دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اورشلیم Jerusalem

No image
اورشلیم Jerusalem

كلمات كليدي : اورشليم، عيسي مسيح، جتسيماني، مقبره مقدس، كوه زيتون

نویسنده : مليحه شيرخدائي

این شهر یکی از چهار شهر مقدس [صفات، حبرون، طبریه و اورشلیم] در سرزمین اسرائیل است.[1] اورشلیم از دو واژه «اور» [آتش، روشن و مقدس] و «شلیم» (به معنی شهر، صلح، سلامتی و آرامش) تشکیل شده است و با هم به معنای شهرمقدس و میراث مقدس می‌باشد.[2]

 

نامها و ریشه‌های تاریخی

از زمان حیتی‌ها [2000 ق.م] در منطقه اورشلیم (او-رو-سالم) و قبل از حمله‌ی داود نبی، این سرزمین را یبوس[3] می‌خواندند اما از زمان فتح آن توسط حضرت داود، این شهر به نامهای اورشالم، یورشالائیم و یروشالام خوانده می‌شده است.

بنابر روایتی بومیان سرزمین فلسطین [کنعانیان] نخستین گروه یکتاپرست در این منطقه بوده‌اند و آن را یورسالیم می‌نامیدند و چون پادشاه ایشان ملک صادوق دوستدار صلح و آرامش بود این شهر را یورشالیم [شهر صلح] نامید. و بعد از تصرف این سرزمین بدست داود نبی، آنرا اورشلیم یا شهر داود می‌خواندند.

اسامی دیگر آن عبارت است از: ایل، مسکن خدا، ایلیا[4] (خانه‌ی غم و خانه خدا)، بیت‌المقدس، شهر عدالت، شهر داود، شهر صهیون، شهر امین، شهر زیبا، کوه معبد، شهر خدا یا بطورمطلق معبد یا شهر و یهودیان آنرا همیقداش و خانه‌ی مقدس و سرزمین مقدس[5] خوانده‌اند.[6] مسیحیان، این شهر را شهر خدا یعنی شهر عیسی مسیح می‌نامند چون بر این باورند که خدا [مراد، اقنوم دوم از اقانیم ثلاثه یعنی حضرت عیسی است] در اینجا مصلوب گشته [7]، بر مرگ پیروز شده[8]، به آسمان صعود نموده [9]و دوباره در آخرالزمان در همین شهر ظهور خواهد کرد .[10]

 

جغرافیا

 این شهر صخره‌ای، در جنوب شرقی یافا و بر فراز کوه موریا قرار دارد. این شهر، تاریخی پرفراز و نشیب دارد و گفته می‌شود طی قرن‌های متمادی بارها مورد محاصره و تاخت و تاز شدید مهاجمان قرار گرفت و به کلی ویران و هجده بار تجدید ساختمان شد. مردم این سامان نیز شش بار مجبور به تغییر مذهب خود شده‌اند.[11]

این سرزمین میان دریای مدیترانه و بحرالمیت قراردارد. در گذشته به آن کنعان می‌گفتند . با مساحتی بالغ بر 25000 کیلومتر مربع واقع در ساحل شرقی مدیترانه که در همسایگی کشورهای مصر، سوریه، اردن و لبنان است. دارای آب و هوای معتدل و محل ظهور و عبور پیامبران الهی [ابراهیم، موسی و عیسی(ع)] بوده است.

اورشلیم از نظر جغرافیای سیاسی اهمیت زیادی دارد. [12]

این سرزمین از کهن‌ترین شهرهای جهان و بزرگترین شهر کرانه‌ی غربی است و در منتها الیه جنوبی ناحیه‌ی مرتفعی به نام زین قدس واقع است. این شهر در زمان امپراتوری‌های کهن جهان پل ارتباطی میان آفریقا، اروپا و آسیا بود.[13] بیت‌المقدس از سه بخش کوه‌ها["موریا" که حرم شریف بر آن قراردارد، "اوفل" دربردارنده‌ی محله‌ی مسلمین، "صهیون" محل اقامت داود نبی و "اکرا" محل زندگی مسیحیان از گذشته تاکنون که کلیسای مسیحیان نیز بر فراز آن قرار دارد] ، ناهمواری‌ها و دره‌ها تشکیل شده است.[14] اورشلیم به سه بخش غربی، شرقی و قدیمی(کهن) تقسیم می‌شود.

 

مهمترین ابنیه و اماکن

کلیسای مقبره مقدس [کلیسای قیامت یا رستاخیز]، کوه زیتون ‍‍‍[طور یا حوریب]، کوه صهیون، کوه موریا، بیت همیقداش [هیکل سلیمان] و دیوار ندبه [براق].

 

کلیسای مقبره مقدس[15]

این کلیسا یکی از مقدس‌ترین اماکن مذهبی مسیحیان است که در انتهای خیابان ویا دولوروسا [بر باور مسیحیان، مسیر این خیابان، همان راهی است که عیسی مسیح در روز مصلوب شدن، آن را صلیب بردوش، طی کرد و طی راه، مورد مصائب فراوان قرار گرفت]، در بخش قدیمی شهر اورشلیم ،بخش مسیحی‌نشین آن و بر فراز دره جلجتا قرار گرفته است.

بنابر عهد جدید و باور مسیحیان، عیسی مسیح در جایی که اکنون کلیسای مقبره مقدس بر روی آن قرار گرفته، مصلوب گشته و از آنجا به آسمان عروج کرده است. در زیرزمین این کلیسا ، مکانی قرار دارد که گویند قبر عیسی مسیح درآنجا واقع شده است. کلیسای مقبره مقدس از بناهای با اهمیت مذهبی اورشلیم است. که به دستور کنستانتین، امپراتور روم که به آئین مسیحیت گروید، در اورشلیم بنا شد. هر سال میلیون‌ها زائر مسیحی از سراسر جهان برای زیارت به این مکان مقدس سفر می‌کنند.

بنابر نقلهای موجود، این کلیسا در سال ۱۰۰۹.م به دستور یکی از خلفای عباسی ویران گردید.

بر سر مالکیت این کلیسا بین شاخه های مختلف مسیحی [ارامنه ، کاتولیک و ارتدوکس های شرقی] همواره اختلاف وجود داشته است. تا آنجا که حتی نردبان چوبی که از قرن 19 .م تاکنون برجای مانده بدون تغییر باقی مانده است چرا که برای جابجایی آن هیچ‌کدام از این سه گروه با یکدیگر به توافق نرسیده‌اند.

هم‌اکنون مرکز اصلی کلیسای ارتدوکس شرقی در بخشی از کلیسای مقبره مقدس قرار دارد و صومعه دیر السلطان، هزار سال پیش بر روی بخشی از پشت بام کلیسای اصلی ساخته شد. این صومعه شامل اتاق‌های کوچک ساده‌ای است که از سال ۱۸۰۸.م توسط راهبان ارتودوکس اتیوپیایی اشغال شده است.[16]

 

کوه زیتون [طور]:

این کوه در قسمت شرقی بیت المقدس واقع شده است. روستای "الطور" در آنجا واقع است و بنا بر باور مسیحیان، باغ جتسیمانی در پایه کوه زیتون[17] محلی بوده است که عیسی مسیح در شبی که یهودا او را به رومی‌ها تسلیم نمود، آخرین «غذای زمینی» موسوم به "شام آخر" را به همراه شاگردانش صرف کرد. همچنین باغ جتسیمانی[18] محلی است که مریم در آن مدفون گشته است.[19] و خدا با موسی بر این کوه تکلم کرد و ده فرمان را به بنی‌اسرائیل عطا فرمود.[20]

 

هیکل

هیکل نام بنایی است که یهودیان ساختار اولیه‌اش را به سلیمان (ع) منسوب می‌کنند و براین باورند که توسط شلمنصر دوم[21] [در537ق.م] به کلی ویران شد و هفتاد سال بعد با آزادسازی یهودیان بدست کوروش[22] دستور تجدید بنای معبد صادر شد. مدت ها پس از کوروش [مسیح قوم یهود][23] معبد دوم ساخته شد اما مجدداً از سوی رومیان نابود گشت.[24]

 

تاریخچه اورشلیم

 این تاریخچه را می‌توان به چند دوره تقسیم کرد: 1- دوره‌ی آغازین تا فتح اسلامی ، 2- دوره‌ی اسلامی تا عثمانی، 3- عصر عثمانی، 4- معاصر (که به اختصار در مورد وضعیت کنونی آن پرداختیم و در این بخش تنها به سه دوره‌ی نخست، پرداخته می‌شود).

 

دوره‌ی آغازین تا فتح اسلامی

این شهر صخره‌ای کوهستانی از ابتدا تا روزگار داود نبی در اختیار یبوسیان[25] (کنعانیان) بود. قبل از آنکه جایگاه مقدسی در میان ادیان ابراهیمی داشته باشد عبادتگاه صابئین بوده است. در فتح اورشلیم توسط داود در سده‌ی یازده، تابوت عهد به اینجا انتقال یافت.[26] بنابر تورات بعد از سلیمان، بیست و هفت تن از فرزندان او به حکومت رسیدند چنانکه چندبار میان خاندان داود و شاهان یهود و فرمانروای آشوری (شلمنصر پنجم) دست بدست شد. در سال 597 (ق.م) در زمان پادشاهی آخرین فرد از خاندان سلیمان، "بخت‌النصر" فرمانروای کلدانی بابل، اورشلیم را ویران ساخت. بعدها توسط کورش کبیر یهودیان آزاد و به سرزمین خویش برای ساخت دوباره‌ی معبد سلیمان بازگردانده شدند. بار دیگر در سال 70 (.م) شهر مقدس [اورشلیم] توسط رومیان ویران شد.[27]

 

دوره اسلامی تا عصر عثمانی

سه سال بعد از فتح شام به دست ابوبکر مسلمین به دروازه‌های اورشلیم رسیدند و در زمان خلافت عمر، رسماً به تسلط ایشان درآمد و نام این شهر از ایلیا به بیت‌المقدس تغییر یافت. در اواخر دوره اموی این شهر به دلیل شورش علیه مروان بن محمد آسیب دید و منصور عباسی در 140 (ه.ق) آن را بازسازی کرد. در دوره تسلط فاطمیان بر این مکان کلیسای قیامت ویران شد اما دوباره تجدید بنا شد . با ظهور "صلاح‌الدین ایوبی" چهاردهمین خلیفه فاطمی شکست خورد و سلسله‌ی فاطمی منقرض شد. از سال 1095 (.م) جنگهای صلیبی[28] آغاز شد که دو قرن به طول انجامید. از دلایل عمده‌ی آن شهر بیت المقدس و خراج دادن مسیحیان این شهر به مسلمین بود.[29]

 

عصر عثمانی

با قدرت‌یافتن ترکان عثمانی در سده 10 (ه.ق) تحول بزرگی در خاورمیانه و بویژه بیت المقدس پدیدار شد که تا چهار سده ادامه یافت. این عصر را می‌توان دوره‌ی آبادانی و بازسازی بیت المقدس دانست. عثمانی‌ها تا مدتی آن شهر را به خوبی اداره می‌کردند اما این اقدامات دیری نپایید و شهر رو به ویرانی و افول نهاد. با تضعیف قدرت عثمانی اورشلیم پس از پنجاه سال از رونق افتاد. و اکثر جمعیت آنجا اقدام به مهاجرت نمودند. این وضع تا سده 13 (ه.ق) ادامه داشت. بیت المقدس در سیر تاریخی خود سی و دو بار توسط اقوام مختلف تصرف و اغلب منهدم شد. اما هربار از نو برپاگردید.[30]

مقاله

نویسنده مليحه شيرخدائي
جایگاه در درختواره ادیان ابراهیمی - مسیحیت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS