دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تاملی پیرامون عرفان های نوظهور

بشر امروزی با تجربه‌ها و دریافت‌هایی که داشته متوجه این نکته اساسی شده است که هر قدر در علم و تکنولوژی و اکتشافات مادی ارضی و سمایی پیشرفت نماید لاجرم گمگشته‌ای در بواطن وجودی خویش دارد و علوم مادی نمی‌تواند فطری و باطنی و ذاتی او را اغنا و ارضا کند لذا به سوی مبانی معنوی و معرفتی سوق می‌یابد.
تاملی پیرامون عرفان های نوظهور
تاملی پیرامون عرفان های نوظهور

بشر امروزی با تجربه‌ها و دریافت‌هایی که داشته متوجه این نکته اساسی شده است که هر قدر در علم و تکنولوژی و اکتشافات مادی ارضی و سمایی پیشرفت نماید لاجرم گمگشته‌ای در بواطن وجودی خویش دارد و علوم مادی نمی‌تواند فطری و باطنی و ذاتی او را اغنا و ارضا کند لذا به سوی مبانی معنوی و معرفتی سوق می‌یابد.

گاهی در جهت این رهیافت به سوی مجمع‌ها و کلاس‌ها و یا جریاناتی که مدعی مبانی معرفتی و عرفانی هستند، می‌رود که در اصطلاح به آنها «عرفان‌های نوظهور» اطلاق می‌شود اما در اساس می‌توان گفت اکثریت این جریانات فکری اصلاً تازگی ندارند، بلکه اگر به تاریخ ادیان و جریان‌های فکری و عقیدتی و ریشه این گونه جریانات نگاه شود معلوم خواهد شد که تنها به صورت و لباسی نو در آورده شده‌اند.

اگر به ریشه و بن مایه‌های عقیدتی این جریانات نوظهور که اصطلاحاً عرفان نامیده می‌شود توجه عمیق شود در می‌یابیم که این جریانات ربطی به عرفان و مبانی آن نداشته، بلکه بیشتر تلاش مدعیان و راهبران این جریانات فقط کسب فضایل اخلاقی آن هم به زعم دریافت‌های شخصی این گونه افراد از علم اخلاق است که به غلط عرفان مفروض داشته‌اند. بنابراین بایستی اولاً این جریانات اخلاق گونه را از عرفان و مبانی عرفانی که به قدمت اندیشه‌های متعالی و الهی گون بشر از بدایت تا نهایت است مجزا کرد. چون ساحت عارفان حقیقی از جرگه سازی‌ها و ادعا به دور بوده و رهیافت عارف الهی تنها به مبانی اخلاقی محدود نمی‌شود بلکه غایت عارف واقعی به سوی حقیقت الوجود است. مبانی عرفانی و الهی گون راستین آن قدر سهل نیست تا هر مبتدی رسد که دم زند که رسیدم و حال منم و لاغیر و چون به کمال رسیده‌ام شما را نیز به کمال خواهم رساند.

با گسترش و توجه پیدا و پنهان جوانان ما به این گونه جریانات اعم از جریان‌هایی که به نام عرفان ومعنویت در داخل معرفی می‌شود و یا جریاناتی که از غرب به سوی کشور ساری و جاری‌اند لازم است شرایطی مهیا شود تا عرفان حقیقی اسلامی و شیعی آل محمد(ع)که مملو از آثار فاخر علمی و عملی و عرفانی حقه بوده تا آنجایی که مقدور است به صورت ساده تبیین و در اختیار تشنگان و جویندگان وادی‌های معرفتی الهی گون جامعه قرار گیرد تا جوانان به مراتب و مبانی والای عرفانی در کنار تلاش‌های مستمر معنوی به کسب فضائل اخلاقی راه یافته استعداد ذاتی آنان در جریانات نوظهور معنوی تحت هر نام فریبنده ای که معجونی از تفکرات مختلف تحت اسامی گوناگون دهن پرکن، هدر نرود و حوزه‌های علمیه و علمای عظام باید این نکته را مدنظر قرار دهند که با ایجاد جلسات اخلاقی و عرفانی اسلامی توسط فضلا و عرفایی که خود در راه سلوک گام نهاده با نوک مژگان طی طریق نموده‌اند تشنگان مبانی معرفتی را به سوی حضرت حق دلالت و غوامض و موانع آنان را به جهت خوی معرفتی والا و آشنایی به اطوار صبغه عرفانی مرتفع کنند و از سوی دیگر اساتید آشنا به عرفان، متون عرفانی ایرانی و اسلامی را که در قالب کلمات و جملات، مکنون و مستتر است تلخیص و به زبان روزگار کنونی و ساده چاپ و منتشر کنند و در اختیار جامعه قرار دهند تا این فرصت مهم که جست وجوی مبانی معرفتی در جامعه رو به فزونی است مغتنم شمرده شود و به سوی مالک حقیقی ارض و سما هادی شوند تا در این میان مدعیان لاف زن از عدم آگاهی به مبانی معرفتی و عرفانی، جوانان را به بیراهه نکشند و نتوانند ریاست شگفت و تعظیمات خدایانه در خفا برای خود فراهم کنند تا در نهایت این کشش ذاتی را باطل نمایند و این قوه نورانی و الهی گونه سرخورده شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب سایبان خود ساخته عرفان مدرن

کتاب سایبان خود ساخته عرفان مدرن

این کتاب با هدف عرضه صحیح و دفاع معقول اندیشه عرفانی و زدودن پیرایه‌های موهم، موهن و فراگیر عرفان و معنویت‌های نوظهور...

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS