دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انتظار فرج

آیا تا به حال فکر کرده اید انتظار ما در زمان غیبت حضرت مهدی(عج) چه سودی دارد؟ همه ما این حدیث را شنیده ایم که وجود مقدس امام عصر(عج) در زمان غیبت، مانند خورشیدی پشت ابر می باشند. اما بیایید کمی دقیقتر به این مسئله توجه کنیم. ما همیشه در زندگی، مشکلات و سختیهایی داشته و خواهیم داشت.
No image
انتظار فرج

برای تداوم زندگی و تحمل دشواریهای آن، نیازمند انگیزهای نیرومند هستیم که در پدیده “امید به آینده” تجلی می یابد. اگر بدانیم که در آینده جهان در حکومت حضرت مهدی(عج)، گنجهای نهفته زمین آشکار می شوند، اگر بدانیم عدالت به طور کامل برقرار می شود، اگر بدانیم که هیچ ظلمی نخواهد شد، مسلما این امید به آینده، به زندگیها، شور و نشاط می بخشد. انتظار فرج باعث می شود که حرفهای قدرتمندان زورگوی جهان را یا یقین به آینده زیبای جهان، به سخره بگیریم. انتظار فرج باعث می شود که راضی به وضع موجود نبوده و پویا باشیم. انسان پویا، هرگونه بی تفاوتی را نفی می کند. دوران طولانی غیبت، باعث می شود که لحظه به لحظه به مرحله خلوص کامل نزدیک شویم و قدرت تحمل ما در برابر ناملایمات، بالاتر رود. کسی که معتقد است امام زمان(عج) ناظر بر حالات و نیات اوست و چیزی از دیدگانش غایب نیست، مواظب اعمال و حرکات و سکنات خود است تا خطایی نکند. منتظر حقیقی، انحرافات اجتماعی را تحمل نمی کند و بر ضد آن می شورد. کلام پیامبر اعظم اسلام تعیین کننده همین معناست: “هر کس از شما که کار زشتی را [در جامعه] دید، قطعا با عمل خود، به آن اعتراض کند؛ و اگر قدرت آن را ندارد، با زبان خود به آن اعتراض کند؛ و اگر قدرت آن را ندارد، با قلب خود به آن اعتراض نماید. یعنی نسبت به آن [بی اعتنایی کند.] و این [کراهت و اعتراض قلبی] پایینترین درجه ایمان است.” شاید شما بعد از خواندن مطالب فوق، بگویید خیلی ها منتظرند اما این خصوصیات را ندارند. منتظرند و بی تفاوت. منتظرند و زودرنج و بی تحمل. منتظرند، اما... درست است. همه اینها به ظاهر منتظرند. منتظر واقعی این گونه نیست. کسی که منتظر واقعی ظهور حضرت مهدی(عج) است، می خواهد از سربازان ایشان باشد. پس اگر نتواند سختیهای کنونی را تحمل کند، چگونه می تواند در مبارزات سخت آن حضرت با ظالمان، ایشان را یاری کند؟ و اگر به ظن خود منتظر است ولی بی تفاوت، مسلما در اشتباه است، چون بی تفاوتی را می توان نوعی ظلم به دیگران تلقی کرد. بی تفاوتی یعنی سکوت در مقابل فرو رفتن دیگران در گرداب انحراف و بدبختی؛ و این، با ظلم ستیزی سازگار نیست. پس این شخص در ادعای منتظر بودن خود، صادق نیست. بیایید انتظار فرج را از لقلقه زبان به عرصه عمل وارد کنیم و رفتار یک منتظر واقعی را داشته باشیم. انتظار فرج به همین سادگی نیست.

روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS