دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعتکاف

No image
اعتکاف

كلمات كليدي : اعتكاف، معتكف، پيامبر، مسجد، اسلام

نویسنده : علی قدسی

لغت:

ریشۀ این واژه، عَکَفَ یَعْکُفُ و یَعْکفُ و مصدر آن عَکْف عُکُوف به معنای روی کردن به چیزی، مواظبت بر چیزی، روی برنگرداندن از آن و به معنای اقامت بر چیزی نیز گفته شده است. اعتکاف از باب افتعال و به معنای اقامت در مکانی و حبس شدن در جایی استعمال شده است.[1] شیخ طوسی معنای لغوی آن را درنگ طولانی در یک مکان گفته است.[2]

در قرآن: مشتقات ثلاثی مجرد این واژه به صورت یعکفون، عاکف، عاکفین، به معنای معتکفین استعمال و در آیۀ 25 فتح به معنای محبوس بکار رفته است.

در اصطلاح: شهید اول اعتکاف را به سه روز و بیشتر ماندن در مسجد جامع در حال روزه تعریف کرده[3]. روشن است که تصرف شارع در معنای لغوی اعتکاف به اضافه کردن شرایطی به آن می‌باشد.

تاریخچه: از آیۀ زیر استفاده می‌شود اقامت در جایی برای عبادت، در ادیان توحیدی دیگر شناخته شده بود که:

«وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ» (بقره/125)

«خداوند به ابراهیم و اسماعیل (علیه‌السّلام) دستور می‌دهد خانه‌ام را برای طواف کنندگان و معتکفان و راکعان و ساجدان تطهیر کنید».

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هر سال ده روز از ماه رمضان را در مسجد النبی اعتکاف می‌کرد، ظاهراً اولین اعتکاف را در ده روز اول آن ماه و دومین اعتکاف را در ده روز دوم و سرانجام ده روز آخر ماه رمضان را برای اعتکاف انتخاب کرد، و به گونه‌ای به این کار اهمیت می‌داد که در سال دوم هجرت که جنگ بدر در ماه رمضان اتفاق افتاد و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نتوانست اعتکاف کند سال بعد، بیست روز اعتکاف کرد.[4] از آن حضرت، پاداش ده روز اعتکاف در ماه رمضان برابر با دو حج و دو عمره نقل شده است.[5] لیکن ثواب برآوردن حاجت مؤمن، برتر از دو ماه اعتکاف در مسجدالحرام می‌باشد.[6]

حکم اعتکاف:

در دین اسلام اعتکاف به خودی خود مستحب است اما به واسطۀ نذر یا قسم یا عهد یا اجاره و مانند آن واجب می‌شود و همچنین اگر کسی دو روز معتکف بود اعتکاف روز سوم بر او واجب است. قطع اعتکاف مستحب در دو روز اول اشکال ندارد ولی قطع اعتکافی که واجب معین است یا اعتکاف روز سوم جایز نیست.

مکان اعتکاف:

سید مرتضی در مسجدی اعتکاف را جایز می‌داند که معصوم در آن مسجد نماز جمعه اقامه کرده باشد وی فقط چهار مسجد را واجد این خصوصیت می‌داند: مسجدالحرام، مسجدالنبی، مسجد کوفه، مسجد بصره.[7] ولی شیخ صدوق، مسجد مدائن را نیز اضافه کرده است، زیرا در دو مسجد اول پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و در سه مسجد اخیر امیر مؤمنان (علیه‌السّلام) نماز جمعه خوانده است.[8]

محقق حلی به شیخ مفید و ابن ابی عقیل عمانی و جماعتی از اصحاب نسبت می‌دهد که اعتکاف را در مساجد مذکور و هر مسجد جامعی از هر شهری جایز می‌دانسته‌اند و خودش این نظریه را می‌پسندد.[9] فقهای متأخر از علمای مذکور هر کدام یکی از این سه قول را برگزیده‌اند.

بیشتر فقهای معاصر غیر از امام خمینی، اعتکاف در مسجد جامع را جایز می‌دانند.[10] ولی ایشان در غیر از چهار مسجد مذکور اشکال کرده و در غیر مسجد جامع فتوا به عدم جواز می‌دهند.[11]

شرایط اعتکاف:

اعتکاف زمان خاصی ندارد بلکه در هر زمانی که مکلف بتواند روزه بگیرد می‌تواند معتکف شود لیکن اعتکاف در صورتی صحیح است که معتکف مؤمن و عاقل و روزه‌دار باشد، قصد او از اعتکاف نزدیک شدن به خدا و زمان اعتکافش کمتر از سه روز نباشد. این مدت از اذان صبح روز اول شروع شده تا غروب روز سوم به پایان می‌رسد. در این مدت نباید از مسجد خارج شود مگر مواردی که استثنا شده است مانند کارهای ضروری که به مقدار ضرورت می‌تواند از مسجد خارج شود.

مقاله

نویسنده علی قدسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS