دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام صادق (علیه‌السّلام)

No image
امام صادق (علیه‌السّلام)

كلمات كليدي : امام صادق(ع)، 17 ربيع الاول، پیامبر اسلام، جعفر¬بن¬محمد

نویسنده :يدالله حاجي زاده

امام صادق (علیه‌السّلام)

امام جعفر صادق (ع) بنا به نقل مشهور در روز ولادت نبی گرامی اسلام(ص) یعنی 17 ربیع الاول در شهر مدینه به دنیا آمد. عموم مورخان سال ولادت ایشان را سال 83 هجری ذکر کرده‌اند.[1] در کتاب تاریخ تشیع آمده است:

«امام جعفر صادق (ع) در روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول سال 80 یا 83 هجری، مصادف با ولادت رسول خدا (ص) دیده به جهان گشود.[2]

و در کتاب «موسوعة الامام الصادق» آمده است:

«شهید اول در"دروس"[3]،‌روز ولادت حضرت را 17 ربیع الاول سال 83 هجری ذکر کرده است و همین قول مشهور نزد شیعه است. و این روزی است که رسول خدا در این روز به دنیا آمد. و این مطلب نزد ائمه اهل البیت ثابت می‌باشد. و البته اهل خانه بهتر از دیگران از وضع خانه خبر دارند».[4]

سپس ایشان می‌نویسد:

«هم زمانی ولادت رسول خدا‌ (ص) و امام صادق (ع) می‌تواند به این نکته اشاره داشته‌باشد‌که‌همانگونه که‌رسول خدا(ص)‌دین اسلام را برای هدایت انسان‌ها آورد...، امام صادق (ع) نیز با توفیقی که به واسطه شرایط زمانی برای ایشان حاصل شد، موفق شد آموزه‌های اسلامی را احیا کند و در جهان اسلام منتشر سازد».[5]

پدر بزرگوار امام جعفر صادق(ع)، حضرت امام محمد باقر (ع) و مادر گرامی آن حضرت «فاطمه» که به «ام فروه» مشهور است می‌باشد.[6] امام صادق (ع) همواره از مادر خویش به نیکی یاد می‌کرد و پارسائی، ایمان و نیکوکاری وی را می‌ستود. شیخ عباس قمی می‌نویسد:

«امام صادق (ع) در حق مادرش فرمود:

"کانت امّی ممّنْ آمَنَتْ و اتَّقَتْ و احْسَنَتْ".

مادرم از کسانی بود که ایمان آورد و پرهیزکاری و احسان و نیکوکاری پیشه کرد و خداوند نیکوکاران را دوست دارد».[7]

از جمله مهم‌ترین القاب امام صادق (ع) می‌توان به صابر، فاضل، طاهر و صادق اشاره کرد. «صادق» مشهورترین لقب آن حضرت است، که توسط رسول خدا (ص) به ایشان داده شد. امام سجاد (ع) در روایتی از پدرش سپس از جدش و او از رسول خدا (ص) روایت کرده است که پیامبر اکرم (ص) فرمود:

«وقتی فرزندم جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب (ع) به دنیا آمد، او را «صادق» بنامید. چرا که در اولاد او فردی همنام اوست که ادعای امامت خواهد کرد،[8] در حالی که حقی در این رابطه ندارد و کذّاب نامیده می‌شود».[9]

در زمان ولادت امام صادق (ع) امویان بر قلمرو اسلامی حاکمیت داشتند. امویان تا سال 132 هجری حکومت کردند. امام صادق (ع) در سال 114 هجری به امامت رسید و تا سال 148 هجری که مصادف با حکومت منصور عباسی بود، امر پیشوایی شیعیان را بر عهده داشت. سپس در همین زمان به دستور خلیفه عباسی به شهادت رسید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS