دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امپریالیسم Imperialism

No image
امپریالیسم Imperialism

امپرياليسم، تسلط سياسي، تسلط اقتصادي، جوزف چيمبرلين، امپرياليسم فرهنگي

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

امپریالیسم (Imperialism)


این واژه که از ریشۀ لاتینی ایمپریو (امپراتوری) گرفته شده، عنوانی است برای قدرت یا دولتی که بیرون از حوزۀ ملی خود، به تصرف سرزمین‌های دیگر بپردازد و مردم آن سرزمین‌ها را به زور، وادار به فرمانبرداری از خود کند و از منابع اقتصادی و مالی و انسانی آن‌ها به سود خود بهره‌برداری کند.

رواج دهندگان این اصطلاح، گروهی بودند به رهبری "جوزف چیمبرلین"، سیاستمدار استعمار خواهِ انگلیسی (1914-1836)، که هوادار گسترش امپراتوری انگلستان بودند و مخالف با سیاست تکیه بر توسعۀ اقتصادی داخلی، که هوادارانِ آن را به خواری «انگلیسی‌های کوچولو» می‌نامیدند.

هم‌ انگلیسی‌ها مهم امپریالیست‌های اروپایی ادعا کردند که هدفشان گسترش تمدن و رساندن دستاوردهای آن به مردمان دارای نژاد فرهنگ پست‌تر است، اما در بنیاد این احساس رسالت برای تمامی بشرّیت، ایمان به برتری نژادی، مادّی و فرهنگی نژادهای سفید وجود داشت.

امپریالیسم از اوائل قرن نوزدهم با لشکرکشی و تسلط چند کشور اروپایی مانند انگلستان و فرانسه و هلند و بلژیک و پرتغال و اسپانیا بر کشورهای آسیایی وآفریقایی و اقیانوسیه و آمریکای لاتین به صورت یک عامل مهم در گردش سیاست و اقتصاد جهان درآمد و در قرن بیستم تلاش گروه دیگری از کشورهای اروپایی و آسیایی مانند آلمان و ایتالیا و ژاپن برای دست یافتن بر سرزمین‌هایی که قبلاً تحت سلطه استعمارگران دیگر قرار گرفته بود جنگ‌های منطقه‌ای و سپس جنگ‌های اول و دوم جهانی را موجب شد.

"لنین"، امپریالیسم را آخرین مرحله انحصار سرمایه‌داری می‌داند و پدیده‌ امپریالیسم را نتیجه توسعه سرمایه‌داری و تسلط انحصارات بر سیستم حکومت کشورهای سرمایه‌داری و وادار ساختن این حکومت‌ها برای صدور سرمایه و در دست گرفتن بازارهای مصرف جهان می‌داند. در حالی که این اصطلاح بعدها نه فقط در مورد کشورهای سرمایه‌داری بلکه در مورد خود شوروی نیز که بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی را زیر سلطه خود گرفته بود، به کار گرفت.

اصطلاح امپریالیسم در مورد نفوذ معنوی و فرهنگی کشورهای امپریالیست بر کشورهای دیگر نیز به کار رفته که از آن با عنوان «امپریالیسم فرهنگی» یاد می‌کنند.

مقاله

نویسنده (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS