دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعمال عبادی روز دوشنبه

No image
اعمال عبادی روز دوشنبه
اعمال روز دوشنبه‌ در روایات بسیاری آمده است که آخرِ روز دوشنبه و پنج شنبه، اعمال انسان بر پیامبر اکرم (ص) و امامان (ع) عرضه می‌گردد. لذا مناسب است که لحظه‌های آخر این دو روز، به حسابرسی کارها سپری گردد و توأم با استغفار باشد. در روایتی پیامبر اکرم (ص) فرمود: «بندگان مؤمن، هنگام عرضه عمل، مورد آمرزش خداوند قرار می‌گیرند؛ مگر این که با برادران دینی دشمنی و عداوت داشته باشند که در این صورت، آمرزش آنان به تأخیر می‌افتد تا از کینه و دشمنی دست بردارند. 1. دعای روز دوشنبه‌ بِسْمِ اللَّهِ‌الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌ اَلْحَمْدُ للَّهِ‌ِ الَّذی‌ لَمْ یُشْهِدْ اَحَداً حینَ فَطَرَ السَّمواتِ وَ الْاَرْضَ وَلاَاتَّخَذَ مُعیناً حینَ‌بَرَءَ النَّسَماتِ لَمْ یُشارَکْ فِی الْإِلهِیَّةِ وَ لَمْ یُظاهَرْ فِی الْوَحْدانِیَّةِ کَلَّتِ الْاَلْسُنُ عَنْ‌غایَةِ صِفَتِهِ وَ الْعُقُولُ عَنْ کُنْهِ مَعْرِفَتِهِ وَ تَواضَعَتِ الْجَبابِرَةُ لِهَیْبَتِهِ وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ‌لِخَشْیَتِهِ وَ انْقادَ کُلُّ عَظیمٍ لِعَظَمَتِهِ فَلَکَ الْحَمْدُ مُتَواتِراً مُتَّسِقاً وَ مُتَوالِیاً مُسْتَوْسِقاًثِقاً وَصَلَواتُهُ عَلی‌ رَسُولِهِ اَبَداً وَ سَلامُهُ دآئِماً سَرْمَداً اَللّهُمَّ اجْعَلْ اَوَّلَ یَوْمی‌ هذاصَلاحاً وَ اَوْسَطَهُ فَلاحاً وَ آخِرَهُ نَجاحاً وَاَعُوذُ بِکَ مِنْ یَوْمٍ اوَّلُهُ فَزَعٌ وَ اَوسَطُهُ‌جَزَعٌ وَ آخِرُهُ وَجَعٌ اَللّهُمَّ اِنّی‌ اَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ نَذْرٍ نَذَرْتُهُ وَ کُلِّ وَعْدٍ وَعَدْتُهُ وَ کُلِ‌عَهْدٍ عاهَدْتُهُ ثُمَّ لَمْ اَفِ بِهِ وَ اَسْئَلُکَ فی‌ مَظالِمِ عِبادِکَ عِنْدی‌ فَاَیَّما عَبْدٍ مِنْ‌عَبیدِکَ اَوْ اَمَةٍ مِنْ اِمآئِکَ کانَتْ لَهُ قِبَلی‌ مَظْلِمَةٌ ظَلَمْتُها اِیَّاهُ فی‌ نَفْسِهِ اَوْ فی‌عِرْضِهِ اَوْ فی‌ مالِهِ اَوْ فی‌ اَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ اَوْ غیبَةٌ اغْتَبْتُهُ بِها اَوْ تَحامُلٌ عَلَیْهِ بِمَیْلٍ اَوْهَویً اَوْ اَنَفَةٍ اَوْ حَمِیَّةٍ اَوْ رِیآءٍ اَوْ عَصَبِیَّةٍ غآئِباً کانَ اَوْ شاهِداً وَ حَیّاً کانَ اَوْ مَیِّتاًفَقَصُرَتْ یَدی‌ وَضاقَ وُسْعی‌ عَنْ رَدِّها اِلَیْهِ وَ الْتَحَلُّلِ مِنْهُ فَاَسْئَلُکَ یا مَنْ یَمْلِکُ‌الْحاجاتِ وَهِیَ مُسْتَجیبَةٌ لِمَشِیَّتِهِ وَ مُسْرِعَةٌ اِلی‌ اِرادَتِهِ اَنْ تُصَلِیَّ عَلی‌ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُرْضِیَهُ عَنّی‌ بِما شِئْتَ وَ تَهَبَ لی‌ مِنْ عِنْدِکَ رَحْمَةً اِنَّهُ لا تَنْقُصُکَ الْمَغْفِرَةُ وَ لا تَضُرُّکَ الْمَوْهِبَةُ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ اَللّهُمَّ اَوْلِنی‌ فی‌ کُلِّ یَوْمِ اثْنَیْنِ‌نِعْمَتَیْنِ مِنْکَ ثِنْتَیْنِ سَعادَةً فی‌ اَوَّلِهِ بِطاعَتِکَ وَ نِعْمَةً فی‌ اخِرِهِ بِمَغْفِرَتِکَ یا مَنْ هُوَالْإِلهُ وَ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ سِواهُ! سپاس از آنِ خدایی است که احدی را گواه نیاورد، هنگامی که‌آسمان‌ها و زمین را بنیاد کرد، و کمکی نگرفت، هنگامی که مخلوقات‌و دَم‌زنان را آفرید، و هرگز در آفرینش و الهیّت، شریکی نگرفت، وکمک و پشتیبانی در یگانگی نخواهد. زبان‌ها از غایت ستودنش، لال‌است و خِرَدها از ژرفِ معرفتش. و گردن کشان از هیبت و شکوهش‌فروتن شوند، و چهره‌ها از ترس او به زیر، و هر بزرگی از عظمت او درمهار و مطیع. پس از آنِ توست سپاسی پیاپی و رشته‌دار و دنباله‌داراستوار و پایدار، و رحمت‌های او بر فرستاده‌اش جاوید، و درودش تا همیشه و سرمد. بار خدایا! آغاز این روزِ مرا صلاح و سعادت، ومیانه‌اش را رستگاری و پایانش را کامیابی قرار ده؛ و پناه می‌برم به تو ازروزی که آغازش شیون و میانه‌اش بی‌تابی و پایانش دردناکی باشد. بارخدایا! من آمرزش تو را خواهانم، از هر نذری که کردم، و از هروعده‌ای که دادم، و از هر عهد و پیمانی که بستم و گسستم و به آن وفانکردم؛ و از تو خواهانم ادای مظلمه‌های بندگانت را که در عهده دارم،هر کدام از بندگانت یا کنیزانت که حقّی در عهده‌ام دارند و بر آنها ستم‌کرده‌ام، در جان او یا آبرو یا مال یا عیال و فرزند یا پشت سر او بدگفته‌ام یا باری بر او نهاده‌ام از خواهش یا هوا و هوس یا سر بزرگی یارشک یا خودنمایی یا تعصّب، حضور دارد یا غایب است، و زنده‌است یا مرده، اکنون دستم نمی‌رسد و نمی‌توانم به او پرداخت کنم واز او حلالیّت جویم. از تو خواستارم، ای آن که حوایج را داری و آنهااجابت‌پذیر خواست تو هستند، و شتابان برای اراده تو، که رحمت‌فرستی بر محمد و خاندانش، و او را از من راضی کنی، به هر چه‌خواهی، و برایم از نزد خود، رحمت ببخشی؛ زیرا آمرزش از تونکاهد، و بخشش، تو را زیان نرساند، ای مهربان‌ترین مهربانان! بارخدایا! به من ببخش هر روز دوشنبه، دو نعمت از خود، جفت. درآغازش خوش بختی و فرمانبرداری خودت، و پایانش نعمت آمرزش‌تو باشد، ای کسی که اوست معبود، و آمرزنده گناه، جز او مفقود! 2. زیارت امام حسن (ع) اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ‌اَلسَّلامُ، عَلَیْکَ یَا بْنَ فاطِمَةَالزَّهْرآءِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَبیبَ‌اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاصِفْوَةَاللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمینَ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یانُورَ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صِراطَ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَیانَ حُکْمِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ‌یا ناصِرَ دینِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا السَّیِدُ الزَّکِیُّ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْبَرُّ الْوَفِیُ‌اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْقآئِمُ الْأَمینُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ‌اَیُّهَاالْعالِمُ بِالتَّأْویلِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْهادِی الْمَهْدِیُّ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الطَّاهِرُ الزَّکِیُّ اَلسَّلامُ‌عَلَیْکَ‌اَیُّهَا التَّقِیُ‌النَّقِیُّ السَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَاالْحَقُّ الْحَقیقُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ‌اَیُّهَاالشَّهیدُالصِّدّیقُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ‌وَبَرَکاتُهُ درود بر تو ای فرزند رسول پروردگار جهانیان! درود بر تو ای پسرامیرالمؤمنان! درود بر تو ای پسر فاطمه زهرا! دورد بر تو ای حبیب‌خدا! درود بر تو ای برگزیده خدا! درود بر تو ای امین خدا! درود بر توای حجّت خدا! درود بر تو ای نور خدا! درود بر تو ای راه خدا! درودبر تو ای بیان حکم خدا! درود بر تو ای یاور دین خدا! درود بر تو ای‌قائم استوار! درود بر تو ای دانای تأویل! درود بر تو ای رهبر رهیاب!درود بر تو ای پاک پاکیزه! درود بر تو ای پرهیزگار پاک‌دامن! درود بر توای حقّ محقّق! درود بر تو ای شهید صدّیق، درود بر تو ای ابا محمّد، حسن بن علی و رحمت خدا و برکاتش! 3. زیارت امام حسین (ع) اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ‌یَا بْنَ سَیِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمینَ اَشْهَدُ اَنَّکَ اَقَمْتَ الصَّلوةَ وَ آتَیْتَ الزَّکوةَ وَاَمَرْتَ‌بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَعَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً وَجاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ‌حَتّی‌ اَتیکَ الْیَقینُ فَعَلَیْکَ السَّلامُ مِنّی‌ ما بَقیتُ وَبَقِیَ‌اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَعَلی‌ آلِ بَیْتِکَ‌الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ اَنَا یا مَوْلایَ‌مَوْلیً لَکَ وَلِآلِ بَیْتِکَ سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ‌لِمَنْ حارَبَکُمْ مُؤْمِنٌ بِسِرِّکُمْ وَجَهْرِکُمْ وَظاهِرِکُمْ وَباطِنِکُمْ لَعَنَ اللَّهُ اَعْدآئَکُمْ مِنَ‌الْأَوَّلینَ وَالْأخِرینَ وَاَنَا اَبْرَءُ اِلَی اللَّهِ تَعالی‌ مِنْهُمْ یا مَوْلایَ یا اَبا مُحَمَّدٍ یا مَوْلایَ‌یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ هذا یَوْمُ الْإِثْنَیْنِ وَهُوَ یَوْمُکُماوَ بِاسْمِکُما وَاَنَا فیهِ ضَیْفُکُمافَاَضیفانی‌ وَاَحْسِنا ضِیافَتی‌ فَنِعْمَ مَنِ اسْتُضیفَ بِهِ اَنْتُما وَاَنَا فیهِ مِنْ جِوارِکُمافَاَجیرانی‌ فَاِنَّکُما مَأْمُورانِ بِالضِّیافَةِ وَالْإِجارَةِ فَصَلَّی اللَّهُ عَلَیْکُما وَآلِکُمَاالطَّیِّبینَ. درود بر تو ای پسرِ رسول خدا! درود بر تو ای پسر امیر مؤمنان! درودبر تو ای پسر سرور زنان عالم! گواهی می‌دهم که تو بر پا داشتی نمازرا، و زکات را دادی، و امر به معروف کردی، و از منکر باز داشتی، وپرستیدی خدا را با اخلاص، و جهاد کردی در راه خدا به سزاواری تابه حقّ و یقین رسیدی. بر تو باد درودِ من تا هستم و شب و روزهست، و بر خاندان پاک و پاکیزه‌ات. ای سرورم! من وابسته تو وخاندانت هستم. سلامت جوی هر کسی هستم که تسلیم شماست، ونبرد کنم با کسانی که با شما نبرد کنند. معتقدم به راز شما و آشکار شماو عیان شما و نهان شما. لعنت خدا بر دشمنان شما از اوّلین و آخرین!و من به سوی خدای تعالی‌ بیزاری می‌جویم از آنها، ای مولایم ای ابامحمد! ای مولایم ای ابو عبدا للَّه! امروز، دوشنبه است و روزشماست و به نام شماست و من در آن، مهمان شما هستم، مرا مهمان‌کنید و خوب مهمانی کنید. چه خوب مهمانی شود کسی که شمامیزبانش باشید، و من در آن پناهنده شمایم. مرا پناه دهید؛ زیرا شمامأموربه مهمان نوازی و پناه دادن هستید، درود خدا بر شما و خاندان‌شما که پاک‌اند! 4. روزه گرفتن‌ از سیره پیامبر (ص) این بود که روزهای دوشنبه و پنج شنبه روزه می‌گرفت. و می‌فرمود: در روز دوشنبه و پنج‌شنبه، رفتار انسان عرضه می‌شود و من دوست‌دارم کارهایم در حال روزه عرضه شود. 5. زیارت اهل قبور 6. تسبیح مخصوص روز دوشنبه‌ بِسْمِ اللَّهِ‌الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌ سُبْحانَ الْحَنَّانِ الْمَنَّانِ الْجَوَادِ، سُبْحانَ الْکَریمِ الأکْرَمِ، سُبْحانَ الْبَصیرِ العَلِیمِ،سُبْحانَ الْسَمِیعُ الْواسِعِ، سُبْحانَ اللَّهِ عَلی‌ اِقْبالِ النَّهارِ واِقْبالِ اللَّیْلِ، سُبْحانَ اللَّهِ عَلی‌ اِدْبارِ النَّهارِ اِدْبارِاللَّیْلِ، لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ فِی آناءَ اللَّیْلِ آناءَالنَّهارِ، وَلَهُ الْحَمْدُ وَالْمَجْدُ وَالْعَظَمةُ وَالْکِبرِیآءُ مَعَ کُلِّ نَفَسٍ وَکُلِّ طَرْفَةِ عَیْنٍ وَکُلِّ لَمْحَةٍ سَبَقت فی‌ عِلْمِهِ، سُبْحانَکَ عَدَدَ ذلِکَ، سُبْحانَکَ زِنَةِ ذلِکَ‌وَمَا أحْصَی‌ کِتابُکَ، سُبْحانَکَ زِنَةَ عَرْشِکَ، سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ سُبْحانَ رَبِّنَا ذِی الْجَلالِ وَالْإِکْرامِ، سُبْحانَ رَبِّنَا تَسْبِیحاً کَمَا یَنْبَغِیِ لِکَرَمِ وَجْهِهِ وَ عِزِّجَلالِهِ، سُبْحانَ رَبِّنَا تَسْبِیحاً مُقَدَّساً مُزَکَیًّ کَذلِکَ تَعَالی‌ رَبُّنَا، سُبْحانَ الْحَیِ‌الْحَلِیمِ، سُبْحانَ الَّذِی کَتَبَ عَلَی‌ نَفْسِهِ الْرَّحْمَةَ، سُبْحانَ الَّذِی خَلَقَ ادَمَ وَأَخرَجَنَامِنْ صُلْبِهِ، سُبْحانَ الَّذِی یُحْیِی الْأَمْواتَ وَیُمِیتُ الْأَحْیاءَ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ حَلِیمٌ‌لَایَعْجَلُ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ رَقِیبٌ لَایَغْفَلُ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ جَوَادٌ لَایَبْخَلُ، سُبْحانَ‌مَنْ هُوَ عَلِیمٌ لَایَجْهَلُ، سُبْحانَ مَنْ جَلَّ ثَنَآؤُهُ وَلَهُ الْمِدْحِةُ الْبَالِغَةُ فِی جَمِیعِ مَایُثْنَی عَلَیْهِ مِنَ الْمَجْدِ، سُبْحانَ اللَّهِ الحَکِیمِ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی‌ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَالِهِ‌وَسَلَّمَ. منابع: - جمال الأسبوع، ص 173. - مفاتیح الجنان، ص 24. - مفاتیح الجنان، ص 56. - مفاتیح الجنان، ص 56. - محاسبة النفس، ص 20. - عروة الوثقی، ج 1، ص 443.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS