دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بیداری اسلامی

No image
بیداری اسلامی

بيداري، اسلامي، انقلاب، مبارزه

مصطفی یاسینی

نخستین گام برای هر نوع مبارزه و جهاد و انقلاب، بیداری و آگاهی مردم، به عنوان ستون و بدنه اصلی حرکتها و نهضتها می‌باشد. بدون حصول این آگاهی، نهضت و جنبش ماندگاری شروع نمی‌شود و صرفا در اندیشه و تصور باقی می‌ماند. این شناخت و آگاهی شامل حوزه ‌های مختلفی می‌باشد. آگاهی از وضعیت موجود، آگاهی از وضعیت مطلوب، آگاهی از لزوم حرکت و نهضت، شناخت و اطمینان از اصل امکان مبارزه و تحقق پیروزی، آگاهی از توان و امکانات خود و دشمن، شناخت و آگاهی نسبت به تجربه تاریخی و عملی سایر جنبشها و نهضتها از جمله این موارد می‌باشد. نظر به نقش و اهمیت این بیداری و آگاهی اولیه، قدرت‌های استکباری جهانی و نیز حکام و سران کشور‌های وابسته به آنان، همیشه به انحای مختلف تلاش می‌کنند تا مردم نسبت به مسائل یاد شده در جهل و ناآگاهی باقی بمانند و بدین ترتیب به طور ریش‌های از تشکیل و رشد نهضتها جلوگیری شود.‌

بیداری اسلامی نتیجه نهایی ایمانگرایی و خردورزی دینمدار زمان آگاه است. عصر حاضر را باید به حق در یک کلام قرن احیای مجدد بیداری اسلامی دانست. هر چند در جهان امروز تعابیری چون بنیادگرایی اسلامی و اصولگرایی بار مفهومی بیداری اسلامی را به دوش می‌کشند، اما متاسفانه برداشت‌های نادرست از بیداری اسلامی در قالب بنیادگرایی اسلامی به معنای منفی و نادرست آن آسیب‌‌های جدی به برداشت مفهومی این واژه وارد کرده است. ما هرگز نباید فراموش کنیم که یکی از ویژگی‌های مهم و اصلی بیداری اسلامی اعتدال آن است. دنیای غرب که خود در تاروپود مدرنیته لجام گسیخته گرفتار آمده است، بنیادگرایی را به مفهوم خشونت، تروریسم و خشک مغزی می‌داند و بنیادگرایی را ارتجاع حقیقی انسان به دوران سرکشی و سرگشتگی. باید بر این نکته اصرار فراوان داشت که لفظ اصولگرایی تعبیر درست تر و دقیق تری از اصل بازگشت به سنت حقیقی اسلام است. در حقیقت، بیداری اسلامی نوعی بازگشت به سنت اصیل اسلام و باور درست به آن است. بیداری اسلامی فقط یک اعتقاد و باور نیست، بلکه یک حرکت به سوی ریشه ‌های حقیقی اسلام است. این حرکت آگاهانه حیرت غرب را برانگیخته و موجب بی اعتباری تحلیل ‌های غرب از واقعیت ‌های جهان شده است. بابی سعید مولف کتاب «هراس بنیادین» با بررسی جنبش‌های اسلامی مسلمانان در غرب، معتقد است: «بسیاری از مسلمانان مصمم شدند هویت ‌های شخصی و سرنوشت اجتماعات خویش را با رجوع به زبانی مقتبس از آنچه خود آن را میراث اسلامی می‌خوانند روایت کنند». او در واقع اذعان می‌دارد که تحول مفاهیم هویتی در غرب با بهره گیری از اعتقادات اسلامی را باید نقطه آغاز شکل گیری هویت جدید اسلامی در آن دیار به شمار آورد. ‌

انقلاب اسلامی ایران حاصل بیداری اسلامی است و خود در مسیر گسترش و تکمیل این بیداری، گام‌های بزرگی برداشته است. تا قبل از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، استکبار جهانی و عمال وابسته آنها در نگه داشتن مردم در جهل و ناآگاهی، تا حدود زیادی موفق بوده اند و با طرح مواردی از قبیل نمی شود، قضا و قدر و تقدیر الهی چنین است، اوضاع موجود را توجیه می‌کردند. آن دسته از مردم نیز که فاقد شجاعت و جرات لازم جهت مبارزه بودند برای سرپوش گذاشتن بر این ضعف خود به توجیهات فوق بیشتر دامن می‌زدند. لکن به برکت پیروزی انقلاب اسلامی ایران، آگاهی و بیداری گسترده ای در بین مردم مسلمان و مستضعف جهان پدیدار گشته و شجاعت لازم را برای مبارزه به دست آوردند. ‌

به باور بسیاری از اندیشمندان، انقلاب اسلامی ایران موجب تعمیق و رشد بیداری اسلامی در سایر نقاط جهان شده است. فرد هالیدی در این باره می‌گوید: «انقلاب اسلامی ایران جذابیت ایدئولوژیک بسیار زیادی در میان اعراب الجزایر و سودان دارد که نمی توان آن را نادیده گرفت. به علاوه در جمهوری ‌های آسیای میانه علی الخصوص آذربایجان، گرجستان، عراق، افغانستان و پاکستان با توجه به بافت اجتماعی این کشورها دین و فرهنگ، دارای نفوذ بسیار زیادی است». احمد جبرئیل دبیر کل جبهه خلق برای آزادی فلسطین می‌گوید: «جمهوری اسلامی ایران با رهبری اسلامی و حکیمانه آن، محوری برای بیداری اسلامی در جهان و پناهگاهی برای مجاهدان انقلابی شده است». سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان نیز می‌گوید: «انقلاب اسلامی ایران مسلمانان جهان را بیدار کرد و به آنان عزت بخشید و این مسئله در حضور قوی ملتها در صحنه ‌های جهاد و مبارزه علیه رژیم‌های وابسته غربی به خوبی نمایان است».‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS