دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اصل برائت

No image
اصل برائت

كلمات كليدي : اصل برائت، اصل عدم، قاعده درءالحدود بالشبهات، اصل عدم ولايت

نویسنده : اصغر رسولي آذر

برائت واژه‌ای عربی و در لغت به معنای رهایی، بی‌گناهی و پاکدلی آمده است و معنای اصطلاحی آن در حقوق کیفری طبق اصل 37 قانون اساسی «هیچ‌ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت شود» و در حقوق خصوصی (مدنی) طبق ماده 1257 قانون مدنی «هر کس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند...»

تاریخچه:

«اصل برائت» در دو قرن اخیر و به ویژه پس از جنگ جهانی دوم مورد اقبال و عنایت خاص حقوقدانان و قانونگذاران در حقوق داخلی کشورها و نیز موضوع اعلامیه‌ها و کنوانسیون‌ها در سطح منطقه‌ای یا بین‌المللی قرار گرفته است».

ماده 9 اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه با عبارت «هر انسانی بی‌گناه است مگر اینکه بزهکاری او ثابت شود بر اصل برائت تأکید کرد و این اصل از آنجا به سایر کشورهای اروپایی و غیراروپایی تسری یافت.

و در 10 دسامبر سال 1948 بند اول ماده 11 اعلامیه جهانی حقوق بشر مقرر داشت «هر کس که به بزه‌کاری، متهم شده باشد بی‌گناه محسوب خواهد شد....» و سپس در بند 2 ماده 14 میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی در سال 1966 بر آن تأکید مجدد شد.

برخی معتقدند اصل برائت کیفری یا فرض بی‌گناهی از ابتدای تاریخ بشر تاکنون پیوسته حاکمیت داشته و قابل استناد بوده است امّا نکته اصلی در نقشی است که این اصل در دادرسی‌های کیفری بر عهده داشته است. در بسیاری از مقاطع تاریخی میزان و کیفیت ارزش‌گذاری به فرض بی‌گناهی متهم متفاوت بوده است و در بعضی از دوره‌ها این فرض باکمترین قرینه و اماره، آثار خود را از دست می‌داده است».

به عنوان مثال در حقوق روم به دستور آنتوینوس مقرر شد «در موارد شک و تردید نسبت به مجرم بودن متهم باید به سود او قضاوت شود و هر کس تا زمانیکه جرم او به اثبات نرسد بی‌گناه است».

برخی معتقدند « اولین نظام حقوقی که اصل برائت را به صورت حقوقی و با همان معنای امروزی آن اعلام و قبول کرد نظام حقوقی اسلام می‌باشد مفاد این اصل هم از جنبه شرعی مورد تأکید ائمه معصومین (ع) قرار گرفته است».

مبانی اصل برائت:

1- اصل عدم

این اصل از جمله اصول عقلی است که بیان می‌دارد فرض بر عدم هر چیزی است مگر آنکه وجودش ثابت گردد مطابق این اصل فرض بر عدم ارتکاب اعمال مجرمانه است مگر آنکه ارتکاب آن توسط مرتکب اثبات شود،این موضوع در علم اصول فقه با عنوان استصحاب عدم، مطرح می‌شود.

2- قاعده «تدرء الحدود بالشبهات»

طبق این قاعده که در مواد مختلف قانون مجازات اسلامی (1370) نیز مفاد آن منعکس شده است از محکوم کردن و مجازات کردن شخص متهم در موارد وجود شبهه خودداری می‌شود مثلاً طبق تبصره 1 ماده 166 قانون فوق‌«در صورتی که شراب خورده مدعی جهل به حکم یا موضوع باشد و صحت دعوای وی محتمل باشد محکوم به حد نخواهد شد».

3- حفظ نظم قانونی

از آنجا که تعرض به حقوق فردی و اجتماعی یا محروم ساختن اعضای جامعه از این حقوق، فقط در موارد استثنایی مجاز است که قانونگذار با وسواس شدید پیش‌بینی کرده است از این موضوع در حقوق عمومی با عنوان اصل عدم ولایت افراد بر دیگران، مگر در موارد قانونی یاد می‌شود.

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق جزای عمومی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS