دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بخشداری و دهداری

No image
بخشداری و دهداری

بخش، بخشدار، بخشداری، دهداری، دهدار، دهبان، شورای بخش، سلسله مراتب اداری

نویسنده : شعبانعلی جباری

بخش، یک واحدی از تقسیمات کشوری است که متشکل از چند دهستان می‌باشد. اداره هر بخش به عهدۀ یک مأمور وزارت کشور بنام بخشدار محول شده است که از بین مستخدمین رسمی یا فاقد سابقه خدمات دولتی به پیشنهاد استاندار و حکم وزارت کشور منصوب می‌شود. بخشدار تابع فرماندار بوده و بر طبق دستور و تعلیمات او انجام وظیفه می‌کند و در حیطه و حوزه مأموریت خود، دارای وظایفی است؛ از جمله:

1) اجرای سیاست‌های عمومی دولت: چرا که بخشدار نماینده دولت مرکزی در بخش می‌باشد؛

2) نظارت بر امور مربوط به بخش و پیگیری اجرای قوانین در بخش و نظارت در مسائل عمومی و بهداشتی بخش و هم‌چنین امور مربوط به بهداشت تغذیه و نانوائی‌ها؛

3) بخشداری، مرجع رسیدگی به کارهای مربوط به دهداران ودهبانان که عهده‌دار امور مربوط به دهستان‌ها و روستاها هستند می‌باشد؛

4) مسئولیت حفظ نظم و امنیت عمومی بخش، که در این راستا زیرنظر فرمانداری انجام وظیفه می‌کند؛

5) گزارش وضعیت اقتصادی، امینی و اجتماعی بخش به فرمانداری.

شورای بخش:

طبق قانون تقسیمات کشوری برای ایجاد هماهنگی ادارات در هر بخش شورایی به نام شورای بخش تشکیل می‌شود که سازمان و صلاحیت و وظائف آن بشرح ذیل است:

شورای بخش مانند شورای اداری شهرستان به ریاست بخشدار تشکیل می‌شود و اعضای آن رؤسای دوایر کشوری بخش و چند نفر از زارعین محل می‌باشند که مدت عضویت زارعین سه سال می‌باشد. مذاکرات شورا با حضور اعضا رسمیت می‌یابد.

وظایف شورا:

وظایف این شورا شامل مسائل مربوط به عمران و آبادانی روستاهای واقع در بخش، و رفع نیازهای اجتماعی، کشاورزی، بهداشتی روستاها و سایر نیازهای عمومی از قبیل ایجاد راه‌های فرعی، تأمین آب، درختکاری و حفظ جنگل‌ها و درختان معابر، تهیه بذر و نهال مرغوب، تأسیس شرکت‌های تعاونی و کشاورزی، ایجاد درمانگاه‌ها و تشویق کشاورزان برای تشریک مساعی و نهایتاً بررسی کمبودها و پیشرفت عمران بخش است.

ضمانت اجرای این تصمیمات:

امروزه تصمیمات شورا فاقد جنبۀ الزامی است و فقط برای ایجاد هماهنگی ادارات جهت توسعه بخش می‌باشد.

سازمان اداری دهستان و روستا:

دهستان کوچکترین واحد تقسیمات کشوری است که دارای محدوده جغزافیایی معین است و از بهم پیوستن چند روستا، مکان و مزرعۀ همجوار تشکیل می‌شود. دهستان‌های کشور از لحاظ جمعیت به سه درجۀ تراکمی تقسیم می‌شوند:

1) تراکم زیاد 8000 نفر؛

2) تراکم متوسط 6000 نفر؛

3) تراکم کم 4000 نفر.

مرکز دهستان، روستایی از همان دهستان می‌باشد که مناسب‌ترین مرکز خدمات روستایی آن دهستان است.

روستا:

یک واحد مبدأ و اساس تشکیل واحدهای تقسیمات کشوری است که از لحاظ حوزه و قلمرو، معین بوده و حداقل تعداد 20 خانوار یا صد نفر اعم از متمرکز یا پراکنده در آن‌جا سکونت داشته، و اکثریت ساکنان دائمی آن به کار کشاورزی یا دامداری یا مرغداری اشتغال داشته باشند.

مسئولیت ادارۀ هر دهستان با دهدار است و مسئولیت ادارۀ روستا با دهیار می‌باشد، که زیرنظر بخشدار انجام وظیفه می‌کنند و در جهت ادارۀ بهتر امور مربوط به دهستان و روستا وظایفی دارند که در قانون تقسیمات کشوری مشخص شده است؛ مثل نظارت دهدار به امور عمومی دهستان، نانوایی‌ها و انتخابات و مسائل بهداشتی روستاهای اطراف.

سلسله مراتب اداری:

در بین همۀ تشکیلات اداری کشور وجود سلسله مراتب اداری امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. بطور مثال سلسله مراتب اداری از دهیاری و دهداری شروع می‌شود تا این‌که به مسئولین ارشد و مقامات عالی برسد و بین همه نهادها و ادارات این سلسله مراتب منظور است. رهبری در رأس سازمان اداری کشور و بعد از آن ریاست جمهوری و پس از آن هیأت وزیران و پس از آن هر کدام از وزیران نسبت به زیر مجموعه های خود ریاست اداری دارند؛ و مقامات حکومت در غیر از پایتخت و در استان‌ها از استاندار شروع و به فرماندار و بخشدار رسیده، و هم‌چنین بخشدار نسبت به دهدار و دهیار برتری اداری خواهد داشت؛ که همۀ این‌ها مجموعاً دست به دست هم داده و نظام اداری منظمی را تشکیل می‌دهند که حکومت نام دارد و بدون وجود این نظامات و سلسله مراتب اداری، ادارۀ کشور بزرگی حتی برای مدت کوتاهی، میسّر نخواهد بود.

مقاله

نویسنده شعبانعلی جباری
جایگاه در درختواره حقوق عمومی - حقوق اداری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS