دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تجسس ممنوع

No image
تجسس ممنوع

انسانی که سالم است نگاه مثبتی به زندگی و اطرافیانش دارد؛ پس کسی که دنبال عیبجویی دیگران است قطعاً فردی است که از نظر شخصیتی مشکلی دارد. چنانکه این رفتار طبق آیات قرآن و روایات، مذموم دانسته شده و جایز نیست. زیرا در روایات آمده است اگر کسی به آبروی دیگری بی‌احترامی‌کند و حرمت او را از بین ببرد مثل این است که به خانه کعبه بی‌احترامی‌کرده است.

معنای تجسس

واژه عربی تجسس، در اصل به معنای «با دست لمس کردن» و مجازاً به معنای «نگاه کردن از سر کنجکاوی برای شناسایی دیگران» است.(1)این واژه در فارسی به معنای «خبر جستن» است.(2) مرحوم شهید ثانى نیز در تعریف اصطلاحی آن مى‌فرماید: معنى تجسّس این است كه بندگان خدا را زیر پرده ستّاریّت پروردگار رها نكنى و پرده از روى كار آنان بردارى و آنچه را كه خداوند پوشیده داشته است آشكار كنى كه این كار وسیله كسب اطلاع از امور مخفى آنها و پرده برداشتن از روى اسرارشان مى‌شود و در نتیجه آنچه بر تو پوشیده بود آشكار مى‌گردد كه اگر مخفى بود دل و دینت سالم‌تر مى‌ماند.(3)اصل در دین اسلام حسن ظن داشتن به دیگران است و سوء ظن نسبت به دیگران حرام است زیرا موجب تجسس در زندگی خصوصی افراد می‌گردد. خداوند حکیم در قرآن کریم از این عمل زشت در ضمن منع از گناهان دیگر می‌فرماید: (4) (ای مومنان از بسیاری از گمانها بپرهیزید که بعضی از ظنون گناه است و تجسس نکنید...). به عبارت دیگر از جمله شروط ایمان عدم دخالت و تحقیق بیجا در امور مسلمانان است و با صیغه نهی كه آمده دلالت بر حرمت تجسس می‌كند و در روایت نیز در مورد مجازات اینگونه افراد در قیامت آمده است: «كسی كه به سخن و مكالمات افراد گوش می‌كند در حالی كه آنها از اینكه كسی به گفته آنها گوش دهد كراهت دارند، روز قیامت در گوش او سرب گداخته ریخته می‌شود.(5)

انواع تجسس

تجسّس سه نوع است: در امور شخصی،‌ در امور اجتماعی و در امور دشمن.تجسّس در امور شخصی افراد به حكم عقل و صریح آیه «ولاتجسسوا» و روایات متعدد، جایز نیست. امور شخصی افراد همان حوزه مربوط به خود فرد و خانواده اش است که تمایل ندارد دیگران از آن باخبر شوند. چنانکه فقها مصادیق تجسّس در امور شخصی افراد را چنین بیان كرده‌اند: 1. استراق سمع و گوش ایستادن؛ 2. استشمام (مثل استشمام دهان شخصی برای كشف شرب خمر)؛ 3. طلب بازرسی از لباس‌ها و آنچه در زیر لباس مخفی كرده است؛ 4. سؤال از اسرار و عورات.(6)نقل كرده‌اند كه مردی شبی از كوچه‌ای عبور می‌كند و صدای مرد و زنی را از خانه‌ای می‌شنود. وی از بالای دیوار خانه بالا می‌رود و مردی را به همراه زنی شراب به دست در حیاط خانه می‌یابد. به مرد می‌گوید: ای دشمن خدا! فكر می‌كنی خدا تو را در حالی كه معصیت می‌كنی مستور خواهد داشت؟! مرد به او می‌گوید: اگر من یك اشتباه كردم، تو سه اشتباه كردی. خداوند فرموده: «و لاتجسسوا»، ولی تو تجسّس كردی، و گفته: و تو از دیوار آمدی و فرموده است: و تو سلام نكردی.(7)تجسّس در امور اجتماعی یا همان «بازرسی» و «نظارت»: بنا بر دلیل عقلی و برخی روایات، جایز و در برخی شرایط واجب است. اطلاع از شرایط جامعه، نیازهای مردم و ایجاد عدالت اجتماعی و دستیابی به آنها تا حد زیادی به گزینش مسئولان و كارگزاران متعهد، مؤمن و متخصص، وابسته و نیازمند تحقیق و تفحص از عملكرد دستگاه‌ها و سازمان‌های اجتماعی است.(8) تجسّس در مورد دشمنان حكومت و گردآوردن اطلاعات از آنها به حكم عقل و شرع جایز است. آیه چهارم سوره منافقون، سیره پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) بر جواز این امر دلالت دارد. امام رضا‌(ع) فرمود: پیامبر خدا‌(ص) هرگاه سپاهى را گسیل مى‌ داشت و به فرماندهى بدگمان بود یكى از افراد مورد اعتماد خود را همراه او مى‌فرستاد.(9)

آثار تجسس از عیوب مردم

  • رسوا شدن

پیامبر خدا (ص): لغزش‌هاى مسلمانان را نجویید كه هر كس لغزشهاى برادرش را پى جوید خداوند لغزشهاى او را پیگیرى مى‌كند و هر كه را كه خداوند عیب‌جویى كند رسوایش مى‌سازد هر چند در اندرون خانه خود باشد.(10)

  • بدنام شدن مسلمان بی گناه

پیامبر خدا (ص): از زن بد كاره نپرسید: چه كسى با تو فسق كرد؟ زیرا همان گونه كه به راحتى مرتكب فحشا مى شود به راحتى هم مسلمان بى گناهى را بدنام مى كند.(11)

3) تنها ماندن

امام صادق(ع): از دین و آیین مردم پرس وجو مكن كه بى دوست مى‌مانى.(12)

4) تباه کردن مردم

سنن ابو داوود به نقل از یكى از اصحاب پیامبر (ص): از پیامبر خدا شنیدم كه مى فرمود: اگر تو در پى كشف اسرار و عیوب مردم باشى، آنها را تباه مى كنى یا درصدد تباه كردن آنها برآمده‌اى. بنابراین تجسس در امور شخصی افراد طبق آیات و روایات حرام است اما تجسس در امور اجتماعی یا همان نظارت و تجسس در جنگها جایز و در برخی موارد واجب است.(13)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS