دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعتدال در کارهای خیر

پرسش: براساس آموزه‌های اسلامی آیا اسراف در کارهای خیر هم مصداق ضدارزش تلقی می‌شود؟
اعتدال در کارهای خیر
اعتدال در کارهای خیر

پرسش: براساس آموزه‌های اسلامی آیا اسراف در کارهای خیر هم مصداق ضدارزش تلقی می‌شود؟

پاسخ: اسراف به لحاظ لغوی به معنای تجاوز از مرز اعتدال در هر کاری است و هر آنچه که از حد میانه روی بگذرد ازمصادیق اسراف تلقی می‌شود. در این راستا براساس آیات و روایات به نظر می‌رسد، مقوله اسراف و خروج از حد اعتدال در امور خیر نیز از مصادیق ضدارزشی و سلبی توصیف و ارزیابی می‌گردد.

در این رابطه اگرچه برخی از روایات دلالت دارد که در کارهای نیک اسراف، نکوهیده نیست، مانند آنچه از پیامبراعظم(ص) نقل شده است که می‌فرماید:

« لاخیر فی السرف، ولاسرف فی الخیر»

در اسراف هیچ خیری نیست و در (کارهای) خیر، اسراف نیست. (بحارالانوار، ج77،ص165)

 

و یا در روایتی دیگر از امام علی(ع) آمده است:

«الاسراف مذموم فی کل شیء الافی افعال الخیر»

اسراف در هر چیزی ناپسند است، مگر در کارهای خیر. (غررالحکم، حدیث 1938).

 

اما از آنجا که شاخص ارزیابی محتوایی روایات، آیات قرآنی است و مفهوم و تفسیر آیات نباید با آیات قرآن در تناقض قرار گیرد. بنابراین مقصود از این روایات، این نیست که انسان حق دارد همه اموال خود را به بهانه نیکی کردن به دیگران ببخشد. و خود و خانواده خویش را به فقر و فلاکت بیندازد. قرآن کریم در مقوله انفاق که یک امر خیر و جنبه ارزشی دارد، انسان های شایسته را به صفت اعتدال در این کار خیر توصیف کرده و می‌فرماید:

«والذین اذا انفقوا لم یسر فوا ولم یقتروا و کان بین ذلک قواما»

و کسانی که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف می‌نمایند و نه سختگیری، بلکه در میان این دو، حد اعتدالی را رعایت می‌کنند. (فرقان-67)

و نیز در موردی که پیامبر گرامی(ص) همه اموالی را که نزد او بود، انفاق کرد، به گونه‌ای که دیگر نزد او چیزی نماند تا بتواند پاسخگوی نیاز دیگران باشد، خداوند ایشان را از این کار نهی فرمود:

«ولاتجعل یدک مغلوله الی عنقک ولاتبسطها کل البسط فتعقد ملوما محسورا!

هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد (نیز) دست خود را مگشای (رعایت حد اعتدال) که مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرو مانی. (اسراء- 29)

 

بنابراین مقصود از روایاتی که تأکید دارند بر اینکه در کارهای خیر و نیک اسراف نیست. دفع توهم نکوهیده بودن گشاده دستی در کارهای خیر و سرعت و سبقت در انجام امور پسندیده و نیکو می‌باشد، به این معنا که نه تنها در کارهای خیر گشاده دستی، سرعت، سبقت و افزون خواهی برای تهیه توشه و زاد آخرت نکوهیده نیست، بلکه نیکو و پسندیده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS