دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعیان نجس

No image
اعیان نجس

كلمات كليدي : اعيان نجس، نجاسات، اشياي پاك، اشياي ناپاك

نویسنده : داریوش سعادتی لیلان

منظور از اعیان نجس یا اشیای ناپاک، اشیایی است که در شرع حکم به نجاست آنها شده است. به اعیان نجس، نجاست نیز گفته می‌شود.[1]و[2]

نجاسات ده چیز است.[3][4]

1- بول: بول یا ادرار هر حیوان حرام گوشتی که خون جهنده دارد - اعم از انسان و غیره – نجس است. در نجاست بول حیوانات حرام گوشت فرقی نیست بین آن که دریایی باشند یا صحرایی، کوچک باشند یا بزرگ، حرمت گوشت آنها ذاتی و بالاصالة باشد؛ مثل حیوانات درنده، یا عرضی باشد. مثل حیوان حلال گوشتی که نجاست خوار شده باشد. یا شیر خوک خورده باشد یا انسان با آن نزدیکی کرده باشد؛ بول غیر از آنچه گفته شد، پاک است.

2- غایط: غایط یا مدفوع حکمش همان است که در بول گفته شد؛ یعنی غایط هر حیوان حرام گوشتی که خون جهنده دارد – با تفصیلی که در مورد بول گفته شد – نجس است.

3-منیّ: منی انسان و هر حیوانی که دارای خون جهنده است، نجس می‌باشد.

4- خون: خون انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد، نجس است؛ در نجاست خون، فرقی نیست بین آنکه زیاد باشد یا کم. برخی از فقها قائلند که نجاساتی از قبیل بول و غائط و خون و مانند آن تا زمانی که در جوف و باطن بدن هستند، پاک‌اند.

5- عَرَق: عرق ممکن است عرق جنب از حلال باشد یا عرق جنب از حرام و یا ممکن است به فرد غیر جُنبی متعلق باشد. عرق جنب از حلال و عرق غیر جنب پاک، و عرق جنب از حرام نجس است. در نجاست عرق جنب از حرام فرقی نیست بین آنکه خروج عرق در حین مقاربت باشد یا بعد از آن، از مرد باشد یا از زن. ذکر این نکته ضروری است که در هر یک از فروض بیان شده، برخی فقها قائل به خلاف آن می‌باشند؛ نکته دیگر این که برخی فقها قائل هستند: عرق جنب از حرام پاک است. ولی نماز با بدن یا لباس آلوده به آن جایز نیست و برخی دیگر علاوه بر پاک دانستن عرق جنب از حرام، نماز با آن را نیز جایز می‌دانند.

تمام رطوبات و ترشحاتی که از بدن مسلمانِ زنده بیرون می‌آید، پاک است بجز بول، غائط، منی، خون و عرق جنب از حرام. بدین ترتیب مَذْی، وَذْی، وَدْی، ترشحات بانوان، آب دهان، آب چشم، آب بینی، رطوبت گوش، رطوبت مقعد و غیره در صورتی که با نجاست همراه نباشد، پاک است.

6- میته: میته یا مردار، جسد انسان و یا حیوانی است که به سبب غیر شرعی مرده و روح از تمام بدنش خارج شده است، اعم از آنکه خود، مرده باشد یا با ذبحی غیر شرعی کشته شده باشد.

میته انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد و نیز میته اجزای روح دار آنها، نجس است.

7-سگ: سگ خشکی نجس است و در این جهت فرقی بین اقسام آن از سگ شکاری، گله، پاسبان، پلیس، خانوادگی و ولگرد نیست. هم چنانکه در جهت مزبور فرقی بین رطوبات حیوان و غیر آن و نیز اجزای روح دار و بی روح آن نیست.

سگ دریایی یا آبی (یا بیدَسْتَر که حیوانی است پستاندار از راسته جوندگان) پاک است.

8-خوک: خوک نجس است و در نجاستش فرقی بین خوک اهلی و وحشی نیست. هم چنانکه در این جهت فرقی بین رطوبات حیوان و غیر آن و نیز اجزای روح دار و بی روح آن نیست.

خوک دریایی پاک است. بنابر آنچه گفته شد سگ و خوک خشکی و تمام اجزای آنها نجس است.

9- کافر: منظور از کافر در اینجا در مقابل مسلم (مسلمان) است یعنی کسی که از آیین اسلام بی اطلاع است یا در آن تردید دارد و یا منکر آن است. نظر برخی از فقها و از جمله برخی فقهای معاصر و دیگران بر این است که اهل کتاب مانند یهود و نصاری پاک‌اند.

10-شراب: فقاع و هر نوع مسکری که به خودی خود مایع و روان باشد، نجس است.

لازم به ذکر است که عصیر عنبی (فشرده انگور) نیز هرگاه به جوش آید تا زمانی که دو سوم آن تبخیر نشده باشد، نجس است خواه به خودی خود یا با حرارت هوا یا خورشید جوش آمده باشد و خواه با حرارت آتش، و نیز خواه مست کننده باشد و خواه نباشد.[5]

مقاله

نویسنده داریوش سعادتی لیلان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS