دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بدهكار را تحت فشار نگذاريم

No image
بدهكار را تحت فشار نگذاريم

قرآن كريم به طلبكاران مي‌گويد: در مواردي كه بدهكاران سخت در تنگنا قرار دارند اگر بدهي آنان بخشوده شود، از هر نظر براي شما بهتر است. (أن تصدّقُواْ خيرٌْ لّكم) . و ان كان ذُو عُسْرهٍ فنظِرهٌ الي ميسره». (280 بقره) . قرآن کریم می‌فرماید: در قرض و وام اگر طرف به سختي مي‌افتد، بر او سخت نگيرند و به او مهلت بدهند، نه يك ماه و دو ماه، كه تا هنگام آساني و گشاده دستي. [1] يكي از اموري كه اسلام بدان تأكيد بسياري نموده، موضوع قرض دادن به نيازمندان است تا جايي كه در روايات ما آن را از صدقه برتر دانستند. [مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، ج 71، ص 104] اما بايد توجه داشت در برخي از موارد ما به وظايفمان و آداب و شرايطي كه وجود دارد عمل نمي‌كنيم و از اين جهت زيان‌هايي بر ما وارد مي‌شود، ولي آگاهانه يا ناآگاهانه گناه آن را بر گردن ديگران مي‌اندازيم. براي قرض الحسنه، اين سنت پسنديده، شرايطي بيان شده است كه در طولاني‌ترين آيه از قرآن بدان اشاره شده است: «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! هنگامى كه بدهى مدت‌دارى (به خاطر وام يا داد و ستد) به هم‌ديگر پيدا مي‌كنيد، آن را بنويسيد و بايد نويسنده‌اى از روى عدالت، (سند را) در ميان شما بنويسد و كسى كه قدرت بر نويسندگى دارد، نبايد از نوشتن خوددارى كند. پس بايد بنويسد، و آن كس كه حق بر عهده اوست، بايد املا كند و از خدا كه پروردگار اوست بپرهيزد، و چيزى را فروگذار ننمايد!...».

[بقره، 282] در روايات نيز به اين مهم تأكيد شده است. [حر عاملي، وسائل‌الشيعة، ج 17، ص 11].

آداب و شرايط قرض‌الحسنه

در آموزه‌هاي ديني ما قرض دادن به برادران مؤمن، آداب و شرايطي دارد كه برخي از آنها چنين است. 1.قرض همراه با اخلاص باشد. 2. با دل خوش و رضايت كامل باشد. 3. قرض از مال حلال باشد. [كليني، اصول كافي، كمره‌اي، محمد باقر، ج، ص 843]. 4. قرض مكتوب شود [بقره، 282]. 5. كسي كه به مؤمني قرض داد، منتظر بماند تا پرداخت قرض براي او امكان‌پذير شود؛ يعني همانطور كه جايز نيست بدهكار با فرض توانايي، پرداخت مال را به تاخير بيندازد، همين طور نيز اگر طلبكار مي‌داند بدهكار توانايي ندارد، جايز نيست او را تحت فشار قرار دهد [شيخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 138]. آيه 280 بقره دربردارنده يك دستور مالي و حقوقي است كه در آن به طلبكار توصيه شده در صورت سررسيد زمان دريافت طلب، در صورتي كه امكان پرداخت براي بدهكار وجود نداشته باشد؛ طلبكار نبايد او را تحت فشار قرار دهد؛ بلكه بايد به او مهلت دهد. (إِن كان ذُو عُسْرهٍ فنظِرهٌ إِلي ميسرهٍ) . حتي در قوانين اسلام كه در واقع تفسيري است براي آيه فوق، تصريح شده كه هيچگاه نمي‌توان خانه و وسايل ضروري زندگي افراد را براي بدهي آنها توقيف كرد يا از آنها گرفت؛ بلكه طلبكاران تنها مي‌توانند از اضافه بر آن، حق خود را بگيرند و اين حمايت روشني از حقوق قشرهاي ضعيف جامعه است. [تفسير نمونه 2/377 ]. در ادامه با توصيه‌اي اخلاقي، بحث حقوقي سابق را تكميل مي‌كند. قرآن كريم به طلبكاران مي‌گويد: در اينگونه موارد كه بدهكاران سخت در تنگنا قرار دارند اگر بدهي آنان بخشوده شود، از هر نظر براي شما بهتر است (أن تصدّقُواْ خيرٌْ لّكم)، احساس كينه‌توزي و انتقام را به محبت و صميميت مبدل مي‌سازد و افراد ضعيف جامعه را به فعاليت مجددي كه نتيجه اش نصيب همگان مي‌شود، وا مي‌دارد و اضافه بر اينها، صدقه و انفاقي در راه خدا محسوب مي‌شود كه ذخيره روز پسين خواهد بود [همان 2/378].

پاداش‌های قرض‌الحسنه

در آيات و روايات، پاداش‌های بسياري براي قرض‌الحسنه برشمرده شده است. اين پاداش‌ها مادي و معنوي و نيز دنيوي و اخروي است. مهم‌ترين پاداش قرض الحسنه در همان اصل قرض دادن نهفته، زيرا شخص وام‌دهنده با خداوند معامله مي‌كند و كسي كه قرض مي‌گيرد در حقيقت خداوند است [ بقره، آيه 245؛ مائده، آيه 12]. ديگر آنكه خداوند خود ضمانت بازپس دادن وام را كرده و بي‌گمان خداوند شاكر و سپاسگزار است [ تغابن، آيه 17] و با بركت قرار دادن در مال شخص او را بي‌نياز خواهد كرد و به فضل خود بر مال او مي‌افزايد. از اين رو در بيان سود و پاداش حاصل از قرض دادن به نيازمندان و محتاجان مي‌فرمايد كه خداوند پاداش نامحدود و بي‌شماري را در نظر گرفته است [بقره، آيه 245، حديد، آيات 11 و 18]. خداوند در اين آيات از پاداش و اجرت كريمانه خود سخن مي‌گويد؛ بنابراين مي‌بايست پاداشي عظيم و نيكو و بزرگوارانه‌اي باشد كه خداوند براي وام‌دهنده در نظر گرفته است. اين پاداش‌ها تنها اختصاص به دنيا ندارد بلكه در آخرت هم به او تعلق خواهد گرفت و نيز مادي و معنوي خواهد بود. [همان]. از آثار و بركات اجتماعي و كاركردهاي دنيوي قرض الحسنه مي‌توان به ايجاد محبت بين مردم و تحقق انسجام و وحدت اسلامي اشاره كرد. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: سه چيز است كه محبت آورد: قـرض دادن و فـروتنـي و بخشـش[ تحف العقول، ص 316]. از جمله آثار قرض الحسنه مي‌توان به محو سيئات و تبديل آن به حسنات اشاره كرد [ مائده، آيه 12]. بنابراين، وام‌دهنده با اين كار خويش، گويي تازه از مادر متولد شده و نقش كار او همانند توبه، تأثيرگذار است و مشكلاتي كه به سبب گناه گرفتار آن است برطرف مي‌شود. پس مي‌توان گفت كه وام دادن، موجب جلب منفعت و دفع و رفع بلا و گرفتاري نيز است. خداوند در آيه 12 سوره مائده از جمله پاداش‌هاي بزرگ قرض الحسنه را دستيابي به فوز عظيم و كاميابي در بهشت جاودان دانسته است. پس مي‌بايست اين عمل را از اعمال صالح و نيكي دانست كه تضمين‌كننده بهشت براي آدمي است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS