دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعلامیه حق ملت ها بر صلح

دسترسی به صلح و آرامش و زندگی در صلح و فضای مسالمت آمیز و به دور از تنش‌ها و جنگ‌ها، یکی از بالاترین آمال بشری بوده که همواره مورد اهتمام جامعه بین المللی بوده است.
اعلامیه حق ملت ها بر صلح
اعلامیه حق ملت ها بر صلح

دسترسی به صلح و آرامش و زندگی در صلح و فضای مسالمت آمیز و به دور از تنش‌ها و جنگ‌ها، یکی از بالاترین آمال بشری بوده که همواره مورد اهتمام جامعه بین المللی بوده است. تا جایی که حفظ صلح و امنیت بین المللی به عنوان اولین هدف و یکی از مهمترین اصول ملل جهان در منشور سازمان ملل متحد (1945) مورد شناسایی قرار گرفته است.[1]

این هدف، در مقدمه اسناد حقوق بشری مهمی چون اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948)،[2] میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966)[3] و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (1966)،[4] نیز مورد تأکید قرار گرفته است و اقدامات متعددی نیز در سطح بین المللی جهت برقراری، حفظ و تقویت صلح صورت پذیرفته است، اما شناسایی حق بر صلح[5] به عنوان حق بشری برای نخستین بار در سال 1976 توسط کمیسیون حقوق بشر مطرح گردید[6] و گام بعدی هم با تدوین و تصویب قطع نامه شماره 73/33 مورخ 15 دسامبر 1978 توسط مجمع عمومی با عنوان «اعلامیه مربوط به آماده سازی جوامع برای زندگی در صلح»[7] برداشته شد. از این پس اقدامات بیشتری جهت تقویت جایگاه صلح به عنوان حق بشری در عرصه بین المللی صورت پذیرفت. تدوین و تصویب «اعلامیه مربوط به حق ملت‌ها بر صلح»[8] به موجب قطع نامه شماره 11/39 در 12 نوامبر 1984 از جمله این اقدامات به شمار می‌آید.[9]

1 – متن و محتوای اعلامیه

اعلامیه مربوط به حق ملت‌ها بر صلح، بسیار مختصر و کوتاه است و شامل یک مقدمه و چهار ماده است، که در قالب دسته بندی زیر ارایه می‌شود.

‌أ. مقدمه اعلامیه

در مقدمه کوتاه این سند با اشاره به این که هدف اصلی سازمان ملل متحد نیز حفظ صلح و امنیت بین المللی است، اصول اساسی حقوق بین الملل مندرج در منشور ملل متحد را خاطر نشان نموده و بر اراده و آرمان تمامی ملت‌ها در جهت ریشه کن کردن جنگ از فضای زندگی بشر و به ویژه جلوگیری از فاجعه هسته‌ای در جهان، تأکید نموده است.

سپس این عقیده را مطرح نموده که زندگی بدون جنگ، شرط اصلی بین المللی برای تأمین و تحقق رفاه، توسعه و پیشرفت دولتها و تحقق کامل حقوق و آزادی‌های اساسی بشر که از سوی سازمان ملل متحد اعلام شده است.

همچنین با بیان آگاهی از این نکته که در عصر هسته ای، برقراری صلحی پایدار[10] در جهان، شرط عمده و اصلی برای حفظ تمدن بشری و بقای انسان به شمار می‌آید، تأمین زندگی مسالمت آمیز برای ملت‌ها و حفظ صلح را وظیفه مقدس[11] تمامی دولت‌ها دانسته است.

‌ب. شناسایی حق بر صلح

بعد از بیان این مقدمه کوتاه، ابتدا در ماده 1 اعلامیه، حق بر صلح به عنوان حق جمعی به شرح زیر مورد شناسایی قرار گرفته است: «رسما اعلام می‌شود که تمامی ملت‌های سیاره ما دارای حق مقدس بر صلح هستند.» بعد از شناسایی حق بر صلح برای تمامی ملت‌ها که در ماده 1 صورت پذیرفته، ماده 2 اعلامیه، مکلفان و متعهدان در قبال حفظ این حق را به این شرح بیان کرده است: «رسما اعلام می‌شود که حفظ حق ملت‌ها بر صلح و ارتقا و حمایت از تحقق آن، تعهد بنیادین هر دولتی محسوب می‌شود.»

‌ج. تعهد دولت‌ها به حمایت از حق بر صلح

ماده 3 اعلامیه، در راستای تحقق تعهد و تکلیف دولت‌ها جهت حفظ صلح و حمایت از حق ملت‌ها بر صلح، چنین مقرر نموده است: «تأکید می‌شود که تضمین اعمال و اجرای حق ملت‌ها بر صلح، ایجاب می‌کند تا سیاست گذاری‌های دولت‌ها در راستای محو تهدید به جنگ،[12] به ویژه جنگ هسته ای،[13] اجتناب از کاربرد زور در روابط بین الملل و حل و فصل اختلاف‌های بین المللی از طریق ابزارهای مسالمت آمیز مبتنی بر منشور سازمان ملل متحد، سازمان دهی و اداره شود.»

در ماده 4 اعلامیه نیز جهت تحقق حق ملت‌ها بر صلح و اجرای تعهد دولت‌ها در این رابطه، مقرر گردیده؛ «تمامی دولت‌ها و سازمان‌های بین المللی باید نهایت تلاش خود را برای مساعدت در تحقق حق برخورداری ملت‌ها از صلح، از طریق تصویب قوانین مناسب در سطوح ملی و بین المللی به عمل آورند.»

2 – نکاتی درباره اعلامیه

اعلامیه حاضر از جهت قلمرو شمول آن با توجه به این که دارای گسترده ترین سطح شمول یعنی سطح بین المللی می‌باشد، در زمره اسناد بین المللی به شمار می‌آید که در مقابل اسناد منطقه‌ای و ملی قرار دارد. از حیث افراد و ملت‌های تحت شمول نیز، اعلامیه شامل تمامی ملت‌ها بدون هرگونه تمایزی می‌گردد و از این جهت می‌توان آن را در زمره اسناد عام حقوق بشری طبقه بندی نمود، اما به جهت آن که از حیث موضوع تنها حق بر صلح را مورد شناسایی قرار داده و مشابه سایر اسناد عام حقوق بشری، شامل عمده حقوق و آزادی‌های اساسی بشر نمی شود، از این لحاظ می‌توان آن را در زمره اسناد خاص حقوق بشری نیز بر شمرد.[14]

توجه به ماهیت سند حاضر بیانگر آن است که سند حاضر دارای ماهیتی اعلامیه‌ای می‌باشد، که از این حیث غیر الزام آور محسوب شده و هیچ گونه تعهد قانونی و حقوقی برای دولت‌ها (حتی دولت‌هایی که برای تصویب آن در مجمع عمومی رأی موافق داده‌اند) ایجاد نمی نماید. بر این اساس اعلامیه صرفا دارای ارزش اخلاقی و سیاسی بوده که التزام به آن بستگی به شرایط و وضعیت دولت‌های عضو دارد. البته، تصویب چنین اعلامیه‌ای می‌تواند در شکل گیری عرف بین المللی در خصوص حق بر صلح نقش‌های مثبتی ایفا نماید.[15]

با وجود تمامی اهمیتی که برقراری و حفظ صلح پایدار در عرصه جهانی دارا می‌باشد تا جایی که حتی احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی نیز به عنوان ابزاری جهت تحقق این هدف نگریسته شده،[16] اما تلاش‌های چندان جدی و مهمی درباره حمایت مؤثر از آن به عنوان حق بشری صورت نپذیرفته است. در کنار ابهامات و اشکالاتی که در خصوص ماهیت حق بر صلح به عنوان یکی از حقوق مربوط به نسل سوم حقوق بشر مطرح می‌شود،[17] موضع گیری دولت‌ها در قبال این حق به گونه‌ای است که نشان می‌دهد، هیچ گونه اهتمام جدی جهت پیگیری و تحقق آن وجود ندارد. مهمترین سندی که در سطح بین المللی جهت شناسایی این حق به تصویب رسیده، سندی غیر الزام آور است که در تصویب آن 34 دولت رأی ممتنع داده‌اند.[18] قبل از تصویب این سند، نیز سندی غیر الزام آور با عنوان «اعلامیه مربوط به آماده سازی جوامع برای زندگی در صلح» به تصویب رسیده بود. همان گونه که اقدامات بعدی جامعه بین المللی در تصویب اسناد غیر الزام آوری چون «حق ملت‌ها بر صلح» [19] به موجب قطع نامه شماره 10/41 مورخ 24 اکتبر 1986 مجمع عمومی سازمان ملل متحد و قطع نامه «اجرای اعلامیه مربوط به حق ملت‌ها بر صلح»[20] شماره 14/45 مورخ 7 نوامبر 1990 و... نیز بیانگر این رویکرد است که هیچ گونه عزم جدی و مؤثر برای تحقق این حق در سطح بین المللی از جانب دولت‌ها وجود ندارد.

نکته دیگری که در خصوص اعلامیه حاضر در خور توجه است این که، ملاحظه مواد اعلامیه حاضر، به ویژه مواد 1 و 2 نشان دهنده آن است که این اعلامیه حق بر صلح را به عنوان حقی جمعی [21] برای تمامی ملت‌ها مورد شناسایی قرار داده است، اما در قطع نامه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد و همچنین قطع نامه مجمع عمومی شماره 730/33 سال 1978، بحث از حق زندگی در صلح[22] برای تمامی ملت‌ها و افراد بشری مورد شناسایی قرار گرفته است.

همچنین این نکته نیز قابل توجه است که با وجود این که ثمره تلاش‌های بین المللی در ارتباط با شناسایی حق بر صلح تنها تدوین چند سند غیر الزام آور در این ارتباط از جمله سند حاضر بوده است، اما در سطح منطقه ای، منشور آفریقایی حقوق بشر و ملت‌ها (1981)[23] در بند 1 ماده 3 صریحا حق بر صلح و امنیت ملی و بین المللی را مورد شناسایی قرار داده است.

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق بین الملل - حقوق بشر

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

حق صلح Right to peace

حق صلح Right to peace

از دیرباز دستیابی به صلح و آرامش همواره جزء بالاترین آمال بشری بوده حتی در تشکیل جامعه بین الملل نوین مبتنی بر منشور سازمان ملل متحد، حفظ صلح به عنوان نخستین هدف ملل متحد عنوان شد.
اعلامیه  Declaration

اعلامیه Declaration

وقتی بحث از منابع حقوق بشری و به طور خاص اسناد حقوق بشر مطرح می‌شود و به ویژه زمانی که به طبقه‌بندی اسناد حقوق بشری بر مبنای الزامی یا غیرالزامی بودن آنها پرداخته می‌شود با طیف گسترده‌ای از اسناد حقوق بشری مواجه می‌شویم که تحت عنوان اعلامیه شکل گرفته‌اند.

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS