دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام علی (ع) و حقوق اجتماعی

No image
امام علی (ع) و حقوق اجتماعی پرسش و پاسخ

پرسش:

از ديدگاه امام علي(ع) حقوق اجتماعي چه جايگاهي دارد و آن حضرت اولويت را به کدام عرصه از حقوق اجتماعي مي دادند؟

پاسخ:

حق از اساسي ترين مفاهيم کلمات امام علي(ع) در نهج البلاغه است و آن حضرت در خصوص حقوق اجتماعي و جايگاه و اهميت آن سخنان فراواني دارند. که در اينجا به برخي از فرازهاي کليدي آن اشاره مي کنيم. امام علي(ع) اساساً ضمن اينکه حق و حقوق اجتماعي را دادني و مراعات آن را بر همگان واجب مي دانند ولي برگرفتن حق تأکيد بيشتري مي نمايند، و آن را گرفتني توصيف مي فرمايند. «لا يدرک الحق الا بالجد» حق جز با تلاش و کوشش به دست نمي آيد. (نهج البلاغه- خطبه 29) از اين جمله به خوبي استفاه مي شود که حق گرفتني است نه دادني. يعني در جوامعي که زورمندان و غارتگران حاکمند يا در کمين حکومتند، هرگز نمي توان انتظار داشت که با ميل و رغبت حقوق مستضعفان را به آنها بدهند، چرا که قدرت آنان اصولاً از غصب حقوق ديگران به دست مي آيد و بازگرداندن حقوق ديگران به آنها مساوي است با از دست دادن قدرتشان و اين کاري است که هرگز آماده انجام آن نيستند.

در روايتي ديگر امام علي(ع) مي فرمايد: مرد را سرزنش نکنند که چرا حقش را (ولو) با تاخير مي گيرد، بلکه سرزنش در آنجاست که آنچه را حقش نيست بگيرد. (نهج البلاغه- حکمت 166) البته اين بدان معنا نيست که حق دادني نيست، بلکه در جاي خود ثابت شده که دادن حق و مراعات حقوق ديگران از واجبات حقوق اجتماعي است. همچنين آن حضرت در خطبه 216 نهج‌البلاغه مي فرمايد: مپنداريد که اگر حق را به من بگويند، بر من گران خواهد بود. زيرا اگر کسي از کلام حق که به او گفته شود، يا عدلي که بر او عرضه شود، آن را سنگين و گران تلقي کند، عمل کردن به آنها براي او دشوارتر خواهد بود. و در ادامه مي فرمايند: هيچ گاه از گفتن حق باز نايستيد.

از سوي ديگر امام علي(ع) در عرصه حقوق اجتماعي اولويت را به حقوق متقابل ميان رهبر و مردم داده و به زيبايي اين حقوق متقابل را توصيف مي فرمايند. آن حضرت در خطبه 216 نهج‌البلاغه که در صحراي صفين ايراد شده پس از ستايش پروردگار مي فرمايند: در ميان حقوق الهي، بزرگترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است، حق واجبي است که خداي سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد و آن را عامل پايداري پيوند ملت و رهبر و عزت دين قرار داد. پس رعيت اصلاح نمي شود، جز آنکه زمامداران اصلاح گردند و زمامداران اصلاح نمي شوند جز با درستکاري رعيت. و آنگاه که مردم حق رهبري را ادا کنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت يابد و راه هاي دين پديدار و نشانه هاي عدالت برقرار و سنت پيامبر(ص) پايدار گردد. پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حکومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مي گردد. اما اگر مردم بر حکومت چيره شوند، يا زمامدار بر رعيت ستم کند، وحدت کلمه از بين مي رود، نشانه هاي ستم آشکار و نيرنگ بازي در دين فراوان مي گردد، و راه گسترده سنت پيامبر(ص) متروک، هواپرستي فراوان، احکام دين تعطيل و بيماري هاي دل فراوان شود. مردم از اينکه حق بزرگي فراموش مي شود، يا باطل خطرناکي در جامعه رواج می‌يابد احساس نگراني نمي کنند! پس در آن زمان نيکان، خوار، و بدان قدرتمند مي شوند و کيفر الهي بر بندگان بزرگ و دردناک خواهد بود. پس بر شماست که يکديگر را نصيحت کنيد و نيکو همکاري نماييد.»

سپس امام علي(ع) به ساير حقوق پرداخته و از حقوق حيوانات نيز سخن گفته است (نهج‌البلاغه - نامه 25) و حتي نسبت به غيرمسلمانان نيز حقوقي را برمي شمرد که مراعات آن را بر همگان ضروري مي داند. چنانچه براي پيرمرد نصراني که به علت کهولت سن گدايي مي کرد، از بيت المال مقرري تعيين کردند و فرمودند: چگونه تا زماني که توان داشت او را در خدمت گرفتيد، حال که ناتوان شده او را رها کرده ايد! همچنين عهدنامه مالک اشتر (نامه 53 نهج البلاغه) نيز حاوي بيانات گهربار مولاعلي(ع) درباره حقوق اجتماعي است.

روزنامه كيهان، شماره 21720 به تاريخ 21/6/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS