دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بازتاب سریع اعمال ما در زندگیمان

No image
بازتاب سریع اعمال ما در زندگیمان

که انسان می‌زند بر پیکر خویشتن زده است، و هر خدمتی به دیگری می‌کند در حقیقت به خود خدمت کرده است. ولی نه آن مجازات ما را بیدار می‌کند و نه این نعمت و رحمت مجدد الهی. باز هم طغیان می کنیم و راه ظلم و ستم و تعدی و تجاوز را پیش می‌گیریم. (تفسیر نمونه، ج12، ص: 27)

 در زندگی روزمرّه هر عملی که انجام بدهیم (چه خیر و چه شر) بازتاب آن به خودمان بر می‌گردد.در این مورد این یک سنت همیشگی است، نیکی‌ها و بدی ها سرانجام به خود انسان باز می‌گردد، هر ضربه‌ای خداوند متعال در کلام شریف خویش این چنین می‌فرماید: « اگر نیكى كنید، به خودتان نیكى می‌کنید و اگر بدى كنید باز هم به خود می‌کنید».[اسراء/7] و از این قبیل داستان‌ها در طول تاریخ، بسیار اتفاق افتاده، مردمی که به خویش ظلم کرده و از مسیر حق و هدایت انحراف پیدا کرده‌اند و دنبال دنیا و جاه‌طلبی بوده‌اند، خداوند هم سرنوشت آنان را آن گونه که به اختیار، خودشان خواسته‌اند و دنبال آن بوده‌اند رقم زده.از جمله این سرگذشت‌ها، داستان قوم یهود بوده که چندین مرتبه خداوند به آنان نعمت عافیت عنایت فرمود، تا آنجا که بنی‌اسرائیل دارای مقام و شوکتی بودند، امّا سرکشی و طغیان کردند، حتی پیامبران خود را هم کشتند، در این زمان پادشاهی از بابل به نام بخت النصر به آنان حمله کرد و مسجد الاقصی را خراب کرد و تورات را از بین برد و مردان آنان را کشت و دختران و بچه‌های آنان که باقی مانده بودند را به اسارت برد. در بنی‌اسرائیل این داستان چند مرتبه اتفاق افتاد، هر زمان که ناسپاسی و کفران نعمت کردند خداوند هم نعمت را از آنان سلب کرده است.[برگرفته از تفسیر کوثر ج6 ص 261]

 و این وعده‌ الهی و حتمی است، هر قومی و گروهی که نیکی کنند، در واقع به خودشان نیکی کرده‌اند و هر کسی که بدی کند، در واقع به خود بدی کرده است؛ امروزه هم داستان ما چنین می‌باشد، اگر دنبال عمل خیر باشیم، در واقع به خودمان خیر رسانده‌ایم و اگر دنبال عمل شر باشیم در واقع برای خودمان شر و فساد را فراهم کرده‌ایم. به سبب آنچه دست‌های مردم فراهم آورده فساد در خشکی و دریا نمودار شده است تا [سزای] بعضی از آنچه را که کرده‌اند به آنان بچشاند باشد که بازگردند. (آیه 41 سوره روم)

امروز بیش از هر زمان دیگری در جهان فساد و تباهیِ حاصل از خطا و اشتباهات آدمیان بیداد می کند و این بیداد را باید جدی گرفت و چاره‌اندیشی کرد تا از میزان فساد کاسته شود.

توصیه قرآن و حکیمان و شاعران به طور کلی این است که در هر رنج و محنتی و فساد و تباهی به خود رجوع کنید و آن را بازتاب اعمال خود بدانید تا بتوانید چاره اندیشی کنید و بر آن فائق آیید.

 البته مشکل این است که بسیاری از مردم با آنکه گرفتار رنج و محنت می شوند آن رنج و محنت را محصول کار خویش نمی بینند تا در کارهای خود تجدید نظر کنند.

اما اکثر آدمیان گرایش دارند به اینکه خطاها را چون شیطان به گردن دیگران بیندازند و هر بدی که می بینند به کسی غیر از خود منسوب کنند.

چه کنیم از نتیجه اعمالمان در امان باشیم؟ 

 1. اگر می خواهید خداوند شما را ببخشد، شما نیز دیگران را ببخشید: (نور/22)؛ آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند آیا دوست نمی دارید خداوند شما را ببخشد؟ حضرت علی (ع) فرمود: إرْحَم تُرْحَم؛ رحم کن تا به تو رحم شود.

 2. اگر می خواهید به یتیمان شما رحم کنند، به یتیمان دیگران رحم کنید(نساء/9)؛ کسانی که اگر فرزندان ناتوانی را از خود به یادگار بگذارند و از آینده آنان می ترسند، باید (از ستم به یتیمان مردم) بترسند. رسول اکرم(ص) فرمود: به یتیمان مردم محبت کنید تا یتیمان شما مورد محبت واقع شوند.

 3. به دیگران جا بدهید تا خداوند به شما جا بدهد: (مجادله/11)؛ هنگامی که به شما گفته می شود مجلسی را وسعت بخشید (و به تازه واردها جا بدهید)، وسعت بخشید؛ خداوند (بهشت را) برای شما وسعت می‌بخشد.

 4. به پیمان الهی وفا کنید تا خداوند نیز بر پیمان خویش وفا کند: (بقره/40)؛ به پیمانی که با من بسته اید وفا کنید تا من نیز به پیمان شما وفا کنم.

 5. خدا را یاری کنید اگر می خواهید خداوند شما را یاری کند: (محمد/7)؛ اگر (آیین) خدا را یاری کنید، خداوند (نیز) شما را یاری خواهد کرد.

 6. کسانی که می خواهند دیگران را گمراه کنند، خود را گمراه ساخته اند (آل عمران/69)؛ جمعی از اهل کتاب (از یهود) دوست داشتند (و آرزو می کردند) شما را گمراه کنند. آنها گمراه نمی‌کنند، مگر خودشان را.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS