دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اصول معاشرت صحيح

No image
اصول معاشرت صحيح

انسان به عنوان موجودي ذي شعور وقتي كه در بين همنوعان خود زندگي مي‌كند ناچار است قوانيني را رعايت كند؛ از جهتي نيز دين اسلام به عنوان كامل‌ترين اديان همه جنبه‌هاي وجودي انسان را در نظر گرفته و بهترين برنامه‌ها و اصول را در روابط بين انسانها معرفي كرده است. لذا انساني كه به دنبال بهترين اصول براي معاشرت با ديگران است بهتر است به اين برنامه جامع رجوع كرده و از آن بهره گيرد. بنابراين اصولي كه مي‌تواند انسان را در معاشرت با ديگران كمك رساند و سعادت دنيوي و اخروي او را به همراه داشته باشد از اين قرار است:

1ـ احترام‌ به‌ شخصيت‌ ديگران‌

اگر كسي انتظار دارد كه ديگران با او محترمانه رفتار كنند، نخستين قدم اين است كه خودش با ديگران با احترام رفتار كند. مردم براي دوستي ورزيدن با افراد مال و منزل نمي‌خواهند بلكه صرفاً خواهان احترام و بزرگداشت خود از سوي آنان هستند. حال لازم است كه اين احترام هم در گفتار باشد و هم در كردار. سيره عملى رسول اكرم بدين گونه بوده است: هنگامى كه برادران دينى بر آن بزرگوار وارد مى‌شدند، به احترامشان از جا بر مى‌خاست، براى آنان جا باز مى‌كرد و زيرانداز پهن مى‌کرد، گاهى عباى خود را از دوش كشيده براى ديگران مى‌انداخت، براى تكيه‌دادن ايشان بالش فراهم مى‌ساخت و اگر برادر دينى‌اش از راه دور مى‌آمد، چند قدمى به استقبالش رفته و او را به آغوش مهر مى‌كشيد و پيشانى‌اش را مى‌بوسيد.(1)

2ـ خدمت‌ به‌ خلق

از نقاط بسيار حساس در اخلاق اسلامي حس تعاون و خدمت به مردم بويژه خدمت به مومنان و صالحان است. از مجموعه تعاليم اسلامي و سيره اولياء این‌طور بر می‌آید كه پس از اداي فرايض، بالاترين وسيله براي تقرّب به خداوند متعال اين خصلت نيكو است. اولياي خداوند همواره در خدمت مردم بودند و شخصاً در رفع حوايج آنان اقدام مي‌كردند. امام كاظم (ع) می‌فرماید: اِنّ خواتيم أعمالِكُم قضاءُ حوائجِ إخوانِكُم والإحسانِ إليهِمْ ما قدرْتُم و الاّ لمْ يقْبلْ مِنْكُم عملٌ (2). همانا مُهر قبول اعمال شما، برآوردن نيازهاي برادرانتان و نيكي كردن به آنان در حد توانتان است و الا (اگر چنين نكنيد)، هيچ عملي از شما پذيرفته نمي‌شود. امام صادق (ع) می‌فرماید: قال ا... عزّوجل: ألخلقُ عِيالي فأحبُّهُمْ إِلي ألْطفُهمْ بِهمِ و أشعاهُمْ في حوائِجِهِمْ (3). خداي متعال مي‌فرمايد: مردم خانواده من هستند، پس محبوبترين آنان نزد من كساني هستند كه با مردم مهربان‌تر و در راه برآوردن نيازهاي آنان كوشاتر باشند. رسول خدا (ص) فرمود: «دخل عبْدٌ الْجنّه بِغُصْنٍ من شوكٍ كان علي طريقِ الْمسلمين فاماطهُ عنهُ» (4). بنده‌اي از بندگان خدا در اثر اينكه شاخه خاري را از سر راه مسلمين برداشت اهل بهشت شد.

3ـ معاشرت‌ با خوبان‌

معاشرت با دوستان بد، انسان را از مسير تكامل باز مى‌دارد. به همين دليل مسلمان، بايد دوستان خود را با صلاحديد دين خود انتخاب نمايد، يعنى درباره اينكه با چه كسانى معاشرت کند و با چه كسانى معاشرت نکند، نظر اسلام را بداند. رسول اكرم (ص) می‌فرماید: الجليسُ الصّالِحُ خيرٌ مِن الوحدهِ، و الوحدهُ خيرٌ مِن جليسِ السّوءِ (5). هم نشين خوب، از تنهايى بهتر است و تنهايى از هم نشين بد بهتر است. امام صادق (ع) می‌فرماید: ادّبنى ابى بِثلاثٍ... ونهانى عن ثلاثٍ: قال لى: يا بُنىّ من يصحب صاحِب السّوءِ لا يسلم و من لا يقـيد الفاظهُ يندم، و من يدخُل مداخِل السّوءِ يتّهم... و نهانى ان اُصاحِب حاسِد نِعمهٍ و شامِتا بِمُصيبهٍ، او حامِل نميمهٍ(6)؛ پدرم مرا به سه چيز ادب آموخت و از سه چيز نهى فرمود. سه نكته ادب اين بود كه فرمود: فرزندم! هركس با دوست بد بنشيند، سالم نمى‌ ماند و هر كس گفتارش را كنترل نكند، پشيمان مى‌ شود، و هر كس به جايگاه‌ هاى بد وارد شود، مورد بدگمانى قرار مى‌ گيرد (زير سوال مىرود) و آن سه چيز كه مرا از آن نهى فرمود: دوستى با كسى كه چشم ديدن نعمت كسى را ندارد، و با كسى كه از مصيبت ديگران شاد مى‌ شود و نیز دوستی با سخن‌چين.

4ـ هديه‌ دادن به ديگران

از دستوراتي كه در آموزه‌هاي ديني تاكيد بر آن شده، هديه دادن به ديگران است؛ البته يادآوري اين مساله ضروري است كه هديه در متون ديني مفهومي وسيع‌تر از هداياي مادي است و شامل هداياي معنوي نيز مي‌شود. در هديه دادن بايد به كيفيت و آثار تربيتي ـ معنوي هديه توجّه شود و ارزش مادي و مالي آن نبايد مورد توجه باشد، از همين رو مصاديق معنوي هديه بر مصاديق مادي آن اولويت داده شده است؛ از آنجا كه در بحث هديه، مهمّ آثار تربيتي است؛ شايسته است كه در تهيه آن، علاقه و شوق كساني كه هديه براي آنان خريداري مي‌شود، در نظر گرفته شود؛ تا با ديدن آن، هيجان و شور و شوق روحي در دريافت‌كنندگان هديه ايجاد شود و موجب ايجاد صميميت و همدلي بين آنان شود. پيامبر(ص) می‌فرماید: لا تزالُ‌ أُمّتِي‌ بِخيرٍ ما تحابُّوا و تهادوْا و أدّوُا الْأمانة (7) امّت من تا هنگامى كه يكديگر را دوست بدارند، به يكديگر هديه دهند و امانتدارى كنند، در خير و خوبى خواهند بود؛ همچنین فرمودند: تهادوا فإِنّها تذهبُ بِالضّغائِنِ (8). به يكديگر هديه بدهيد، زيرا كينه‌ها را از بين مى برد.

5ـ حفظ امانت ديگران

امانتداري و بازگرداندن به موقع و همراه با حفظ سلامت امانت، يكي از خصايل پسنديده در اسلام است. معمولاً انسان در زندگي به انسان‌هاي امين نيازمند مي‌شود، تا مال، وسيله، راز يا مطلب مهمي را نزد آنها به امانت بسپارد. امانت‌گذاري ناشي از اعتماد به امانت‌گيرنده است. حفظ امانت ديگران، مراعات اعتماد آنها و احترام به احساسات پاك انساني است. امام صادق (ع) می‌فرماید: إنّ ا... عزّوجلّ لم يبعث نبياً إلّا بصِدقِ الحديثِ و أداءِ الأمانةِ إلي البرِّ و الفاجِرِ (9). خداي عزوجل هيچ پيامبري را نفرستاد، مگر با راستگويي و برگرداندن امانت به نيكوكار يا بد كار. رسول ا... (ص) می‌فرماید: اِن احببتُم ان يحِبّكمُ ا... و رسولُهُ، فادّوا اِذا ائتُمِنتُم و اصدُقوا اِذا حدّثتُم و احسِنوا جِوار من جاوركم(10). اگر مي‌خواهيد خدا و پيغمبر، شما را دوست بدارند، وقتي امانتي به شما سپردند، امانتداري كنيد و چون سخن گوييد، راست گوييد و با همسايگان خود به نيكي رفتار کنید. امام على (ع) می‌فرماید: الامانهُ تجُرُّ الرِّزق، و الخيانهُ تجُرُّ الفقر؛ (11) امانتدارى روزى مى آورد و خيانت در امانت فقر. بنابراين بر هر فرد جوياي حق لازم است كه در برخورد با ديگران اصول معاشرت را از سيره و روش اوصيا و اولياي الهي اتخاذ كند و اين بزرگواران را الگوي اخلاقي خود قرار دهد.

پي‌نوشتها:

1ـ بحارالانوار، ج 16، ص 235؛ وسائل‌الشيعه، ج 8، ص 559.

2ـ بحار الانوار، ج 75، ص 379.

3ـ الكافي، ج 2، ص 199.

4ـ سفينه البحار، ج 2، ص82.

5ـ امالى (طوسى) ص535.

6ـ تحف العقول ص376.

7ـ عيون اخبار الرضا ج2، ص29، ح25.

8ـ كافى، ج5، ص144، ح 14؛ من لا يحضر الفقيه ج3، ص299.

9ـ همان، ج2، ص104، ح1.

10ـ نهج الفصاحه، ح 554.

11ـ تحف العقول ص221.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS