دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

افتادگی آموز ‌

و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما
افتادگی آموز ‌
افتادگی آموز ‌
نویسنده: علی مهدوی

و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما

بندگان خدای رحمان آن کسانند که سنگین و با تواضع بر زمین راه می‌روند و چون جهالت پیشگان، خطابشان کنند سخن ملایم گویند»(فرقان، 63).‌

فضیلت‌ها و ارزشهای اخلاقی آن دسته از هنجارهای عقلانی و عقلایی است که آدمی آنها را می‌پسندد و می‌کوشد تا آنها را دارا شود. در آیات قرآنی کسانی که بر فطرت سالم هستند و به زشتی‌ها و امور ناپسند گرایش ندارند، به عنوان اهل تقوا معرفی شده و امید به هدایت و بهره گیری از آن و دستیابی به کمالات عالی در میان ایشان بسته شده است و اصولاً قرآن چنان که آیات نخست سوره بقره بیان می‌دارد برای هدایت چنین افرادی که به نام «متقین» یاد شده اند، آمده است. قرآن می‌فرماید آنان کسانی هستند که امید به ایمان در ایشان می‌رود و قرآن برای هدایت این دسته از افراد دارای سلامت روح و روان و پرهیزگاران از زشتی‌های اخلاقی فرو فرستاده شده است. بنابراین پسندیده‌های اخلاقی- از دیدگاه خداوند و قرآن- مورد قبول هر کسی می‌باشد و در این میان تنها مشرکانی که به خدا شرک می‌ورزند راه رهایی نمی‌یابند و در نهایت در دوزخ به صورت جاودانه خواهند ماند، اما غیر مشرکان از اهل تقوا از عذاب جاودانه خداوندی رهایی می‌یابند. این آیات قرآنی در حقیقت جایگاه و ارزش فضایل اخلاقی را برمی شمارد و نشان می‌دهد که فضیلت‌های اخلاقی از نظر خداوند از چه مقام و ارزشی برخوردار می‌باشد.

فضایل اخلاقی، اموری درونی و فردی است و شخص با داشتن آنها شخصیت و شاکله وجودی خویش را می‌سازد. این فضایل هرگاه در حوزه اجتماعی مطرح شود و در ارتباطات و تعاملات اجتماعی خودنمایی کند به عنوان هنجارهای اجتماعی از سوی خردمندان ستوده می‌شوند. رذایل اخلاقی و نابهنجاری‌های اجتماعی نیز چنین وضعیتی دارند. به عنوان نمونه اخلاق زشت تکبر که از رذیلت‌های آدمی شمرده می‌شود امری ناپسند است و خودبزرگ بینی از سوی خردمندان زشت و ناپسند شمرده می‌شود. بازتاب اجتماعی آن که استکبار است نیز امری زشت و مذموم و از جمله نابهنجاری‌های اجتماعی محسوب می‌شود و در حوزه سیاسی نیز از بدترین رفتارها عنوان می‌گردد. در مقابل آن، تواضع و فروتنی است که امری هنجاری و اخلاقی پسندیده دانسته می‌شود و خرمندان برای کسانی که از چنین فضیلتی برخوردارند احترام خاصی قائل هستند. ‌

در منابع شیعه و اهل سنّت احادیث فراوانی در مورد تواضع به چشم می‌خورد که بعضی درباره اهمیت تواضع است و بعضی درباره علامت و آثار متواضعان و یا ثمره تواضع و حد و آداب آن می‌باشد. در حدیثی از رسول خدا(ص) درباره اهمیت تواضع چنین آمده است: «چه می‌شود که شیرینی عبادت را در شما نمی‌بینم؟ عرض کردند: شیرینی عبادت چیست؟ فرمود: تواضع است!». ناگفته پیداست حقیقت عبادت نهایت خضوع در برابر پروردگار است. کسی که شیرینی خضوع و تواضع در برابر خدا را دریابد در برابر خلق خدا نیز متواضع است. در حدیثی از امیرمومنان(ع) آمده است:

«علیک بالتواضع فانه من اعظم العباده»

«بر تو باد تواضع که از برترین عبادات است»

نیز می‌فرمایند:

«اشرف الخلائق التواضع و الحلم و لین الجانب»

«شریف ترین اخلاق، تواضع، بردباری و نرم خویی است»

حضرت فروتنی را یکی از اوصاف متقین بیان می‌دارند و می‌فرمایند:

«فی صفه المتقین ... ملبسهم الاقتصاد و مشیهم التواضع»

«در وصف پرهیزکاران : لباسشان میانه رویست و راه رفتن و رفتارشان متواضعانه است»

از امام حسن عسکری(ع) نقل شده است که فرمودند:

«التواضع نعمه لایحسد علیها»

«فروتنی نعمتی است که بر آن حسادت ورزیده نمی‌شود»

معمولا هر نعمتی نصیب انسان می‌شود، مزاحمت‌های حسودان افزوده می‌گردد و گاه این حسادت چنان فضای زندگی را تنگ می‌کند که زندگی بر صاحب نعمت مشکل می‌شود، ولی تواضع از این قاعده کلّی مستثنی است، نعمتی است که حسادت حسودان را بر نمی‌انگیزد. ‌این صفت زیبای انسانی آثار نیکو و گرانقدری دارد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1 . در تعالیم دینی، تواضع موجب رفعت و منزلت انسان و تکبر سبب تنزل رتبه و ذلت انسان دانسته شده است. رسول اکرم(ص) فرمودند:

«ان التواضع لایزید العبد الارفعه فتواضعوا یرحمکم الله»

فروتنی جز بر سربلندی بنده نیفزاید، پس تواضع کنید، خدایتان شما را رحمت کند

حضرت عیسی(ع) فرمودند:

«خوشا به حال فروتنان در دنیا، آنان در روز رستاخیز از اهل جایگاههای بلند (عزّت و شرف) هستند»

از امام صادق (ع) روایت شده است:

«ان فی السماء ملکین بالعباد فمن تواضع لله رفعاه و من تکبر وضعاه»

«در آسمان دو فرشته بر بندگان گماشته شده‌اند پس هر کس برای خدا تواضع کند، او را بالابرند و هر کس تکبر ورزد او را پَست گردانند»
    
    به قول شاعر:

افتادگی آموز اگر قابل فیضی ‌ هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است.

2 . نردبان ترّقی است. امیرمومنان علی(ع) می‌فرمایند:

«التواضع سلّم الشرف»

«فروتنی، نردبان شرافت و بزرگی است»

3 . محبّت آور است. حضرت علی(ع) در این‌باره فرموده‌اند:

«ثمره التواضع المحبه»

«میوه فروتنی مهربانی است»

فروتنی، در فرهنگ اسلام، تنها در برابر بزرگان دین، فرزانگان دانش، مومنان و پدر و مادر شایسته و پسندیده است، زیرا در این گونه موارد تواضع با ذلت همراه نیست، اما تواضع در مقابل مستکبران، فرومایگان و یا توانگران به خاطر ثروت و قدرت آنان زشت و نکوهیده است. زمانی که تواضع، انگیزه و جهت غیر الهی داشته باشد، شکل «ذلّت» به خود می‌گیرد و سبب بی مقدار شدن ارزشهای والای انسانی می‌گردد. امیر مومنان(ع) فرمودند:

«هر کس نزد توانگری رود و به خاطر ثروتش برایش فروتنی کند، دو سوّم دینش از میان رفته است»

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS