دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعمال تجاری

No image
اعمال تجاری

كلمات كليدي : اعمال تجاري، اعمال تجاري ذاتي، اعمال تجاري تبعي، تاجر

نویسنده : سيد محمد امين زاده

به اعمالی که مصداق خارجی مفهوم تجارت باشند، اعمال تجاری گفته می‌شود. تجارت نیز عبارت است از معامله به قصد انتفاع بطوری که عرفاً به آن تجارت گفته شود[1]. مجموعه قواعدی که حقوق تجارت را تشکیل می‌دهد تحت حاکمیت دو مفهوم قرار دارد:

1- اعمال تجاری 2- تُجّار[2]

در حقوق کشورهای مختلف جهت تعیین اعمال تجاری دو سیستم وجود دارد: [3]

الف: در بعضی کشورها اعمالی را تجاری می‌دانند که توسط تاجر انجام پذیرد یعنی اشخاصی که عادتاً تاجر شناخته می‌شوند تابع حقوق مخصوص هستند که "حقوق تجارت" نامیده می‌شود، از این نظریه به نظریه شخصی[4] تعبیر می‌شود چرا که اعمال تجاری با توجه به فعالیت اشخاص مشخص می‌گردد.

ب: در بعضی دیگر از کشورها مجموعه‌‌ای از اعمال را در قانون تعریف کرده و آنها را تجاری تلقی می‌کنند، در حقیقت حقوق تجارت حقوق معاملات تجاری است که از آن با عنوان نظریه موضوعی[5] یاد می‌کنند.

در دنیای امروز گرایش بر این است که قلمرو حقوق تجارت از محدوده اشخاص حرفه‌‌ای (تاجر) خارج شده و به افراد معمولی تعمیم پیدا کند. حقوق تجارت کم کم خصوصیت حرفه‌‌ای یا شغلی را از دست داده و به حقوق اعمال یا معاملات تجارتی تبدیل می‌گردد.[6]

قانونگذار ایران با پیش بینی اعمال تجاری در ماده 2 و 3 قانون تجارت به نظر از سیستم مختلط (شخصی- موضوعی) متابعت کرده است.[7] زیرا در ماده 2 نظریه موضوعی را پذیرفته اما در ماده 3 با عدول از آن بعضی از اعمال مدنی تاجر را نیز تجاری تلقی کرده است. اعمال تجاری به دو نوع ذاتی و تبعی تقسیم می‌شود.

بند اول) اعمال تجاری ذاتی:

این معاملات ذاتاً تجاری بوده و شخصیت معامل (تاجر بودن یا نبودن) تاثیری در ماهیت این اعمال حقوقی ندارد، این نوع اعمال، اعمال تجارتی موضوعی یا اصلی یا ماهوی نامیده می‌شوند.[8] قانون گذار در ماده 2 قانون تجارت اعمال تجاری ذاتی را بر شمرده است.

انواع عملیات تجاری ذاتی

با توجه به اینکه اعمال تجاری ذاتی، عملیاتی هستند که در گردش ثروت دخالت دارند (فعالیت اقتصادی گردشی) در یک تقسیم بندی کلی می‌توان آنها را به چهار دسته تقسیم کرد[9]:

1- عملیات تجارتی توزیعی: تاجر اجناس را از تولید کننده یا فروشنده عمده، تحصیل کرده و در اختیار مصرف کنندگان قرار می‌دهد.

2- عملیات تجارتی تولیدی: تاجر اجناسی را که قابل مصرف اشخاص نیست تغییر شکل داده یا با اجناس دیگری مخلوط نموده و به صورتی که قابل مصرف برای عموم یا طبقه مخصوصی باشد عرضه می‌کند.

3- عملیات تجارتی خدماتی: تغییری در نوع جنس نمی‌دهند ولی خدماتی را که لازمه تجارت است انجام می‌دهند مانند عملیات حمل و نقل.

4- عملیات تجارتی کمکی: عملیاتی که به تجار کمک می‌کند تا کار آنان آسان شده و باعث رونق و توسعه تجارت شود مثل عملیات بانکی، بیمه، دلالی و حق العمل کاری.

بندهای ده گانه ماده 2 ق.ت که اعمال تجاری ذاتی محسوب می‌شوند همگی یکسان نبوده و می‌توان آنها را به سه دسته تقسیم بندی کرد:

الف- عملیاتی که اصولا تجاری هستند[10]: منظور از این اعمال تجاری، اعمالی است که برای اینکه تجاری محسوب شوند نیازی نیست در قالب یک موسسه انجام گیرند:

1- تحصیل مال به قصد فروش یا اجاره

2- دلالی، حق العمل کاری و عاملی

3- عملیات صرافی و بانکی

4- عملیات بیمه

5- معاملات راجع به کشتی

ب- عملیاتی که بوسیله موسسات انجام می‌شوند[11]: منظور از این نوع اعمال تجاری، اعمالی است که برای اینکه تجاری محسوب شوند، باید بوسیله موسسه‌‌ای انجام گیرد:

1- تصدی به حمل و نقل

2- تصدی به تاسیسات خدماتی

3- تاسیس کارخانه

4- تصدی به عملیات حراجی

5- تصدی به نمایشگاه های عمومی

ج- عملیات تجاری حکمی[12]: اعمال تجاری حکمی اعمالی هستند که در واقع و بر اساس ضوابط پذیرفته شده در مورد اعمال تجاری (ذاتی) تجارتی نیستند لیکن قانون گذار بنا به مصالحی احکام و آثار اعمال تجاری را برای آنها بار می‌کند، از این رو تجاری تلقی کردن این نوع اعمال نیاز به تصریح قانون گذار دارد ازجمله معاملات برواتی.

بند دوم) اعمال تجاری تبعی

همین که کسی بر طبق قانون، تاجر شناخته شد، قانون تجارت تحت شرایطی اعمال مدنی او را نیز تجاری تلقی می‌کند یعنی اعمال مدنی او به تبعیت از وصف تاجر، تجاری محسوب می‌شود[13] که در ماده 3 قانون تجارت به این اعمال اشاره شده است. به تعبیر دیگر اعمال تجارتی تبعی به اعمالی گفته می‌شود که ذاتا مدنی است ولی تجارتی تلقی می‌شود چرا که به وسیله تاجر انجام می‌گیرد.[14]

ماده 3 در این خصوص می‌گوید: معاملات ذیل به اعتبار تاجر بودن متعاملین یا یکی از آنها تجارتی محسوب می‌شود:

1. کلیه معاملات بین تجار و کسبه و صرافان و بانک ها

2. کلیه معاملاتی که تاجر با غیر تاجر برای حوائج تجارتی خود می‌نماید.

3. کلیه معاملاتی که اجزا یا خدمه یا شاگرد تاجر برای امور تجارتی ارباب خود می‌نماید.

4. کلیه معاملات شرکت های تجاری

حسب ظاهر بندهای ماده 3 ق ت معاملات بین تاجر، حتی اگر برای امور غبر تجاری باشد، تجاری محسوب می‌شود، اما با جمع بندهای 1 و 3 با توجه به اینکه معاملات مباشرتی تاجر ویژگی خاصی نسبت به معاملاتی که بوسیله شاگردان و خدمه برای او انجام می‌دهند ندارند باید قائل به این نظر بود که معاملات بین تجار تنها در صورتی تجاری محسوب می‌شود که برای امور (حوائج) تجاری انجام گرفته باشد.[15]

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق تجارت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS