دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اقسام صبر

صبر بر سه قسم است: صبر به هنگام مصیبت، صبر بر طاعت و صبر بر معصیت.«کافی، ج2، ص91»
اقسام صبر
اقسام صبر
اقسام صبر

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): «الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَی الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیَة»

در اسلام صبر و خویشتنداری در برابر مشکلات از جایگاه بسیار والایی برخوردار است به طوری که در روایات صبر در رتبه و درجه ایمان قرار گرفته است؛ کسی که صبر ندارد اصلاً ایمان ندارد. امام رضا(ع) از پدرانش و از علی(ع) روایت کرده و می‌فرمایند:

«لا إِیمَانَ لِمَنْ لا صَبْرَ لَهُ»[1]

ایمان ندارد کسی که صبر ندارد.

نکته‌ای که باید در رابطه با صبر ذکر کرد این است که توده‌ی مردم غالباً واژه صبر را تنها بر تحمّل مصیبت اطلاق می‌کنند ولی در روایات به وجود دو قسم دیگر یعنی صبر بر طاعت و صبر از معصیت نیز تصریح شده و در قرآن کریم هم این واژه را در هر سه قسم به کار برده شده است. این گونه‌های سه گانه صبر بر معنای لغوی صبر نیز کاملاً منطبق است چرا که صبر به معنای خویشتنداری در برابر مشکلات و فشارها است؛ بی‌تردید فشار روحی التزام به طاعت و بندگی خدا که لحظه‌ای نمی‌توان از بند آن رها شد؛ بسیار بیشتر از فشار مصیبتی است که پس از چند روز انسان را رها می‌کند، همانطوری که فشار ناشی از مقاومت در برابر ناملایمات و خواهش‌های لذّت بخش نفسانی به مراتب شدیدتر از فشار پای‌بندی بر طاعت است؛ اساساً در صبر بر مصیبت ترک لذّتی مطرح نیست چنانکه غالباً انتخابی وجود ندارد حتی صبر و بی‌صبری انسان در وقوع و عدم وقوع آن مصیبت اثری ندارد، بلکه خود به خود رخ می‌دهد در حالی که در ترک معصیت و انجام طاعت هم ترک لذت دنیایی مطرح است و هم انتخاب، چون انتخاب و عدم انتخاب او، در وقوع یا عدم وقوع معصیت و طاعت مؤثّر است.[2] اگر انسان در هر کاری صبر و خویشتنداری را مدّ نظر داشته باشد، و چه در طاعت و بندگی، و چه در هنگام بروز حوادث و مصائب، و چه در وقت گناه و معصیت، صبر و خویشتنداری خود را از دست ندهد، آن وقت ملاحضه می‌کند که صبر و خویشتنداری بهترین یاور و کمک کار او در زندگی خواهد بود. حضرت علی(ع) می‌فرمایند:

«الصَّبرُ أعوَنُ شَیءٍ عَلَى الدَّهرِ»

صبر و شکیبایى، بهترین یاور در برابر روزگار است. [3]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS