دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

با قرارداد قرض بیشتر آشنا شویم

احتمالاً بار‌ها برای شما پیش آمده که یک مال یا مقداری پول به کس دیگری داده‌اید تا او بتواند از مال یا پول شما استفاده کند و به شما قول داده که در یک زمان دیگر، یک مال مشابه همان مالی که از شما قرض گرفته بخرد و به شما بدهد و یا معادل همان پولی را که از شما گرفته به شما برگرداند.
با قرارداد قرض بیشتر آشنا شویم
با قرارداد قرض بیشتر آشنا شویم

دانستنی های حقوقی؛

احتمالاً بار‌ها برای شما پیش آمده که یک مال یا مقداری پول به کس دیگری داده‌اید تا او بتواند از مال یا پول شما استفاده کند و به شما قول داده که در یک زمان دیگر، یک مال مشابه همان مالی که از شما قرض گرفته بخرد و به شما بدهد و یا معادل همان پولی را که از شما گرفته به شما برگرداند.

به گزارش «تابناک» در حقوق، به این عمل که بین دو نفر (قرض‌دهنده و قرض‌گیرنده) انجام می‌شود، اصطلاحاً قرارداد قرض گفته می‌شود. در واقع در قرارداد قرض، یک نفر مال خودش را به دیگری می‌دهد و قرض‌گیرنده از این به بعد، مالک آن مال می‌شود، یعنیمی‌تواند هر استفاده‌ای که می‌خواهد از آن مال ببرد و حتی می‌تواند آن مال را به کلی استفاده کند و آن را از بین ببرد، چون او در نتیجه‌ی قرارداد قرض، مالک آن مال شده است و بنابراین مانند همه‌ی اموال خودش حق دارد هر‌طور که می‌خواهد از مال خودش استفاده کند. اما باید مدتی بعد، به جای مالی که گرفته، به بازار برود و مثل همان را بخرد و به قرض‌دهنده پس بدهد؛ حتی اگر قیمت آن مال کمتر یا بیشتر شده باشد، فرقی نمی‌کند و به هر‌حال باید مثل مال را بخرد و به قرض‌دهنده پس بدهد تا دین خود را ادا کند.

پس باید به این نکته توجه کنیم که طبق قانون، وقتی ما مالی را به دیگری می‌دهیم تا آن را برای ما نگهداری کند و بعداً آن را همان‌طور که هست، به ما برگرداند، به این کار قرض دادن نمی‌گوییم بلکه به این کار، قرارداد ودیعه یا امانت می‌گوییم، یعنی کسی که مال را گرفته نباید از مال استفاده کند و باید از آن نگهداری کند و دوباره به مالکش برگرداند.

همچنین گاهی اوقات وقتی مالی را به دیگری می‌دهیم تا از آن استفاده کند و بعد همان مال را به ما برگرداند، باز هم به این کار در حقوق، قرض دادن نمی‌گوییم بلکه چنین قراردادی، عاریه نام دارد؛ مثلاً وقتی بابک ماشین خود را به سعید می‌دهد تا یک روز از آن استفاده کند و بعد دوباره، ماشین را برگرداند، نباید بگوییم بابک ماشین خود را به سعید قرض داده بلکه می‌گوییم بابک ماشین خود را به سعید عاریه داده است؛ بنابراین ماشین در دست سعید امانت است و باید بعد از استفاده ماشین را به بابک پس بدهد، در واقع سعید با قرارداد عاریه، مالک ماشین نمی‌شود، بلکه فقط حق دارد تا مدتی از ماشین استفاده کند و بعد آن را برگرداند.

اما در قرارداد قرض، قرض گیرنده مالک مال می‌شود؛ مثلاً فرض کنید مرجان از همسایه‌ی خود سه کیلو برنج قرض می‌گیرد تا در مهمانی از آن استفاده کند. کاملاً روشن است که مرجان نمی‌تواند بعداً برای ادای قرض، همان برنج‌هایی که از همسایه گرفته به او پس بدهد چون از آن برنج ها استفاده کرده و تمام شده است. پس او باید به بازار برود و سه کیلو برنج مثل همان برنجی که گرفته بخرد و به او پس بدهد؛ مثلاً اگر سه کیلو برنج اعلای طارم قرض گرفته باید سه کیلو برنج اعلای طارم بخرد و به همسایه پس بدهد.

یکی از رایج ترین نمونه‌های قرارداد قرض، قرض گرفتن پول و وام گرفتن است. وقتی شما از کسی پولی قرض می‌گیرید یا از بانک وام می‌گیرید، مدتی بعد باید معادل آن را برگردانید.

اما قرض گیرنده چه زمانی باید مثل آن مالی را که قرض کرده پس بدهد و اصطلاحاً رد کند؟

در اکثر مواقع، وقتی دو نفر با هم قرارداد قرض می‌بندند، درباره زمان برگرداندن مال هم با هم توافق می‌کنند؛ گاهی تاریخ معین می‌کنند و مثلاً می‌گویند در تاریخ ۲۹/۱/۹۸ باید مال رد شود و گاهی هم مهلت تعیین می‌کنند و مثلاً می‌گویند ۳ ماه بعد از قرارداد، باید مال رد شود. اما گاهی اوقات در مورد زمان رد کردن چیزی نمی‌گویند؛ در این صورت چه باید کرد؟ در این‌صورت باز هم اگر این دو نفر با هم در مورد زمان توافق کردند مسأله حل می‌شود اما اگر با هم اختلاف پیدا کنند باید به دادگاه مراجعه کنند تا قاضی با توجه به قراردادشان، مهلت تعیین کند.

گاهی اوقات پیش می‌آید که فردی مالی را از دیگری قرض می‌گیرد و در موقع قرض گرفتن، مشابه آن مال در بازار وجود دارد ولی وقتی می‌خواهد قرض خود را ادا کند و به بازار می‌رود تا مالی مشابه مالی که گرفته بخرد، می‌بیند مال نایاب شده است. در این صورت او باید چه کند؟ در این حالت چون او نمی‌تواند مالی مشابه آن مال را بخرد، کافی است قیمت آن را در همان زمان حساب کند و پول آن را بدهد.‌

وقتی دو نفر قرارداد قرض با هم می‌بندند هیچ کدام نمی‌توانند بعد از قرارداد زیر حرفشان بزنند و طبق قرارداد عمل نکنند بلکه از زمانی که قرارداد بسته می‌شود، قرض گیرنده مالک مال می‌شود و اگر قرض‌دهنده از دادن مال خودداری کند، قرض‌گیرنده می‌تواند به دادگاه برود و از طریق دادگاه، قرض‌گیرنده را مجبور به دادن مال کند.

سایت تابناک

تاریخ انتشار: 28 مرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS