دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند:

«ای گروه جوانان شرف انسانی را با ادب محافظت نمایید و سرمایه گرانبهای دین خود را با علم و دانش از دستبرد ناپاکان حفظ کنید»(تاریخ یعقوبی، جلد 2، ص 209)
امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند:
امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند:

قال علی (علیه السلام):

«یا معشر الفتیان حصنوا اعراضکم بالادب و دینکم بالعلم»

امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند:

«ای گروه جوانان شرف انسانی را با ادب محافظت نمایید و سرمایه گرانبهای دین خود را با علم و دانش از دستبرد ناپاکان حفظ کنید» (تاریخ یعقوبی، جلد 2، ص 209)

توضیح:

«اسلام ومقطع حساس جوانی»

اسلام، توجه خاصی به مقطع حساس جوانی دارد و اولیای الهی از جوانی به عنوان نعمت مجهول یاد کرده اند:

امام علی (علیه السلام) می فرماید:

«دو چیز است که قدر و قیمتشان را نمی شناسد مگر کسی که آن دو را از دست داده باشد، ‌یکی جوانی و دیگری تندرستی»[1]

رسول خدا(ص) آن را در پیشگاه الهی سرمایه ای ارزشمند می داند تا جایی که دوران جوانی را از موضوعاتی می شمارد که در قیامت از آن سؤال می شود.2[2]حساس بودن این دوره اقتضا می کند رفتار با جوان بسیار ظریف و حساب شده باشد. از این رو رسول اکرم(ص) می فرماید:

«من به تمام شما مسلمانان سفارش می کنم که به جوانان نیکی کنید»[3]

بر اساس این نظریه به منظور اعطای شخصیت و استفاده از نیروی جوانی و مشارکت جوانان در عرصه های مختلف، پیامبر اکرم(ص) در موارد متعددی پاره ای از مشاغل مهم مملکت را به جوانان شایسته واگذار نمودند و در کمال صراحت قولاً و عملاً از آنان حمایت کردند،‌ هرچند انجام چنین عملی در محیط سراسر جهل و تعصب آن روز به سادگی انجام نمی شد. حضرت با مسئولیت سپاری به جوانان، مراتب اعتماد خود را به این قشر پویای جامعه نشان داد؛ مثلاً "مصعب بن عمیر" جوان را به مدینه فرستاد تا به تبلیغ اسلام بپردازد و "عتاب بن اسید" را در جریان جنگ حنین به فرماندار مکه منصوب کرد، در حالی که بیست و یکسال داشت، حتی در پاسخ به اعتراض رجال عرب و بزرگان مکه فرمود:‌

«ملاک فضیلت انسان بزرگی سن نیست بلکه میزان فضیلت و کمال معنوی است»

در روز های آخر زندگی خود "اسامة بن زید" را به فرماندهی سپاه مسلمانان برگزید، در حالی که هجده ساله بود.[4]

در واقع حضرت با واگذاری پاره ای از مشاغل مهم داخلی و خارجی، لشکری و کشوری به جوانان بر لیاقت و شایستگی جوانان مؤمن صحه گذاشته است.

در مقوله ادب و دین هم که ملازم هم بوده و لزوما هر فرد مسلمانی باید هر دو را پاس بدارد، امام علی (علیه السلام) سفارش اکید دارند که هر جوان مومنی باید با ادب، شرافت انسانی و با علم و دانش، دین خویش را محافظت نماید؛ چرا که این دو در دوران جوانی بیشتر مورد حمله شیاطین انس و جن است تا از رهگذر آن فرد، لا ابالی و بی دین بار بیاید و در نتیجه آلت دست دشمنان مذهب و اخلاق قرار گیرد.

  • [1] . غررالحکم، ج 4، ص 183.
  • [2] . محمد تقی فلسفی، جوان، ج 1، ص 7.
  • [3] . میزان الحکمه، ج1، ص 349.
  • [4] . محمد تقی فلسفی، جوان، ج 1، ص 14 - 24.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب هویت دینی جوانان

کتاب هویت دینی جوانان

این کتاب به مسئله دین و دینداری جوانان و نوجوانان و آسیب شناسی تبلیغ دینی و دین داری در جامعه و تبلیغ دینی برای جوانان پرداخته است.

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS