دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ام حبیبه

No image
ام حبیبه

كلمات كليدي : ام حبيبه، پيامبر (صلي الله عليه وآله) ابوسفيان، حبشه، همسران پيامبر (صلي الله عليه وآله)

نویسنده : نفیسه شکور

"ام حبیبه"، همسر پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و دختر "ابی سفیان بن حرب بن امیه بن عبدشمس بن عبدمناف"، در ابتدا "رمله"و به روایت برخی منابع، "هند" نام داشت. وی 17 سال قبل از بعثت از "صفیه بنت ابی العاص بن عبدشمس بن عبدمناف" متولد شد. "رمله" با "عبیدالله بن جحش اسدی" ازدواج کرد و همراه او به دین اسلام گروید و سپس به حبشه هجرت نمود.

"رمله" از "عبیدالله" صاحب دختری به نام "حبیبه" شد. بنابراین از آن پس "ام حبیبه" لقب گرفت. در حبشه شوهرش مرتد شد و نصرانی گردید.[1] "ام حبیبه" علی‌رغم اصرار شوهر بر اسلام باقی ماند؛ اما چون تنها و بی‌یار و یاور گشته بود، گوشه عزلت برگزید. پس از درگذشت "عبیدالله" در حبشه، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در سال 6 یا 7 (ه.ق) "عمرو بن امیة ضمری" را نزد "نجاشی" فرستاد و به او وکالت داد تا "ام ‌حبیبه" را به همسری آن حضرت درآورد.

سرانجام "ام حبیبه" با انتخاب "خالد بن سعید بن العاص بن امیه بن عبدشمس" – بزرگ مهاجران بنی امیه – به عنوان وکیل خود و با مهریه400 دینار به عقد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) درآمد؛ و هم زمان با فتح خیبر همراه با سایر مهاجرین عازم مدینه شد. بالطبع وصلت با چنین شخصی برای رهبر مسلمانان وسیله مؤثری برای تبلیغ اسلام و آرام‌کردن دشمنان و مخالفین بود و از طرف دیگر راه نجات زنی بود که شوهرش او را تنها گذاشته و توانایی برگشت به خانه پدری را نیز به دلیل عداوت پدر با اسلام و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نداشت. زمانی که "ابوسفیان" برای تجدید صلح حدیبیه به مدینه آمد، چون نزد دخترش "ام حبیبه" رفت، وی او را مشرک و ناپاک خواند و اجازه نداد بر جای رسول خدا بنشیند.

"ام حبیبه"، پس از کشته شدن "عثمان"، پیراهن آغشته به خون وی را همراه "نعمان بن بشیر" نزد برادرش "معاویه"، به دمشق فرستاد. به نقل از ابن "ابی الحدید"، "ام حبیبه" مانند برادرش با علی (علیه‌السّلام) دشمن بوده است.

"ام حبیبه"، احادیثی از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل کرده است. و برادرش "معاویه" و "عنبسه"، و نیز کسانی چون "انس بن مالک"، "ابوبکر بن سعید ثقفی"، "ابوجراح قرشی" و دیگران از او روایت نقل کرده‌اند. طبق روایتی وی به دمشق نیز سفر کرده است؛ حتی برخی وفات او را در هما‌نجا دانسته‌اند و در کنار گورستان باب صغیر مزاری نیز به وی منسوب است. اما چنن که در برخی روایات معتبر آمده، وی در سال 44 ه.ق به سن 74 سالگی در مدینه درگذشت و در قبرستان بقیع دفن گردید.

مقاله

نویسنده نفیسه شکور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS