دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

افاعیل عروضی

No image
افاعیل عروضی

كلمات كليدي : افاعیل عروضی ، شعر،‌ هجا، بحر، قالب‌های عروضی

نویسنده : مهدي زيركي

افاعیل عروضی در عروض به عنوان قالب‌هایی به کار می‌روند که وزن شعر با آن‌ها سنجیده می‌شود، این افاعیل یا پایه‌ها با سه حرف اصلی (ف ع ل) ساخته می‌شوند. هم‌چنان که در علم حرف گفته می‌شود عالم بر وزن فاعل و یعلم بر وزن یفعل و در عروض نیز گفته می‌شود؛ «بشنو از نی» بر وزن فاعلاتن می‌باشد.

در وزن عروضی بر خلاف وزن صرفی، خصوصیت تلفظی حروف، با حرکات و سکون مورد لحاظ قرار نمی‌گیرد بلکه فقط تعداد آن‌ها معتبر است. لذا لزومی ندارد که در برابر فتحه، فتحه قرار گیرد و در برابر ضمه، ضمه، بلکه می‌توان در برابر ضمه، کسره آورد.

افاعیل یا پایه‌ها عبارتند از مجموع چند هجا که به‌وسیله یک تکِه یا ضرب قوی به هم متصل شده‌اند. کوچک‌ترین این پایه‌ها «فَع» دو حرفی یا یک هجایی و بزرگترین آن‌ها مثل «مستفعلاتن» نه حرفی و پنج هجایی است. از تکرار پایه‌هاست که وزن حاصل می‌شود بدین طریق پایه کوچک‌ترین واحد وزن است.

افاعیل یا پایه‌های عروضی را «تفاعیل عروضی»، «اجزای بحور»، «ارکان بحور» و «فواصل سالمه» نیز می‌گویند.

پایه‌ها از ترکیب ارکان عروض (سبب، وتد، فاصله) شکل می‌گیرند لذا با توجه به کیفیت تقدم و تأخر آن ارکان بر یکدیگر ده پایه بر هشت وزن به دست می‌آید که آن‌ها را افاعیل اصلی یا سالم عروض می‌خواندند. هیچ یک از افاعیل اصلی کمتر از سه هجا و بیشتر از پنج هجا نیست که تعداد آن‌ها ده مورد است :

(مفعولن: u - -)، (فاعلن: - u - )، (مستفعلن: - - u-)، (مفاعلین: u- - -)، (فاعلاتن: - u- -)، (متفاعلن: uu – u-)، (مفاعلتن: u- uu-)، (مفعولات: - - -u)، (مُستفعلن: - - u-)، (فاعلاتن: - u--).

سه پایه «فاعلن، متفاعلن و مفاعلتن» در شعر فارسی رایج نیست و به ندرت در آن وزن، شعر فارسی سروده شده است.

افاعیل فرعی

غیر از افاعیل اصلی، 26 گونه افاعیل فرعی در فارسی متداول است که منشعب و مأخوذ از افاعیل اصلی است که حداقل یک هجا و حداکثر پنج هجا دارند. گفتنی است از تکرار یکی از پایه‌های اصلی یا ترکیب دو پایه و تکرار آن‌ها به صورت متناوب، بحرهای عروضی شکل می‌گیرد، بحر در واقع همانند دستگاه‌های گوناگون موسیقی، وزن شعر فارسی را به وجود می‌آورند که بدان‌ها قالب‌های عروضی نیز گفته می‌شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS