دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تحجر و تجدد از منظر استاد شهید مطهرى

آسیب‌شناسى دیندارى استاد شهید مطهری، اسلام‌شناسى کم نظیر بود که در دو جهت درک دینى (دین شناسی) و درد دینى (دینداری) از وسعت اندیشه، آفاق فکرى گسترده و جامع، و مسئله‌شناسی، زمان شناسی، بیدارى و بینایى در عرصه تفکر دینی، خطرشناسى و معرفت به ضرورت‌ها، هدف‌ها، موضوعات، نیازهاى عصرى و مرزبانى اندیشه‌ ناب اسلامى برخوردار بود. او با ابعاد فکرى گسترده، حضور در زمان، شناخت مرزهاى فکرى ، شناخت تحولات و حقانیت مکتب اسلام توانست مبناى فکرى نظام اسلامى را که از کتاب و سنت برگرفته بود، پى‌ریزى نماید...
No image
تحجر و تجدد از منظر استاد شهید مطهرى
استاد شهید با عقل سلیم و رشد یافته و روح لطیف و نورانى و بهره‌‌گیرى از استادان حکمت، عرفان، فقه و شریعت اسلامى و اندیشه پویا و بالنده، کارآمد، خلاق، نقاد و مولد خویش توانست در دو بعد ایجابى و سلبى به ادراک و ابلاغ صحیح اندیشه و بینش اسلامى بپردازد. او اعتقاد راسخ داشت که جهان‌بینى اسلامی، توانمندى لازم را در تبیین عقلانى جهان داشته و اثبات‌پذیر، تعهدآور، حرارت‌زا، تقدس‌بخش و عشق‌آفرین است و همه هم خویش را در راستاى انحراف شناسى فکرى و عملى از دو جبهه‌ ذیل به کار برد: الف. جبهه بیرونى که در خارج از محیط و جامعه ‌اسلامی، به وسیله بیگانگان شکل گرفته و اندیشه‌هاى آنها، چه غربى و چه شرقى را به داخل، وارد مى‌کرد. ب. جبهه درونى که خطر آن را به مراتب بیشتر از جبهه بیرونی، مى‌دانست. استاد مطهرى با تحلیل درست و جامعى که از جریانات کلامی، فلسفى و مجموعه‌ معارف و فرهنگ اسلامى داشت، خطراتى چون جهل، جمود و التقاط را مطرح و با آنها مبارزه کرد، به آسیب‌شناسى معرفتى و اجتماعى فرهنگ اسلامى پرداخته است و چون متفکرى نقاد و دردمند، ایفاى مسئولیت کرد و در عرصه‌هاى حکمت نظرى و عملی، مسائل معرفتى و اجتماعی، نقش‌آفرین بود. او به احیا اندیشه و تفکر اسلامى پرداخت و مصونیت هر نهضت اجتماعى از افتادن در دام جریان‌ها را، مرهون نهضت فکرى و فرهنگى مى‌دانست از وضع انتشارات اسلامى بسیار نگران و از نفوذ اندیشه‌هاى بیگانه با مارک اسلامی، چه از روى سوء نیست یا بدون آن، بسیار دل نگران بود، راه مبارزه را عرضه داشتن صریح مکتب در همه زمینه‌ها با زبان روز دانسته و تفکر اسلامى را تفکرى آسیب‌دیده و آفت زده مى‌دانست که باید به آسیب‌شناسى و آفت‌زدایى آن پرداخت. آفات را به قدیم و جدید تقسیم کرده، عوامل تصفیه تفکر اسلامى را در رجوع به قرآن، سنت، سیره ناب پیامبر و ائمه (ع) و عقل مى‌دانست و با دو مسیر انحرافى افراط و تفریط در عرصه معارف دینى به شدت مخالفت کرده، مبارزه عقلانى مى‌کرد و راه اعتدال را تبیین و ترویج مى‌فرمود. در این مقاله برآنیم تا دو انحراف عظیم جمود و جهل که منشا تحجرگرایى و تجددطلبى افراطى و التقاط‌زدگى است و هر کدام در هر عصر و زمانى با روحى واحد، قالبى متکثر و متعدد به حسب زمان مى‌پوشند و نقابدارانه در متن و بدنه فرهنگ و آموزه‌هاى اسلامى نفوذ مى‌کنند را از افق اندیشه استاد مطهرى مطرح و راه درمان آن را جستجو نماییم تا در دام پوزیتویسم معرفتى و لیبرالیسم فکرى و اجتماعى و سکولاریسم نظرى و عملى قرار نگیریم و معیار سنجش و شناخت درست معرفت و عمل دینى را به دست آوریم، در دام پلورالیسم نقابدار دینى قرار نگرفته، با معنویت زمینى که جاى معنویت آسمانى را مى‌گیرد و به‌عنوان دین مشترک عرضه مى‌شود، مبارزه نماییم و با اندیشه‌هاى ناب آن شهید زنده و پاینده به نقل و نقد اندیشه‌هاى بیگانه پرداخته و در جهت تبیین درست، جامع و ناب تفکر اسلامى برآییم و چون او بر دو روى یک سکه، یعنى توانایی، پویایى و کارآمدى دین از یک طرف و خلوص و شفافیت تفکر دینى از طرف دیگر، تکیه و تاکید کنیم تا با احیاى دین و اصلاح جامعه دینى به سوى آرمان‌هاى دست یافتنى اسلام ناب محمدى (ص) در عرصه‌هاى گوناگون گام برداریم بمن الله و کرمه تحجر و اقسام آن شناخت مفهوم واژه‌ها با واژه‌شناسى و تصور درست از آن، نقش بسزایى درشناخت مظاهر و کارکردهاى آن داشته و از مغالطه سازى‌ها جلوگیرى مى‌نماید چنان که استاد شهید مطهرى نیز در مباحث و موضوعات گوناگون بر آن تکیه داشت؛ شناخت لایه‌ها، دقایق و حتى دگرگونى‌هاى یک اصطلاح در تاریخ بشر، نهایت امر مفهوم شناسى و تصور فراگیر و عمیق از آنها است. استاد منشا بسیارى از کج فهمى‌ها و سطحى نگرى‌هایى که در حوزه بینش‌ها و گرایش‌هاى دینى و حتى فلسفی- عرفانى به وجود آمده است را عدم درک و دریافت شفاف و همه جانبه‌ تصورى و سپس تصدیقى آنها مى‌داند که مایه قلب، تحریف حقایق، انحراف معرفتى و کژ روى‌هاى رفتارى شده است، براى مثال در حوزه موضوعات اعتقادی، عدم تصور عمیق و روشن از “مفهوم خدا” و در حوزه اخلاق و ارزش‌هاى دینى و تربیتی، فقدان درک و تجزیه و تحلیل عام و دقیق از اخلاق اسلامی، عرفان اسلامى و مفاهیمى چون زهد، توکل، صبر، شرح صدر، انتظار و ... در حوزه احکام و شریعت، عدم برداشت و تفسیر منطقى و جامع نگرانه از فقه و فرایند مرتبط و به هم پیوسته فقه عبادی، سیاسی، اجتماعى و اقتصادی، عاملى شده تا اسلام را در چارچوب‌هاى محدود و قالب‌هاى از هم گسسته تفسیر نمایند و از جاودانگى و جهانشمولى آن غافل گردند و در فرجام، پیوست اندام‌واره و متعامل عقاید، اخلاق و اعمال را به گسست تبدیل نمایند و بین جهان بینى و ایدئولوژى اسلامى از یکسو و معرفت و منطق از سوى دیگر و حوزه‌ آموزه‌هاى معرفتى و تربیتى و اجتماعی، چالش و شکاف عمیق ایجاد نمایند که خود، بن مایه بسیارى از انحراف اندیشى‌ها، تحریف‌گروى‌ها و نفاق‌ورزى‌هاى تاریخى شده است و چه بسیار که تحجراندیشى و جمود باورى و تجددگرایى کهنه و نو، سرچشمه‌هایش را در نشناختن مفهوم‌ها و دریافت نکردن تصورى و تصدیقى معالم و معارف اسلامى داشته است و شگفت و شگرف‌زا است که بدانیم و بیابیم “تحجر” به معناى ایستایی، تحول ناپذیری، جمود و برنتابیدن فرهنگ و ارزش‌هاى حق و متعالى است که هم در ساحت بینش و دانش (تحجر) و هم در حوزه گرایش و رفتار (جمود) بروز و ظهور دارد و عقل و دل و ابزارهاى معرفت یاب و منابع شناخت‌زا را نیز شامل مى‌گردد و این با بررسى واژگانی، در قرآن نیز به دست مى‌آید، مثلا وقتى دل و دماغ سنگواره و قلب قسى شده را خداى سبحان مطرح مى‌نماید که: “ثم قست قلوبکم من بعد ذلک فهى کالحجاره او اشد قسوه...” (بقره/ 74) در حقیقت آدمیانى را منظور مى‌کند که تمام وجودشان سخت و سیاه شده و در برابر اندیشه، اشراق، شناخت و شهود نفوذ ناپذیرند، از جرگه اصحاب تفکر و اندیشه و ارباب شهود و ذوق خارج و هدایت ناپذیرند و اینان کسانى‌اند که به “دس نفس” پرداخته و خاب و خسران عقلانى و باطنى و آنگاه رفتاری، شامل حالشان شده است. پس تحجر عقلی، قلبى و تحجر در موضع عملى و رفتاری، علت عدم پذیرش حق و گرایش به کمال و سعادت واقعى مى‌گردد لذاست که “تحجر گرایی” مانع جدى در شکوفایى اندیشه دینى و ایجاد تعامل مثبت نظرى و عملى با “حقیقت”، “معرفت”، حکمت و حکومت، مدیریت و سیاست و حتى تقدیر معیشت است و متحجران از اسلام جز آموزه‌هاى بسته و رسوب شده و انعطاف ناپذیر در برخورد با اقتضائات زمان و مکان و تغییر موضوع و محمول‌ها ندارند و هرگز پذیراى نقد اندیشه و عمل خویش، بازشناسى و بازنگرى فکر و فعل به اصطلاح اسلامى خود نیستند و همواره راکد و تحول ناپذیرند، البته ناگفته نماند تحجر و دگم اندیشی، در همه مکتب‌ها تعمیم‌پذیر است، حتى در “تجددگرایى افراطی” نوعى تحجرگرایى و جمودزدگى است. چرا که ممکن است کسانى در نوگرایى و تجددخواهى خویش، هیچ نگاه چالش برانگیز با عقاید خود را برنتابند و در نوخواهى خود، تحجر پیشه کنند. چنان که اینک در تقابل بین سنت و مدرنیته، چنین آفتى ظهور کرده و سنت‌گرایان تفریطى با مدرنیست‌هاى افراطى هیچ یک به شعاع‌هاى اندیشه متعاد ل و راه برون رفت از تحجر سنت و مدرنیته نمى‌اندیشند. استاد شهید مطهرى این دو پدیده شوم و ویرانگر را با ریشه‌هاى پیدایش و گسترش آنها یعنى “جمود” و “جهل” تفسیر نموده، مى‌فرماید: “جامد از هر چه “نو” ‌است متنفر است و جز با کهنه خو نمى‌گیرد و “جاهل” هر پدیده نوظهورى را به نام مقتضیات زمان، به نام “تجدد” و ترقى ‌موجه مى‌شمارد.” پس هم متحجر و هم تجدد با رویکردهاى افراطى و تفریطى از خط اعتدال خارج و گرفتار بیمارى خطرناک توقف، سقوط و انحراف هستند و در تفسیر و برقرارى ارتباط‌هاى چهار گانه “خود با خدا”، “خود با خود”، “خود با جهان” و “خود با جامعه” عاجز و آسیب‌پذیرند.
وزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS