دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

به مناسبت روز بزرگداشت صدرالمتالهین

«وقتی دیدم زمانه با من سر دشمنی دارد و به پرورش اراذل و جهال مشغول است و روز به روز شعله‌های آتش جهالت و گمراهی برافروخته‌تر و بدحالی و نامردمی فراگیرتر می‌شود ناچار روی از فرزندان دنیا برتافتم و دامن از معرکه بیرون کشیدم».
به مناسبت روز بزرگداشت صدرالمتالهین
به مناسبت روز بزرگداشت صدرالمتالهین

«وقتی دیدم زمانه با من سر دشمنی دارد و به پرورش اراذل و جهال مشغول است و روز به روز شعله‌های آتش جهالت و گمراهی برافروخته‌تر و بدحالی و نامردمی فراگیرتر می‌شود ناچار روی از فرزندان دنیا برتافتم و دامن از معرکه بیرون کشیدم».

ملاصدرا؛ بنیان‌گذار حکمت متعالیه که به تعبیر برخی بزرگان از بزرگترین دانشمندان جهان اسلام است برای فاصله گرفتن از دنیای رذالت ها و جهت آزادگی روح و فکر در اوج علمآموزی، کوله بار سفر بست و به گفته خود «از دنیای خمودی و جمود و ناسپاسی به گوشه‌ای پناه بردم و در انزوای گمنامی و شکسته حالی پنهان شدم، دل از آرزوها بریدم و همراه شکسته‌دلان بر ادای واجبات کمر بستم».

محمد بن ابراهیم قوامی شیرازی ملقب به صدرالمتالهین یا ملاصدرا از بزرگان فلسفه اسلامی و از دانشمندان برجسته جهان در نهم جمادی الاولی سال 980 قمری در محله قوام شیراز دیده به جهان گشود.

پدر او خواجه ابراهیم قوامی مردی پرهیزگار، دیندار و دوستدار و حامی دانش و معرفت بود و محمد پس از سالها بچهدار نشدن ابراهیم به دنبال دعا و نذر و نیاز به وی مرحمت شد.
به روایتی خواجه ابراهیم قوام، مردی دانشمند و وزیر فرماندار فارس محمد میرزا که بعدها به شاه محمد خدابنده معروف شد، بود؛ ابراهیم قوام از همان کودکی فرزندش را به مکتب‌خانه فرستاد و محمد دو سال در این مکتب‌خانه خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را فرا گرفت، سپس او را به یک معلم خانگی به نام ملا عبدالرزاق ابرقویی سپردند تا به محمد صرف و نحو بیاموزد.
دوران کودکی محمد که به هوش و ذکاوت شهره بود به طور کلی در کسب علم و دانش های زمانه در فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی سپری شد.

در آغاز جوانی با استعداد فوق‌العاده‌ای که داشت، برای تحصیل به اصفهان رفت و با شیخ بهایی آشنا شد که سنگ بنای شخصیت علمی و اخلاقی اش توسط این دانشمند جهاندیده بنا نهاده و تکمیل این بنای معنوی را استاد دیگرش میرداماد عهده دار شد.

اصفهان مرکز علمی آن روزگار ایران بود و صفویان در آن‌جا مدارس متعددی دایر کرده بودند که علما دانش‌های گوناگون را در آن‌جا تدریس می‌‌کردند، ملاصدرا علوم نقلی و حکمت را نزد شیخ بهائی، میرداماد و میرابوالقاسم فندرسکی آموخت.

پس از تکمیل تحصیلات و نیز با فشار بعضی از علمای ظاهربین اصفهان که با مشرب عرفانی او مخالف بودند، به ناچار اصفهان را ترک کرد و به روستای کهک قم رفت و در هفت سال یا بنا بر قولی 15 سال دوران تبعید در آنجا به ریاضت مشغول شد و سرانجام به مرتبه کشف حقایق رسید.
وی در مقدمه کتاب «اسفار» دلایل بیزاری خود را دوری از جاهلان فرزانه نمای زمان خویش و عزلت و تصوف خود در کهک بیان داشته است.

رفته‌رفته آوازه ملاصدرا در شهرهای اطراف پیچید و مریدان و طالبان بسیاری به حضورش شتافتند، در این هنگام الله‌وردی خان والی فارس مدرسه ‌ای در شهر شیراز بنا کرد و از ملاصدرا دعوت کرد تا به وطن خویش بازگردد و در آن مدرسه به تدریس بپردازد.

با حضور وی در شیراز، مدرسه خان مهم‌ترین مرکز علمی ایران شد و تا هنگام حیات وی طالبان علم را از دور و نزدیک به خود جلب می‌‌کرد.

ملاصدرا شاگردان بسیار داشت که از آن جمله ملامحسن فیض کاشانی و ملا عبدالرزاق لاهیجی دو دامادش را می توان نام برد.

در زمان حیات ملاصدرا یعنی در اواخر قرن دهم و شروع قرن یازدهم هجری، کلام و فلسفه از علوم رایج و محبوب آن زمان به شمار می رفت، دلیل عمده گسترش این علم نسبت به سایر علوم آن زمان مانند فقه، ‌ادبیات عرب، ‌ریاضی، ‌نجوم و طب و همچنین هنرهای رایج آن زمان مانند خوشنویسی، معماری و کتیبه را می توان در شرایط اجتماعی آن دوران که خود زاییده شرایط سیاسی حاکم بر کشور بود، دانست.

عدم وابستگی و استقرار و مرکزیت حکومت وقت، امنیت و آزادی خاصی را در آن زمان، حکم‌فرما ساخته بود که شکوفا شدن استعدادها و گسترش هنر و علم را در پی داشت.

ملاصدرا نیز در علوم متعارف زمان به ویژه در فلسفه اشراق، مکتب مشاء‌، کلام، عرفان و تفسیر قرآن مهارت یافت.

او آثار فلسفی متفکرانی چون سقراط، افلاطون، ‌ارسطو و شاگردانش و دانشمندانی چون ابنسینا و خواجه نصیرالدین طوسی را دقیقاً بررسی کرد، موارد ضعف آنها را باز شناخت و مسائل مبهم مکاتب را به خوبی دانست.

او در آثار خود، تلفیقی از هزار سال تفکر و اندیشه اسلامی پیش از زمان خود را به نمایش گذاشت و ایده های «اصالت وجود» و «حرکت جوهری» را مطرح کرد.

«حکمت متعالیه» مهمترین کتاب ملاصدرا به شمار می آید که حاوی ژرف ترین پاسخ ها به مسائل فلسفی است، وی کتابی به نام «عروة الوثقی» در تفسیر قرآن و شرحی بر کتاب روضه فقیه مشهور لبنانی «شهید» نوشته و چند کتاب دیگر در فلسفه نیز به وی نسبت داده‌‌اند.
ملاصدرا علاوه بر سلوک در عرفان به عنوان یکی از موفق ترین فلاسفه مطرح است، از ملاصدرا آثار درخشانی باقی مانده است که از جمله آنها می توان، اسفار اربعه، مبدأ و معاد، دیوان اشعار، حدوث العالم، مفاتیح الغیب و متشابهات القرآن را نام برد.

ملاصدرا پنج فرزند شامل سه دختر و دو پسر داشته که بزرگترین فرزندش به نام ام کلثوم، دانشمند و شاعر و زنی اهل عبادت و زهد بوده و به همسری ملا عبدالرزاق لاهیجی (شاگرد معروف ملاصدرا) درآمده و دختر دیگر او زبیده همسر علامه فیض کاشانی بود.

ملاصدرا تا پایان عمر در شیراز به تألیف و تدریس پرداخت و در این مدت هفت بار با پای پیاده به خانه خدا سفر کرد و در بازگشت از هفتمین سفر، در بصره در سال 1050 هجری قمری به سن 71 سالگی درگذشت.

براساس برخی اسناد، بنا بر سنت شیعیان، پیکر او را از بصره به شهر نجف بردند و بنا بر گفته نوه وی علم‌الهدی او را در سمت چپ صحن حرم حضرت امیرالمؤمنین (ع) دفن کردند.

امام خمینی (ره) در شرح چهل حدیث، ملاصدرا را فخر شیعه معرفی می‌کند و او را چنین لقب می‌دهد: «جناب محقق فلاسفه و فخر طایفه حقه، صدر المتألهین، رضوان الله علیه...» اول خردادماه نیز در تقویم رسمی کشور به بزرگداشت ملاصدرا (صدرالمتالهین) اختصاص یافته است.

منبع: ايــرنا

ملاصدرا؛ حکیم خانه به دوش

روزنامه جوان

تاریخ انتشار: اول خرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS