دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اول فكر كن، بعد حرف بزن

No image
اول فكر كن، بعد حرف بزن

 

یكی از مهمترین و بدیهی ترین جنبه‌های زندگی ما انسانها توانایی ایجاد تعامل از طریق صحبت كردن است. البته نیازی نیست كه قبل از اینكه حرف بزنیم درباره اینكه چه می‌خواهیم بگوییم به طراحی و سازمان بندی شرایط و نحوه بیان خود بپردازیم چرا كه معمولاً برای ما چندان مطلوب نیست كه وسواس و بررسی زیادی بر روی عملكرد خود داشته باشیم چون این نحوه عملكرد بیشترمانع از برقراری یك رابطه مؤثر می‌شود تا حفظ یك ارتباط. اما از طرف دیگر برخی از افراد دائماً در حال مرور رفتار و گفتار خود بوده و لذا در نتیجه این بررسی افراطی دچار احساس گناه و پشیمانی می‌شوند كه چرا این گونه گفتند؟ چرا این حرف را زدند؟ چرا این گونه جواب ندادند ؟ و ...البته امكان دارد كه برای همه ما در مرحله‌ای از زندگی و یا در برخی از مراودات این اتفاق رخ دهد خصوصاً كه غالباً این اتفاق زمانی می‌افتد كه ما خیلی سریع در یك فضای استرس آور و یا در طی درگیری و مواجه با افراد به پاسخگویی می‌پردازیم. تشخیص اینكه ما در هر موقعیتی چگونه باید صحبت كنیم و چه بگوییم، یك درك و فهم مهم است. هدف این است كه بفهمیم چه زمانی باید روان و طبیعی حرف بزنیم، چه زمانی باید قبل از حرف زدن فكر كنیم و چه زمانی نباید اصلاً حرف زد. برای رسیدن به این مرحله این توصیه‌ها را در نظر داشته باشید:

خودتان را ببینید: دقت كنید كه چه موقع این اتفاق می‌افتد. چه شرایطی باعث می‌شود كه شما حرفی بزنید كه بعداً آرزو می‌كنید كاش طور دیگری می‌گفتید. آیا این اتفاق غالباً با یك نفر یا در یك گروهی از مردم روی می‌دهد؟ سعی كنید یك الگو پیدا كنید.

موقعیت و شرایط‌تان را درك كنید: وقتی كه فهمیدید چه شرایطی باعث این اتفاق می‌شود تلاش كنید كه در این دست موقعیتها به نحوه رفتار و گفتار خود توجه جدی تری داشته باشید و حتی در صورت امكان قبل از قرار گرفتن در این دست شرایط، خودتان را آماده كنید.

مكالمه را در نظر بگیرید: حال كه متوجه شدید در یكی از آن موقعیت‌ها قرار دارید، هدف شما باید پردازش اطلاعات باشد. اغلب زمانی كه به طور مناسب پاسخ نمی‌دهید به این دلیل است كه به طور كامل  و واضح نمی‌دانیم كه باید چه بگوییم؟ الان زمان آن فرا رسیده است كه عقب بنشینید و به آنچه كه در اطرافتان گفته می‌شود گوش كنید. بر روی آنچه كه قرار است بگویید متمركز نشوید بلكه فقط گوش كنید. ذهن شما این اطلاعات را در پس زمینه‌اش ضبط خواهد كرد.

به مردم نگاه كنید: چه كسی حرف می‌زند و چطور با هم تعامل می‌كنند؟ برخی افراد خیلی خوب مثال می‌زنند و برخی خوب جمله‌بندی می‌كنند. برخی افراد برای مكالمه با دیگران از زبان بدن و علائم و اشاره‌های چهره خوب استفاده می‌كنند. درحالی‌كه برخی دیگر پرگویی می‌كنند. اینكه افراد چطور اطلاعات شان را می‌سازند معیار خوبی است از اینكه چطور اطلاعات را كسب می‌كنند.

پاسخ‌ها را فرمول‌بندی كنید: گزینه‌های خود را هم در نظر بگیرید. راههای مختلفی برای گفتن یك مسأله وجود دارد و حالا هدف شما پیدا كردن بهترین روش رساندن آن چیزی است كه می‌خواهید بگویید، به‌طوری‌كه تأثیر مثبت داشته باشد. تعامل در درجه اول تابعی از گیرنده‌ است لذا شما باید با در نظر گرفتن شنوندگان تان به تعامل بپردازید. 

اطلاعات را در نظر بگیرید: آیا آنچه كه می‌خواهید بگویید مؤثر، الزامی، دقیق، به‌موقع و مناسب است؟ اگر شما فقط به دلیل اینكه دیگران صحبت می‌كنند پاسخ می‌دهید آنگاه ممكن است كه تعامل شما از الگوی ارائه شده فوق تبعیت نكند. اگر اینطور نیست بهتر است عقب بنشینید و فقط به گوش دادن ادامه دهید. شما می‌خواهید حرفی بزنید كه تأثیرگذار باشد نه اینكه فقط چیزی گفته باشید. 

واكنش‌ها را بسنجید: آیا اطلاعاتی كه می‌خواهید ارائه دهید طوری فرمول‌بندی شده است كه اثر مثبتی داشته باشد؟ ایجاد یك فضای منفی‌‌گرایانه ایجاد كننده شكست تعامل و گفت‌وگوست. به نحوه بازخورد شنونده‌ها دقت كنید. خراب كردن توانایی تعامل نزد مردم تنها در یك لحظه اتفاق می‌افتد. 

مراقب تن صدایتان باشید: طرز حرف زدن شما به اندازه آنچه كه می‌خواهید بگویید مهم است. تن صدای شما می‌تواند اشتیاق و صمیمیت شما را منتقل كند یا بیانگر طعنه و سرزنش شما باشد و حتی ممكن است باعث شود كه پیام گفتار شما به غلط فهمیده شود.

تعامل داشته باشید: شما اكنون می‌دانید چه می‌خواهید بگویید. الگوی درست چیست؟ چطور آنرا بگویید و چطور به طور مؤثر واكنش نشان دهید؟ منتظر یك فرصت خوب برای شروع حرف زدن باشید. معمولاً قطع كردن حرف دیگران كار خوبی نیست اما گاهی این كار خود یك روش مناسب است. 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS