دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسراف؛ تجاوز از حد اعتدال

No image
اسراف؛ تجاوز از حد اعتدال

زهرا اجلال

افطاري دادن به روزه داران و ميزباني از اين بندگان شايسته، از سنت‌هاي نخستين مسلمانان در ماه رمضان است و افزون بر آنكه پاداش فراواني براي افطار‌دهنده به همراه دارد، در ايجاد همدلي و اتحاد ميان مسلمانان بسيار موثر است. سفره‌هاي افطار در ماه مبارك رمضان ‌ميهمانان بسياري را برخود مي‌بيند كه شايسته است بنابر تعاليم آيات و روايات اسلامي در اكرام ميهمان تلاش كرد، اما اين تكريم نبايد با اسراف و سفره‌هاي رنگين همراه باشد. اسراف يكي از مفاهيم مذموم و ناپسندي است كه بيشتر از 20 مرتبه در آيه‌هايي از سوره‌هاي مختلف قرآن كريم با شكل‌ها و معاني گوناگون – كوتاهي و زياده روي و تجاوز از حد اعتدال – به آن اشاره و به دوري جستن از آن تاكيد شده و نيز چگونگي و عاقبت اسراف‌كنندگان با عناوين متفاوت تعبير شده است. اسراف در زمينه‌هاي مختلف از جمله اقتصادي، اعتقادي، اخلاقي و … امكان بروز دارد و هر نوع آن مذموم و ناپسند بوده چرا كه آثار اجتماعي اسراف در حوزه هنجاري بسيار زياد و تاثيرگذار است. خداوند در قرآن از مومنان مي‌خواهد كه همواره اعتدال و ميانه روي در امور را سرلوحه كار خويش قرار داده و با اسراف كردن موجبات تباهي و فساد در جامعه و زمين را فراهم نياورند.

تجاوز كردن از حد

اسراف، بطور كلي به معناي تجاوز كردن از حد و زياده‌ روي است، كه بعضي مواقع در مسائل مادي و مالي، و گاهي نيز در مسائل فوق اينها اتفاق مي‌‌افتد. مثلاً ما از جانب خداوند دستور داريم تا از امانت‌‌هاي بزرگي كه در اختيار ما قرار داده است - مانند چشم و زبان - به خوبي بهره ببريم؛ آن هم در حد عادلانه و تعادل، يعني نه نسبت به آن زياده ‌روي كنيم و نه تنگ نظري كرده و بخل بورزيم. پس انسان مسلمان و كسي كه تابع حق تعالي است بايد هميشه اين حد تعادل را در زندگي خود رعايت كند.

فلانی سنگ تمام گذاشت؟!

همه ساله با فرا رسيدن ماه مبارك رمضان، برخی سازمان‌ها و عده‌اي از خانواده‌ها اقدام به دعوت ميهمان براي ضيافت افطاري كرده و سفره‌هايي رنگين و متنوع و به قول امروزي‌ها باكلاس با هزينه‌هاي صدها و بلكه ميليون‌ها توماني پهن مي‌كنند. با كمال تاسف اما ديده مي‌شود كه در يك مرحله، يعني بعد از افطاري مختصر، خدمتكاراني با چرخ‌هاي دستي به راه افتاده و ته‌مانده افطاري‌ها كه برخي از آنها حتي هيچ دستي نخورده را راهي كيسه‌هاي زباله كرده تا به قول خودشان ظروف اضافي را برداشته و مقدمات بساط شام را مهيا كنند!از طرف ديگر در مرحله آخر و با پايان يافتن صرف شام توسط ميهمان‌ها كه عده زيادي غذاهاي خود را در حد چند قاشق ميل كرده‌اند، بشقاب‌هاي پر يا نيمه از شام مصرفي توسط خدمتكاران مجدداً راهي كيسه‌هاي زباله مي‌شوند و اينجاست كه اسراف جايگاه اول را در برخی مراسم ضيافت افطاري به خود اختصاص مي‌دهد. چرا؟!آيا اين اسراف، ولخرجي و ريخت و پاش نيست؟ آيا نوعي تصرف در نعمت‌ها و مواهب الهي بيرون از مرز‌ها و چارچوب‌هاي طبيعي، اخلاقي و عقلي آن نيست؟ هزينه اين افطاري از كدام منبع تامين شده كه بايد اينچنين حيف و ميل شود و از طرفي به آن افتخار مي‌كنند تا همه بگويند فلاني سنگ تمام گذاشت يا آخر كلاس بود؟ چرا بايد با اينگونه اسراف و بي‌توجهی به ارزش‌ها و كاركرد نعمت‌ها، آن را به گونه‌اي مصرف كنيم كه نه تنها خود از آن بهره‌اي نمي‌بريم بلكه موجب نابودي نعمت شده و ديگران را نيز از بهره مندي آن محروم مي‌سازيم. چرا در جامعه‌اي كه همه خود را مسلمان و اهل نماز و روزه مي‌دانيم بايد اينگونه نعمت‌هاي خدا را دور بريزيم و اسراف كنيم. اشتباه برداشت نشود؛ ما هرگز با اصل افطاري دادن مخالفتي نداريم و آن را امري پسنديده و مقبول مي‌دانيم، چنانچه در سيره پيامبر و ائمه معصومين (ع) و در دين ما هم به اين امر سفارش فراواني شده اما نه بدين نحو كه بار گناه آن بسيار بيشتر از ثواب و اجر دنيوي و اخروي آن باشد چرا كه مي‌توان با به كار بردن روش‌هاي صحيح و درست، بهترين و آبرومندترين مراسم را برگزار كرد. آن چه در اين جا مورد نظر و اهتمام جدي است بازخواني تحليل قرآن كريم از آثار و پيامدهاي اسراف و تبذير در حوزه اقتصادي و مصرف است كه عامل مهمي در ايجاد قحطي و گرسنگي ذكرشده است. بياييم قدر نعمت‌هاي گوناگون خداوند متعال را بدانيم و شكر آن را به جا آوريم و نگذاريم اينگونه اسراف‌ها صورت گيرد. خداوند در آيه 141 سوره انعام و 31 سوره اعراف به صراحت بيان مي‌دارد كه مسرفان در حوزه اقتصادي و مصرف را دوست نمي‌دارد.

اسراف، تجاوز از حد اعتدال است

قرآن مي‌فرمايد: «و الّذين إِذا أنْفقُوا لمْ يسْرِفُوا و لمْ يقْتُرُوا و كان بين ذلِك قواماً» (فرقان /67) خداوند مي‌‌‌فرمايد: بندگان او كساني هستند كه هرگاه اموال خود را مصرف مي‌كنند اسراف نمي‌كنند، و تنگ نمي‌گيرند يعني بخل نمي‌ورزند و انفاقشان هميشه ما بين اسراف و بخل است و تعادل و درستي اين است كه انسان بين اسراف و بخل ‌ورزي حركت بكند و اين يك كار عقلاني است. طبعاً اين مساله را عقل مي‌پسندد و مي‌‌پذيرد، لذا اين دستور تاكيدي بر حكم عقل است تا افرادي كه عاقلند و اهل درايت و درك هستند اينگونه در مسائل اقتصادي حركت كنند تا خود و جامعه دچار مشكلات نشوند.

نمی‌خواهد افطاری بدهيم!

نيازي نيست افطاري بدهيم اگر هدفمان از افطاري دادن، چشم و هم ‌چشمي و نشان دادن خودمان و همچنين شنيدن تعريف و تمجيد ديگران است چون اين امر باعث خارج شدن از حالت تعادل مي‌شود و چه بسا اجر و پاداش اخروي هم نخواهد داشت و بلكه دچار عقاب هم خواهيم شد. زماني اين اتفاق بيشتر مي‌‌افتد كه بعد از ميهماني‌ها و افطاري‌ها بسياري از ميوه‌ها و غذاها دور ريخته می‌شوند و به مصرف اصلي خود نمي‌‌رسند كه اين امر، حرام و گناهي بزرگ به شمار مي‌‌رود و ما متاسفانه به آن توجه نكرده و از مشي پيامبر اكرم و اهل بيت (ع) خارج شده و دچار گناه شده‌ايم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS