دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اقسام قیاس

No image
اقسام قیاس

كلمات كليدي : ماده، صورت، اقتراني، استثنايي، حملي، شرطي

نویسنده : مهدي افضلي

از میان اقسام ادله که در منطق مورد استفاده قرار می‌گیرد، در منطق سنتی بیشترین تکیه و تاکید روی قیاس صورت می‌گیرد، استقرا و تمثیل خود به تنهایی از ارزش‌ علمی کافی در مباحث نظری برخوردار نیستند. به همین دلیل مباحث منطقی بیشتر بر مدار قیاس می‌چرخد، اقسام و احکام قیاس بیشترین حجم منطق را به خود اختصاص داده‌اند. قیاس از جهت آن‌که ماده تشکیل دهنده آن یقینی باشد یا غیر یقینی، در بخش صناعات خمس مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌گیرد و بر اساس آن برهان، خطابه، شعر، مغالطه و جدل شکل می‌گیرند و به لحاظ صورت و هیئت در مباحث حجت منطق مورد بحث قرار می‌گیرد و مباحثی نظیر قیاس اقترانی و استثنایی با زیر‌ مجموعه‌هایشان پدید می‌آیند.

قیاس اقترانی و استثنایی

اگر به لحاظ هیئت و صورت، نتیجه یا نقیض نتیجه به طور صریح در مقدمات ذکر شده بود قیاس را "استثنایی" می‌نامند و اگر ذکر نشده بود به "قیاس اقترانی" نامبردار است. از باب نمونه وقتی گفته می‌شود؛ "اگر راننده‌ها قوانین راهنمایی و رانندگی را مراعات کنند نظم و امنیت در جاده‌ها برقرار خواهد شد، لکن جاده‌ها نظم و امنیت ندارند"؛ نتیجه‌ای که از این مقدمات گرفته می‌شود این است که "راننده‌ها قوانین راهنمایی و رانندگی را مراعات نمی‌کنند". چنان‌که از مثال پیداست نقیض نتیجه مورد نظر در مقدمه اول ذکر شده است. یا این‌که گفته می‌شود؛ "اگر سعید خوب درس بخواند حتما به توفیقات چشم‌گیری دست خواهد یافت؛ لکن سعید خوب درس می‌خواند؛ در نتیجه به توفیقات چشم‌گیری دست خواهد یافت". چنان‌که ملاحظه می‌شود عین نتیجه در مقدمه اول به صراحت بیان شده است.

در قیاس اقترانی بسته به این‌که در مقدمات آن ادات شرط اخذ شده باشد یا نه، به دو قسم شرطی و حملی تقسیم می‌شود. در قضایای اقترانی شرطی یا هر دو مقدمه شرطی است یا دست کم یکی شرطی می‌باشد. از باب نمونه وقتی گفته می‌شود:

1. هرگاه در جامعه‌ای فقر و فساد نباشد مردم به حقوق خود دست خواهند یافت؛

2. هرگاه مردم به حقوق خود دست یابند جامعه به سمت تعالی حرکت خواهد کرد؛

3. .: هرگاه در جامعه‌ای فقر و فساد نباشد، آن جامعه به سمت تعالی حرکت خواهد کرد.

چنان‌که پیداست هر دو مقدمه قیاس پیش‌گفته شرطی است.

گاهی تنها یکی از مقدمات شرطی و مقدمه دیگر حملی است. از باب نمونه گفته می‌شود:

الف) هر قانونی قانون‌گذار دارد،

ب) قانون‌گذار یا الاهی است یا بشری،

.: هر قانونی یا الاهی است یا بشری.

در مواردی هم هر دو مقدمه حملی است، مثل این است که گفته شود:

1. احمد دانشجو است

2. هر دانشجویی طرفدار عدالت و تعالی است

.: احمد طرفدار عدالت و تعالی است.

این نوع قیاس را "قیاس اقترانی حملی" می‌نامند که از شرایط خاص خود برخوردار است و در مدخل‌های اقترانی و استثنایی بیشتر مورد بحث قرار می‌گیرند.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS