دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اهمیت ابراز محبت و دوستی

No image
اهمیت ابراز محبت و دوستی

 

هليا بامداد

خداوند مهربان بارها در قرآن كريم مي‌فرمايد دوستدار پاكان، توبه كنندگان، نيكوكاران، متقين، متوكلين، صابران، اهل قسط و عدل است. در متنی به گزارش مهر آمده است؛ اهرم نيرومند عشق و محبت در بسياري از زمينه هاي اجتماعي و ارتباطات انساني، كارسازتر از عوامل ديگر است، از اين رو در ريشه يابي عوامل تقويت كننده دوستي، ريشه كني عوامل سست كننده علاقه‌ها و استفاده از عوامل محبت آفرين، در بهبود مسائل معاشرت مهم است.اگر عقل و انديشه، در زندگي نقش چراغ راهنما دارد كه روشني می‌بخشد و راه را نشان می‌دهد، عشق و محبت قلبي نيز نقش موتور محرك را دارد كه پيش برنده و حركت آفرين است. زبان دل، قوي‌تر از زبان عقل است و گاهي هم كه محبت و عشق فرمان می‌دهد،عقل از پاي می‌ماند و مطيع می‌گردد.

آثار مثبت و منفی محبت

عشق و علاقه هم آثار نيك و جهات مثبت دارد و هم اگر بي حساب و بي معيار و خارج از كنترل باشد، پيامدهاي سوء خواهد داشت. به همان اندازه كه دوست داشتن و عشق ورزيدن در انسان دوستدار كشش و اميد و دلگرمي ايجاد می‌كند، او را به همرنگي و همساني با محبوب و اطاعت از معشوق می‌كشاند و عاشق را به فداكاري، گذشت و ايثار در راه محبوب می‌كشاند، گاهي هم حقايق را بر انسان پوشيده می‌سازد و عيب‌ها را كتمان می‌كند و نقاط ضعف را به نقاط قوت تبديل می‌نمايد و زشت را زيبا جلوه می‌دهد و اين از عوارض سوء افراط در محبت است. حضرت اميرالمومنین(ع) هم می‌فرماید كسي كه به چيزي عاشق و شيفته شود، اين محبت، چشم صورت و چشم دل او را نابينا می‌سازد، پس او با چشمي ناسالم می‌نگرد و با گوشي ناشنوا می‌شنود و خواسته‌ها و تمنيات، عقل او را از هم می‌گسلد و دنيا،دلش را می‌ميراند.محبت، گاهي در داوري انسان نسبت به ديگران هم اثر می‌گذارد و محبت را به داوري ناحق می‌كشاند. علاقه در نپذيرفتن نقد و انتقاد هم موثر است. اگر شما دوستدار كسي باشيد، اغلب حاضر نيستيد در باره او انتقاد و عيب جويي بشنويد.

ابراز علاقه

آنچه بيشتر به جنبه معاشرتي مربوط می‌شود، آشكار كردن محبت و علاقه به ديگران است. اگر كسي را دوست داريد، چه از دوستان و برادران ايماني، يا نسبت به فرزندان و همسر اين محبت را بر زبان آوريد و آن را ابراز كنيد، تا محبت‌ها افزوده شود و دوستي‌ها تداوم و استمرار يابد.انسان علاقه دارد كه مورد علاقه و محبت ديگران باشد. اگر آن دوستداران، محبت خود را آشكار كنند، محبوب هم به محبّان علاقه مند می‌شود و اين محبت دو جانبه، زندگي‌ها را از صفا و صميميت بيشتري برخوردار می‌سازد. ما اگر بدانيم خداوند دوستمان دارد ما هم خدا را بيشتر دوست خواهيم داشت. اگر بدانيم و بفهميم كه رسول خدا(ص) و اهل بيت(ع) به ما شيعيان عنايت و محبت دارند و اين علاقه را بارها نشان داده و اظهار كرده اند، محبت عترت در دل ما بيشتر خواهد شد. خداوند بارها در قرآن كريم مي‌فرمايد كه دوستدار پاكان، توبه كنندگان، پاكي جويان، نيكوكاران، متقين، متوكلين، صابران، اهل قسط و عدل است و در جايي از كساني ياد می‌كند كه هم خدا آنان را دوست دارد و هم آنان به خدا علاقه دارند.يُِحبُّهُمْ و يحبُّونَهُ توجه به اين نكته حب خدا را در دلها شعله ورمي سازد. وقتي ائمه معصومين(ع) محبت هاي خويش را نسبت به هوادارانشان ابراز می‌كنند، متقابلا اين اظهار عشق،عشق می‌آفريند. از حضرت علي(ع) می‌پرسند يا علي! چگونه ايد؟ می‌فرمايد؛ دوستدار دوستانمان و دشمن دشمنانمان هستم.آنچه روابط دوستانه را نيرومندتر می‌سازد ابراز علاقه است. شما ممكن است به كسي علاقه و ارادت داشته باشيد ولي به دليل تنبلي و بي حالي يا خجالت و شرم يا به هر علت ديگر هر گز بر زبان نياوريد او چگونه بفهمد كه او را دوست داريد؟ از پيامبر(ص) نيز روايت است كه فرمود: هر يك از شما دوست يا برادر ديني‌اش را دوست بدارد، پس به او اعلام كند. در حديث ديگري همين مضمون آمده با اين اضافه كه اين اعلام دوستي، براي اصلاح و آشتي ميان افراد، شايسته‌تر و مفيدتر است.

* منابع: بحار الانوار، ج 74 . نهج البلاغه، خطبه 109.- سفينه البحار، ج 2. - بحار الانوار، ج 71.

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS