دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

افلاطون و تاثیر پذیری از سقراط

افلاطون بسیاری از اخلاقیات و تعالیم استاد خود، سقراط را به منصه ظهور رساند.
افلاطون و تاثیر پذیری از سقراط
افلاطون و تاثیر پذیری از سقراط
نویسنده: نسترن احمدیان راد

افلاطون بسیاری از اخلاقیات و تعالیم استاد خود، سقراط را به منصه ظهور رساند. او همانند شاگردی تمام عیار، بسیاری از آموزه‌های سقراط را یاد گرفته و در زندگی شخصی و علمی خویش آنها را به کار بست. کتاب‌ها و نوشته‌های او، از زبان سقراط بیان گشته و دیدگاه و چارچوب نظری استاد خویش را در قالب مکالمات طولانی و جالب به رشته تحریر درآورده است. علاوه بر این در زندگی اجتماعی افلاطون نیز شاهد تعالیم استادش هستیم، به نحوی که او نیز چون سقراط با به خطر انداخت زندگی خویش، به تبلیغ آراء و فلسفه نظری خود پرداخت.

به همین دلیل بخشی از زندگی خود را در تبعید به سر برد، اما از همین دوران در تکمیل و توسعه افکار و رویکردهای خود و تلاش در راه گسترش فلسفه سقراط سود جست. در تمامی دوران تبعید، یاد گفته‌ها و تعالیم استاد بود که به او آرامش می‌داد و روش زندگی سقراط باعث گشته بود تا وی بتواند آرا و نظریات خود را بسط دهد. او نیز همانند سقراط، از مرگ نمی‌هراسید و سعی می‌نمود تا تعالیم خود را با روش زندگی خود به شاگردانش یاد دهد و اعتقادات خود را در زندگی عملی سازد.

البته باید این مسئله را اذعان داشت که وی از خانواده‌ای اشرافی و ثروتمند بود و همواره موقعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده از او حمایت می‌نمود، اما با این حال وی استعداد و فکری درخشان در بیان نظریاتش داشته است. ذهن او همانند نمایشگاهی بود که تمام افکار و مسائلی که فلاسفه و نظریه پردازان جهان را به خود مشغول داشته، در آن نقش بسته بود. او اندیشه‌ها و نظریات موجود در بسیاری از رشته‌های علوم را چون تارهایی به هم بافته در ذهن خود پرورش می‌داد و تمامی آنها را در مکالمات سی گانه عرضه داشته است. مکالمات افلاطون همه الهامات مشحون از حقیقتی هستند که در قالب زبان و عباراتی شیوا بیان گشته‌اند. تقریباً تمام آن مسائلی که فکر معاصران افلاطون را به خود مشغول می‌داشته، در این مکالمات آمده است.

افلاطون سعی می‌کرده که در قالب این مکالمات، اندیشه‌ها و تفکرات سقراط را زنده نگه دارد. از این رو انتخاب مسائل روز و فلسفه ای که به رشته‌های مختلف مربوط بوده و در جو اجتماعی روزگار ذهن بسیاری از مردم و دانشمندان را به خود معطوف داشته، توانسته در قالب یک سری مکالمات از زبان سقراط، یاد و روش زندگی او را زنده نگه دارد. گویی افلاطون در تمامی دوران زندگی خویش این دغدغه را داشته که چرا استادش، به چنین سرنوشتی محکوم گشت، از این رو در نوشته‌ها و رساله‌های خود سعی نموده تا وجود استاد و رهیافت‌های او را ثابت نماید.

اگر بخواهیم به اصل و ریشه فلسفه و نظریات افلاطون برسیم، باید به معروف‌ترین کتاب او یعنی «کتاب جمهوریت» مراجعه کنیم. اندیشه اساسی او در این رساله ایجاد یک سلطنت آسمانی بر روی زمین بوده است، که در جای خود قابل بحث و نقد فراوان است. اما مسئله اساسی در نوشته‌ها و آثار افلاطون که از زبان سقراط بیان گشته، تاثیر پذیری وی از استاد خود و بیان نظریات او بوده است و این مسئله نشان می‌دهد که وی برای روش زندگی و اخلاقیات استادش احترام و ارزش وافری قائل بوده است که سعی کرده یاد او را در نوشته‌هایش زنده نگه دارد.

البته بیان این مسئله که آیا تمامی فلسفه و چارچوب نظری و دیدگاه علمی که در نوشته‌های افلاطون از زبان استاد خویش بیان گشته، اعتقاد و دیدگاه واقعی سقراط بوده و یا اینکه وی مطالب یا مسائلی را در رسالات خود نوشته که شاید دیدگاه فلسفی سقراط نبوده (و فقط از زبان او بیان شده) اختلاف نظر وجود دارد. به هر حال با قاطعیت می‌توان گفت که برخی از این مسائل و نظریات، آموزه هایی بوده که افلاطون آنها را از استاد خود فراگرفته و شاید در طول زمان و با مطالعه کتب دیگر آنها را تغییر و بسط داده است.

مقاله

نویسنده نسترن احمدیان راد

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS