دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعتدال در انفاق

No image
اعتدال در انفاق

انفاق، اعتدال

علی مهدوی

«والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یفتروا و کان بین ذلک قواما؛

آنان (بندگان حقیقی خدا)کسانی هستند که هر گاه انفاق کنند، نه‌اسراف کنند و نه سختگیری، بلکه در میان این دو، اعتدال‌ می‌ورزند»(فرقان:67).

رعایت اعتدال در همه چیز، حتی در انفاق و کمک به دیگران، یک اصل اساسی است. اعتدال،یعنی میانه‌روی و حدفاصل بین افراط و تفریط، که چنین‌کاری از نظر اسلام در همه چیز، محبوب و مطلوب است. قرآن ‌مسلمانان را به خاطر پیروی از اسلام، به عنوان «امت وسط‌» یعنی ‌امت معتدل خوانده و می ‌فرماید:

«و کذلک جعلناکم امه وسطا»(بقره:143).

قرآن کریم می فرماید:

«و لاتجعل یدک مغلوله الی عنقک؛

هرگز دست خود را بر گردن خویش زنجیر مکن»(اسراء:29).

این تعبیر کنایه لطیفی است از این که: دستِ دهنده داشته باش، و همچون بخیلان که گویی دستهایشان را به گردنشان با غل و زنجیر بسته‌اند و قادر به کمک و انفاق نیستند، مباش! از سویی دیگر «دست خود را فوق‌العاده گشاده مدار، و بذل و بخشش بی حساب مکن، که سبب شود از کار بمانی، مورد ملامت این و آن قرار گیری، و از مردم جدا شوی:

و لاتبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا».

همان گونه که، «بسته بودن دست به گردن» کنایه از بخل، «گشودن دست‌ها به طور کامل»، کنایه از بذل و بخشش بی حساب است.

تعبیر به «مَلُوم»، اشاره به این است که: گاه بذل و بخشش زیاد، نه تنها انسان را از فعالیت و ضروریات زندگی بازمی دارد بلکه زبان ملامت مردم را بر او می گشاید. انفاق و بخشش، اگر از حدّ بگذرد و تمام توان و نیروی انسان جذب آن گردد، طبیعی است انسان از ادامه کار، فعالیت و سامان دادن به زندگی خود وامی ماند، برهنه از نیروها و سرشار از غم می گردد، و طبعاً ارتباط و پیوند او با مردم قطع خواهد شد.

در بعضی از روایات که در شأن نزول این آیه، نقل شده، این مطلب به وضوح دیده می‌شود. از پیامبر اکرم‌(ص) در خانه بود، سئوال کننده‌ای در خانه آمد، چون چیزی برای بخشش آماده نبود، او تقاضای پیراهن کرد، پیامبر(ص) پیراهن خود را به او داد، و همین امر، سبب شد که: نتواند آن روز برای نماز به مسجد برود. این پیش آمد، زبان کفار و منافقان را باز کرده گفتند: محمّد خواب مانده یا مشغول لهو و سرگرمی است و نمازش را به دست فراموشی سپرده است. و به این ترتیب، این کار، هم ملامت و شماتت دشمن، و هم انقطاع از دوست را در پی داشت، و مصداق «مَلُوم محسُور» شد، آیه فوق نازل گردید و به پیامبر(ص) هشدار داد: این کار تکرار نشود.

بعضی نیز نقل کرده‌اند: گاهی پیامبر(ص) آنچه را در بیت المال داشت به نیازمند می داد، به گونه‌ای که اگر بعداً نیازمندی به سراغ او می آمد، چیزی در بساط نداشت، و شرمنده می‌شد، و چه بسا شخص نیازمند، زبان به ملامت می‌گشود، و خاطر پیامبر(ص)را آزرده می ساخت، لذا دستور داده شد: نه همه آنچه را که در بیت المال دارد انفاق کند و نه همه را نگاه دارد، تا این گونه مشکلات پیش نیاید.

>

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS