دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اقسام قضیه

No image
اقسام قضیه

كلمات كليدي : اقسام قضيه، حمليه، شرطيه، موضوع، محمول، نسبت، شرط، جزا، مقدم، تالي، متصله، منفصله، موجبه، سالبه

نویسنده : مهدي افضلي

بسته به این‌که قضیه در چه قالبی ریخته شود قضیه را به دو قسم حملیه و شرطیه تقسیم می‌کنند:

قضیه حملیه

برخی اوقات قضیه به صورت ساده است که در آن محمول برای موضوع اثبات می‌شود یا از آن نفی می‌شود. از باب نمونه وقتی گفته می‌شود "رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی ضامن سلامتی است"، ضمانت سلامت به مراعات قوانین راهنمایی و رانندگی نسبت داده شده است. از آن‌طرف وقتی گفته می‌شود

" آدم دروغ‌گو مورد اطمینان نیست"، مورد اطمینان بودن از آدم دروغ‌گو نفی شده است. هر دو نوع قضیه پیش‌گفته ذیل عنوان عام "قضیه حملیه" می‌گنجند، که در آن چیزی بر موضوع، حمل یا از آن سلب می‌شود.

قضیه شرطیه

در قضیه شرطیه بیان مطلب اندکی پیچیده تر می‌شود. اثبات یا نفی یک چیز به تحقق یا عدم تحقق موضوعی، وابسته‌ می‌شود. از باب نمونه وقتی گفته می‌شود:

الف) اگر آدمیان پارسایی پیشه کنند آنگاه خداوند برکاتش را بر ایشان ارزانی می‌دارد، ارزانی داشتن برکات الاهی به پارسا پیشگی آدمیان وابسته شده است.

ب) همین طور وقتی گفته می‌شود: چنین نیست که اگر کسی خیانت کند او را بر صدر بنشانند، این گفته بدین معناست که کسی بر صدر می‌نشیند که برای مردم امین باشد. نفی بر صدر نشستن را بر خیانت مشروط کرده‌اند.

در حقیقت هریک از قضایای شرطیه اگر تحلیل شوند خود مرکب از دو یا چند قضیه‌اند و با ادات شرط و جزا به یکدیگر ربط و نسبت یافته‌اند. قضیه "اگر آدمیان پارسایی پیشه کنند آنگاه خداوند برکاتش را بر ایشان ارزانی می‌دار"، وقتی تحلیل شود از دل آن دو قضیه بیرون می‌آید:

1.آدمیان پروا پیشه می‌کنند.

2. خداوند برکاتش را ارزانی می‌دارد.

گوینده این دو خبر و به عبارت دیگر این دو قضیه را جمع کرده و دومی را به اولی نسبت داده است. لیک روشن است که مراد از این نسبت دادن نه بسان نسبت دادن محمول به موضوع است، زیرا میان دو قضیه اتحاد، معنا ندارد، بلکه این نسبت یا نسبت اتصال و همراهی میان دو قضیه و وابسته انگاشتن دومی به اولی است، چنانکه در مثال "الف" مشاهده می‌شود، یا نفی پیوند و همراهی و نسبت جدایی میان دو قضیه است، چنان‌که در مثال "ب" ملاحظه می‌شود. در جایی‌که میان دو قضیه تلازم و پیوند، اثبات یا نفی شده باشد آنرا "شرطیه متصله" می‌نامند، و در جایی‌که میان دو قضیه انفصال و جدایی اثبات یا نفی شده باشد آنرا "شرطیه منفصله" می‌نامند.

بدین‌ترتیب قضیه شرطیه متصله را چنین تعریف کرده‌اند:

قضیه‌ای است که در آن به وجود نسبت میان دو قضیه یا عدم آن حکم صادر شده است.

و قضیه شرطیه منفصله را بدین نحو تعریف نموده اند:

قضیه ای است که در آن به وجود تعاند میان دو قضیه یا عدم آن حکم صادر شده است.

هریک از قضایای شرطیه و حملیه اقسام گوناگونی دارند که لازم است در مدخل‌های مربوطه پی‌ گرفته شوند.

موجبه و سالبه

تمام اقسام قضایای حملی و شرطی در تقسیم دیگر به دو قسم موجبه و سالبه تقسیم می‌شوند. قضیه موجبه قضیه‌ای است که در آن در قضایای حملیه به نسبت حمل میان موضوع و محمول و در قضایای شرطیه به اتصال قضیه دوم به قضیه اول یا انفصال آن حکم شده است. ولی اگر به سلب حمل در قضایای حملیه یا سلب اتصال قضیه دوم به قضیه اول یا انفصال آن در قضایای شرطیه حکم شده باشد آنرا سالبه می‌نامند. سلب و ایجاب در اصطلاح منطق‌دانان "کیف قضیه" نامیده می‌شود.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS