوند نمی‌هراسد. از این رو سخن استوار و راستگویی و بیان حق به معنای تقوا داشتن است. اگر كسی بخواهد مصداق انسان متقی را بیابد می‌بایست به این اصول ریز و درشت توجه داشته باشد كه یكی از آنها رعایت راستگویی در كلام و سخن است. انسان متقی همواره راستگوست و سخنی دروغ و نادرست و زشت به زبان نمی‌آورد (احزاب آیه 70). قرآن به مردم فرمان می‌دهد كه فرزندان خویش را از خداوند بترسانند و به آنان بیاموزند تا با راستگویی تقوای الهی را پیشه خویش سازند. آموزش راستگویی و سخن استوار گفتن امری است كه می‌بایست همگان در حوزه جامعه‌پذیری بدان توجه داشته باشند. آفاتی كه از دروغگویی در فرد و جامعه پدیدار می‌گردد آنچنان زیاد است كه خداوند از همگان می‌خواهد كه نه تنها خود را مدیریت و كنترل كنند و از بیان سخن نادرست و نااستوار بازدارند بلكه فرزندان خویش را این چنین آموزش دهند و نگذارند كه با سخنان سست و دروغ، تقوای الهی را خدشه‌دار سازند. از نظر قرآن اصول اصلی و اساسی هستی بر عدالت نهاده شده است و امری در آفرینش نیست كه از حوزه عدالت بیرون باشد. از این رو از همگان خواسته شده كه هم به عدالت به عنوان ارزش توجه داشته باشند و هم به عنوان روشی در همه جنبه‌های زندگی عمل كنند. عدالت هم ابزاری برای دستیابی به تقواست و هم تقوای همان عدالت، رفتار عدالت محور است. انسان می‌بایست در عقاید و همه امور خویش عدالت را به عنوان ارزش و هم روشی كامل برای دستیابی به كمالات فردی و اجتماعی درنظر داشته باشد. یكی از اموری كه عدالت در آن مهم است و شخص می‌بایست در آن رعایت عدالت را بنماید مساله سخن گفتن است. از این رو خداوند در آیه 152 سوره انعام از همگان خواسته است كه براساس حق و عدالت سخن گویند.این مساله به‌ویژه در هنگام بیان شهادت و گواهی و داوری، مهم و اساسی و در مورد خویشان از اهمیت بیشتری برخوردار می‌باشد؛ زیرا گرایش طبیعی انسان به خویشان موجب می‌شود كه حق را نادیده گرفته و از جاده عدالت بیرون رود. براین اساس از همگان خواسته شده كه در مسائل به‌ویژه مسائل خویشان از راه عدالت دور نشده و سخنی ناروا و نادرست و باطل و دور از عدل و عدالت بر زبان نرانند؛ و اذا قلتم فاعدلوا و لو كان ذاقربی.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS