دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدبیر و آینده‌نگری در زندگی

No image
تدبیر و آینده‌نگری در زندگی

«تدبير و آينده نگري» از ويژگي‌هاي انسان‌هاي موفق است. اين ويژگي، ضامن شفاف شدن ابهام‌هاي آينده است و تصميمات آتي را رقم مي‌زند. افراد دورانديش در مقايسه با ديگران، تصويري شفاف‌تر از مسائل، رفتارها، واكنش‌ها و رويدادها دارند. آينده نگري تقريباً معادل لفظ تدبير در زبان عربي است. در اصطلاح آينده نگري يعني گسترش افق ديد خود و ديدن پشت پرده مسائل و همچنين زماني كه شخص در آن است؛ يعني در زمان حال، آينده را ديدن كه نتيجه آن، چاره‌انديشي براي رخدادهاي احتمالي است. امام علي (ع) در بيان تعريف دورانديشي مي‌فرمايند: دورانديشي، نگاه كردن به عاقبت‌هاي كار و مشورت كردن با خردمندان است. (غررالحكم و درر الكلم، حديث 1915)

اعتدال در كارها

آينده نگري نيز مانند اكثر امور از قاعده (خيرالامور اوسطها) پيروي مي‌كند. مهم‌ترين ملاك در آينده نگري، اعتدال است. خارج شدن از حد اعتدال، در آينده نگري آفاتي را نتيجه مي‌دهد. به يقين آينده نگري با خيال بافي دو چيز متفاوت است.

به اهداف دست يابيد

توجه به اين نكته ضروري است كه صِرف آينده نگري ارزشي ندارد، بلكه عمل به آن و يافتن راه‌حل‌هاي مناسب و رفع موانع و مشكلات است كه آينده نگري را عينيت مي‌بخشد و نتيجه آن را تضمين مي‌كند. انسان با استفاده از دورانديشي از كارهايي پرهيز و كارهايي را انجام مي‌دهد تا آينده بهتري براي خود فراهم سازد.

تدبير يك مهارت قابل يادگيری

انساني كه در زندگي تدبير و آينده نگري داشته باشد فردي مفيد و پرثمر در زندگي خود و همنوعان خود مي‌شود. بايد بدانيم كه انساني كه تدبير و درايت و دورانديشي را سرلوحه كار خود قرار دهد به جايي مي‌رسد كه جامعه و افراد درون آن نياز مبرمي به او پيدا مي‌كنند. تدبير و تدبر براي جلوگيري از بحران‌هاي غيرقابل پيش‌بيني يا پيش‌بيني نشده بسيار مؤثر است. تدبير، يك مهارت قابل يادگيري است و سودمندى‌ آن تقريباً از هر مهارت ديگرى بيشتر است.

تبديل تهديد به فرصت

تدبير ما را قادر مى‌سازد كه خطرات و فرصت‌هایى را كه در آينده با آنها مواجه مى‌شويم، پيش‌بينى كرده و بدين‌ترتيب زمان لازم براى تفكر و تصميم‌گيرى پيش از برخورد با آنها را داشته باشيم.

تأثير دورانديشی در كلام معصومين (ع)

در احاديث اسلامي داريم كه دورانديشي و آينده‌نگري از نشانه‌هاي خردمندي است و خردمندترين انسان‌ها افرادي هستند كه آينده نگري و عاقبت انديشي بيشتري دارند. دورانديشي و آينده‌نگري، از شرايط لازم و مقدمات اساسي تصميم‌گيري معقول و منطقي است. هنگام تصميم گرفتن درباره هر مسأله اي، بررسي جوانب و زواياي گوناگون و پيش‌بيني پيامدهاي اجتماعي آن، امري ضروري است؛ در نتيجه اين بررسي‌ها تصميمي كه گرفته مي‌شود سنجيده و همه ‌جانبه خواهد بود. در همين زمينه آياتي از قرآن و احاديث درباره عاقبت‌انديشي در كارها بيان مي‌كنيم: امام باقر(ع) در اين خصوص به نقل از پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايند، پيامبر اكرم (ص) گفت: چون در انديشه انجام دادن كاري برآيي، در عاقبت آن تدبر كن، تا اگر نيك است و در راه درست، به آن دست يابي، و اگر مايه گمراهي است آن را فروگذاري. اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند: مؤمنان آن كسانند كه آنچه را در پيش دارند بشناسند. اميرالمؤمنين (ع) فرمودند: انديشيدن در كار، پيش از اقدام كردن به آن، سبب ايمني از لغزش‌ها است. امام صادق (ع) مي‌فرمايند: مرد ديندار مي‌انديشد، به آرامش دست مي‌يابد‌، و به فروتني در خود مي‌نگرد، به مقام تواضع مي‌رسد؛... و پايان كار را مي‌نگرد، از پشيماني در امان مي‌ماند.

اهميت آينده‌نگری در زندگی

دورانديشي براي افراد ضعيف نيست. يك دليل مهم اعتبار كم دورانديشي اين است كه اين توانمندي با ركود تداعي شده است. ما شخص دورانديش را به عنوان فردي مي‌شناسيم که از خطر كردن مي‌ترسد و زندگي را به ‌طور روزمره مي‌گذراند. اينكه سعي كنيم انتخاب‌هاي آساني در زندگي داشته باشيم يا اينكه خود را وقف هدفي كنيم كه به ما آسيب مي‌رساند. دقيقاً به همان اندازه بي‌احتياطي ما را در دام تكانه‌هاي آني قرار مي‌دهد. افراد دورانديش به اهداف بلندمدتشان احترام بگذارند و هر وقت كه لازم باشد براي دستيابي به اين اهداف خطر كنند.

دورانديشی در تمام ابعاد زندگی

دورانديشي به زندگي متعادل نياز دارد. به دلايلي، افراد تمايل دارند تا دورانديشي را با چند بعد محدود زندگي همچون كار و مسائل مالي ارتباط دهند. اما بايد دانست كه دورانديشي با كل زندگي ارتباط دارد و افراد دورانديش براي برقراري تعادل بين اهدافشان در حوزه‌هاي مختلف زندگي تلاش مي‌كنند. براي مثال، به طور منظم صبح زود بيدار شدن و رفتن به محل كار حتي در روزهاي تعطيل اگر به معناي غفلت كردن از خانواده و ارزش‌ها و اهداف معنوي باشد، دورانديشي نيست.

آگاهانه زندگی كنيد

افراد دورانديش مسير خودشان را در زندگي ترسيم مي‌كنند. يك شخص دورانديش آگاهانه و با هدف زندگي مي‌كند. او صرفاً به آنچه كه در جريان زندگي پيش مي‌آيد واكنش نشان نمي‌دهد؛ بلكه بر طبق درك اهداف و آرزوهايش تصميم مي‌گيرد و عمل مي‌كند. افراد دورانديش زندگي سالمي دارند. در اينجا به ‌طور سريع به چند متغير كه با دورانديشي همبستگي دارند، مي‌پردازيم. تحقيقات نشان داده‌اند كه افراد دورانديش از لحاظ فيزيكي قوي‌تر هستند، به ‌ويژه موقعي كه تكاليفي را انجام مي‌دهند كه نياز به استقامت دارد. افرادي كه اهداف مناسبي در زندگي‌شان دارند سالم‌تر و شادتر هستند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS