دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اشرس بن عبدالله سلمی

No image
اشرس بن عبدالله سلمی

كلمات كليدي : تاريخ، امويان، اشرس بن عبدالله سلمي، هشام بن عبدالملك، حكم بن عوانه، ابو الصيداء،ثابت بن قطنه ازدي

نویسنده : مريم علوي

اشرس بن عبدالله سلمی‌والی هشام بن عبدالملک بر خراسان، سمرقند، بخارا و بیکند بود.[1] به نقل از ابن اثیر آمده است که اشرس مردی فاضل و پرهیزگار و نیک سرشت بود و او را به سبب فضل و فضیلتش مرد کامل می‌نامیدند و هنگامی‌ که به خراسان رسید مردم بسیار خشنود شدند.[2]

اشرس به هنگام امارت خراسان کاتبی نبطی به نام عمیره و مکنی به ابو امیه داشت.[3] پیش از اشرس، حکم بن عوانه کلبی والی خراسان بود و هشام بعد از او اشرس بن عبدالله سلمی ‌را به امارت ایالت خراسان منصوب کرد.[4]

نبردهای اشرس بن عبدالله

اشرس در مدت امارت بر خراسان در بلاد ماوراء‌النهر و فرغانه غزاها نمود.[5] وی در آغاز حکومت بر خراسان در برابر حدود صد هزار سپاهیان ترک غیر مسلمان که به جنگ بر علیه حکومت مرکزی برخاسته بودند؛ جنگید و پس از این که از مسلمانان حدود هزار نفر کشته شدند ترکان را شکست داد و تا سمرقند ایشان را عقب نشاند و به بلخ بازگشت.[6]

جزیه و خراج در زمان اشرس بن عبدالله

نقل شده است که اشرس هنگام ولایتداری خراسان گفت: یکی را بجویید که متقی باشد و فاضل که او را سوی مردم ماوراء‌النهر فرستم که آن‌ها را به اسلام بخواند. ابوالصیداء صالح بن طریف وابسته بنی ضبه را بدو نشان دادند؛ ولی ابوالصیداء گفت: من در زبان فارسی مهارت ندارم؛ ولی می‌روم به شرط آن که هر کس اسلام بیاورد از او جزیه گرفته نشود. اشرس موافقت کرد. ابوالصیداء به یاران خویش گفت: من روان می‌شوم اگر عاملان همکاری نکردند، مرا بر ضد آنان کمک کنید. ابوالصیداء به سوی سمرقند رفت. آمده است وی مردم سمرقند و اطراف آن را به اسلام خواند به شرط آن که جزیه از آن‌ها برداشته شود و کسان با شتاب به مسلمانی روی آوردند.[7]

در آن زمان حسین بن ابی العمر عامل جنگ و خراج آن دیار بود. به نقل از طبری پس از گرویدن مردم آن سامان به اسلام خراج آن دیار کاهش چشمگیری یافت و ابو امیه کاتب، اشرس را تشویق به شرارت و افزایش خراج کرد و اشرس به ابی‌العمر بر خلاف توافق قبلی نوشت: خراج مایه قوت مسلمانان است. شنیده‌ام که مردم سغد و امثال آن‌ها از روی دلبستگی اسلام نیاورده‌اند، بلکه برای فرار از جزیه به مسلمانی روی آورده‌اند. بنگر هر کس ختنه کرده و فرایض را به پا داشته و اسلامش نکو شده و سوره‌ای از قرآن آموخته خراج از او بردار.[8]

پس از چندی اشرس، ابوالعمر را از خراج برداشت و آن را به هانی بن هانی داد. گویند هانی و عاملان وی جزیه را بر مسلمان شدگان برگرداندند. مطابق روایت دیگری اشرس، مجشر بن مزاحم سلمی ‌را به جای وی منصوب کرد.[9]

در روایتی آمده است هانی و عاملان وی در گرفتن خراج اصرار ورزیدند و بزرگان عجم را تحقیر کردند، به طوری که جامه‌هایشان را پاره کردند و کمربند هایشان را به گردن هایشان افکندند و از مردم ضعیف که مسلمان شده بودند جزیه گرفتند، به همین جهت مردم سغد و بخارا کافر شدند و ترکان شورش کردند.[10]

پس از مدتی فردی به نام ثابت بن قطنه ازدی به طرفداری از مردم به شورش بر علیه اشرس پرداخت. این فرد را از آن جهت قطنه می‌نامیدند که چشمش بیرون آمده بود و بر آن پنبه‌ای می‌نهاد. اشرس کسی را فرستاد تا اجتماع ایشان را بپراکند و ثابت را گرفت و به زندان افکند و پس از مدتی او را به کفالت آزاد کرد و به سویی فرستاد. آن گاه ترکان بر ضد او خروج کردند و وی را کشتند.[11]

مقاله

نویسنده مريم علوي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS