دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انفاق

«هیچ چیز بر شیطان از صدقه بر مؤمن گران تر نیست؛ و آن پیش از آنکه در دست بنده واقع شود، در دست پروردگار تبارک و تعالی واقع شود.» (فروع کافی، ج4، ص3، «کتاب الزکاة»، «باب فضل الصدقة»، حدیث 5)
انفاق
انفاق

انفاق

قال صادق(ع): «لیسَ شَی أثقَلَ علی الشَیطانِ من الصَّدقة علی المؤمن؛ و هو تََقَعُ فی یدِ الرَّبِ ...»

انسان با علاقه و محبت مال دنیا و زیبایی‌های آن بزرگ و تربیت شده است، که منشأ بیشتر مفاسد اخلاقی و دینی همین علاقه است؛ پس اگر انسان به ‌واسطه صدقات و از خودگذشتگی بتواند این علاقه را سلب و یا کم کند موجب قطع ریشه فساد درون و رشد و رسیدن او به درجات عالیه تقوا خواهد شد؛[1] از جمله ویژگی‌هایی که خداوند متعال برای انفاق برشمرده این است که انفاق مایه فزونى اموال می‌گردد:

«قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ یَقْدِرُ لَهُ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْ‌ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ»

«بگو: پروردگارم روزى را براى هرکس بخواهد توسعه مى‌دهد، و براى هرکس بخواهد تنگ (و محدود) مى‌سازد، و هر چیزى را (در راه او) انفاق کنید، جاى آن را پر مى‌کند و او بهترین روزى دهندگان است.»[2]

آداب انفاق

اول: اگر به دل او گذر کند که مالی را در راه خدا بدهد و این قصد را داشته باشد، بداند این زمان از اوقاتی است که شیطان از وی غافل شده؛ پس فرصت را غنیمت شمارد و به زودی قصد خود را بجا آورد که در تأخیر،آفات بسیار است.

دوم: وقتی به احتیاج کسی مطلع شد یا گمان برد، پیش از اظهار نمودن به او انفاق کند و آبروی او را محافظت نماید، و نگذارد که فرد مقابل مجبور به درخواست شود؛ زیرا بعد از طلب و درخواست آنچه می‌دهد قیمت آبرویی است که ریخته است و احسان کامل و تام نیست.

سوم: از منت نهادن بر فقیر و اذیت وی دوری نماید، و اگر بخششی انجام داد؟، سعی در فراموشی آن از خاطر نماید تا در دفتر حسناتش ثبت گردد. عمده دلیل این عبارت این است که ممکن است فرد با نگه داشتن این احسان در یاد، روزی این انفاق را به انفاق شونده یادآوری کند، و صدقه و احسان خود را باطل نماید.[3] خداوند متعال نیز در این‌باره می‌فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى:[4]

اى کسانى که ایمان آورده‌اید! بخشش‌هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید.»

چهارم: اسلام، دین عدالت و اعتدال است و در جای جای شریعت مقدس پیروان خود را از افراط و تفریط برحذر داشته است. در مورد انفاق نیز این قاعده کلّى را جارى مى‌داند و بندگان خاص خدا را چنین مى‌ستاید:

«وَالَّذینَ اذا انْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً:[5]

کسانى که وقتى انفاق مى‌کنند، اسراف و اجحاف نمى‌ورزند، بلکه میانه‌روى را پیش مى‌گیرند.»

همچنین در جای دیگری در باب رعایت اعتدال می‌فرماید:

«الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ‌:[6]

(متّقین) کسانى هستند که به غیب ایمان دارند و نماز را به پاى مى‌دارند و از آنچه به آنان روزى داده‌ایم، انفاق مى‌کنند.»

(مِمَّا) در آیه همان «مِن‌ما» است و یکی از معانی «مِن» بعض است؛ یعنی بعضی از آنچه روزی کردیم- نه همه آن- را انفاق کنید.[7]

آثار انفاق

فقر و محرومیت اجتماعی معضل بزرگ جوامع بشری امروز است که ناشی از بی‌عدالتی و عدم توجه انسان‌ها به هم نوع خودشان است. انفاق از جمله ابزاری است که می‌تواند فضای جامعه انسانی را تعدیل نموده و روح انسانیت را در آن بدمد. خدای سبحان خطاب به ثروتمندان جامعه می‌فرماید:

«وَ لا یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبى‌ وَ الْمَساکینَ وَ الْمُهاجِرینَ فی‌ سَبیلِ اللَّهِ:[8]

آن‌ها که از میان شما دارای برتری [مالی] و وسعت زندگی هستند، نباید سوگند یاد کنند که از انفاق نسبت به نزدیکان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دریغ نمایند.»

کمک ثروتمندان جامعه به فقرا یعنی کمک به محیط امن اقتصادی برای خودشان، محیطی که نامنی‌اش را فقر و فلاکت انسان‌های به بن بست رسیده به ارمغان آورده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS