دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام سجاد علیه السلام می‌فرمودند:

‌«پروردگارا! تو به ما فرمودی از ستمکاران خویش درگذریم، همان طور که فرمودی، ما از ‌کسانی که به ما ستم کرده‌اند، درگذشتیم، تو هم از ما درگذر! که در عفوکردن از ما و از ‌تمام ماموران برتری.» (بحارالانوار، ج 46، ص 104) ‌
امام سجاد علیه السلام می‌فرمودند:
امام سجاد علیه السلام می‌فرمودند:

جوانمردی و ایثار

از عوامل مهمی که شخصیت والای حضرت سجاد علیه السلام را در منظر دیگران محبوب ‌ساخته بود و اطرافیان، دوستان، غلامان و کنیزان آن حضرت با تمام وجود به امام عشق ‌می‌‌ورزیدند، خصلت پسندیده «عفو، گذشت و جوانمردی‌» بود. ‌

در این راستا امام سجاد علیه السلام از یک شیوه کارآمد و پسندیده تربیتی بهره ‌می‌‌گرفت. امام صادق علیه السلام فرمود:

در طول ماه مبارک رمضان، حضرت علی بن ‌الحسین علیه السلام در مورد غلامان و کنیزان و سایر زیردستان خود روش عفو و گذشت ‌را به کار می‌‌گرفت‌ به این ترتیب که هرگاه غلامان و کنیزان آن حضرت خطائی را مرتکب ‌می‌‌شدند، آنان را تنبیه نمی‌کرد. ‌

آن حضرت فقط خطاها و گناهان آنان را در دفتری ثبت کرده و تخلفات هرکس را با نام و ‌موضوع تخلف مشخص می‌‌نمود. در آخر ماه همه آنان را جمع کرده و در میان آنان ‌می‌‌ایستاد. آنگاه از روی نوشته، تمام خطاها و اشتباهاتشان را که در طول ماه رمضان ‌مرتکب شده بودند، برایشان یادآور می‌‌شد و به تک تک آنان می‌فرمود: فلانی! تو در فلان ‌روز و فلان ساعت تخلفی کردی و من تو را تنبیه نکردم، آیا به یاد می‌‌آوری؟! فرد خطاکار ‌هم می‌‌گفت: بلی، ای پسر رسول‌خدا! و تا آخرین نفر این مطالب را متذکر می‌‌شد و آنان ‌به اشتباهات و خطاهای خود اعتراف می‌‌کردند. ‌

ای علی بن الحسین! به‌یاد آر، آن حقارت و ذلتی را که فردای قیامت در پیشگاه خدای ‌حکیم و عادل خواهی داشت; آن پروردگار عادل و حکیمی که ذره‌ای و کمتر از ذره‌ای به ‌کسی ستم روا نمی‌دارد و اعمال بندگان را همچنان‌که انجام داده‌‌اند، به آنان عرضه ‌خواهد کرد و حسابگری و گواهی خدا کافی است. پس ببخش و عفوکن تا پادشاه روز ‌قیامت از تو عفو کرده و درگذرد. چنان که خودش در قرآن می‌فرماید: ‌

‌«ولیعفوا و لیصفحوا الا تحبون ان یغفرالله لکم والله غفور رحیم‌»(1)

باید ببخشند و عفو ‌کنند. آیا دوست ندارید خداوند شما را بیامرزد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است. ‌

امام سجاد علیه السلام این کلمات را برای خویش و غلامان و کنیزانش تلقین می‌‌کرد و ‌آنان باهم تکرار می‌‌کردند و خود امام علیه السلام که درمیان آنان ایستاده بود، ‌می‌‌گریست و با لحنی ملتمسانه می‌گفت:

‌‌« پروردگارا! تو به ما فرمودی از ستمکاران خویش درگذریم، همان طور که فرمودی، ما از ‌کسانی که به ما ستم کرده‌‌اند، درگذشتیم، توهم از ما درگذر! که در عفوکردن از ما و از ‌تمام ماموران برتری.» (2) ‌

پس از این برنامه عرفانی و تربیتی، امام سجاد علیه السلام خطاب به خدمتگزاران خویش ‌می‌‌فرمود:

من شما را عفو کردم، آیا شما هم من و بدرفتاری‌‌های مرا که فرمانروای بدی برای شما و ‌بنده فرومایه‌‌ای برای فرمانروای بخشاینده عادل و نیکوکار بوده‌‌ام، بخشیدید؟! ‌

همگی یکصدا می‌‌گفتند: با اینکه ما از تو، جز خوبی ندیده‌أ‌ایم، تو را بخشیدیم. آنگاه به ‌آنان می‌فرمود: بگویید: خداوندا! از علی بن الحسین درگذر!، همان طور که او از ما ‌درگذشت. او را از آتش جهنم آزاد کن، همان طور که او ما را از بردگی آزاد کرد. آنان دعا ‌می‌‌کردند و امام چهارم علیه السلام آمین می‌گفت و در پایان می‌فرمود: بروید! من از ‌همه شما عفو کردم و آزادتان می‌کنم به امید اینکه خدا نیز عفو کرده و آزادم کند. ‌

از عوامل مهمی که شخصیت والای حضرت سجاد علیه السلام را در منظر دیگران محبوب ‌ساخته بود و اطرافیان، دوستان، غلامان و کنیزان آن حضرت با تمام وجود به امام عشق ‌می‌‌ورزیدند، خصلت پسندیده «عفو، گذشت و جوانمردی‌» بود. ‌

ابن شهر آشوب می‌‌گوید: امام سجاد علیه السلام در نزد عمر بن عبدالعزیز (هفتمین ‌خلیفه اموی) حضور داشت; هنگامی که آن حضرت از نزد او بلند شده و بیرون رفت، عمر ‌بن عبدالعزیز رو به اطرافیانش کرده و گفت: بهترین و شریف‌ترین مردم به نظر شما امروزه ‌کیست؟ همه گفتند: شما ای خلیفه! او گفت: نه، هرگز! بهترین و شریف‌ترین مردم ‌همین فردی است که الآن از حضور ما بیرون رفت! او چنان قلبها را به خود متمایل ساخته ‌است که همه دوست دارند مثل او باشند اما او هیچگاه آرزو نمی‌کند که به جای یکی از ‌ماها باشد. (3) ‌

عبدالکریم پاک‌نیا ‌

--------------------------------------------------------------------------------

  • ‌1. سوره نور، آیه 22. ‌
  • ‌2. بحارالانوار، ج 46، ص 104. ‌
  • 3. مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 167.‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS