دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس علامه فاضل مقداد اسدی

No image
تدریس علامه فاضل مقداد اسدی

شاگردان

فاضل مقداد پس از سالها تحصیل و پژوهش، جزو دانشمندان بزرگ شیعه شد. شهرت علم و کمال او، آفاق را پر کرد. از این رو، گروه گروه از پویندگان دانش و جویندگان فضل و کمال، به وى روى آورده، پروانه وار، گرد شمع وجودش جمع شده، از نور فقه، نظریات و تحقیقات علمى آن فاضل بزرگ استفاده نمودند، تا جایى که بسیارى از فقیهان و محدّثان، از مکتب فقهى و علمى وى، فارغ التحصیل شده، به درجه اجتهاد رسیدند و جمعى نیز از وى نقل روایت کردند.

شرح حال نویسان نامِ شاگردانِ وى را یک جا ذکر نکرده اند، بلکه به مناسبت هاى مختلف، همراه شرح حالِ دیگر دانشمندان، به نحوى به شاگردى آن ها نزد فاضل مقداد اشاره کرده اند.

1 - جمال الدین احمد فرزند محمّد فرزند فهد حلّى (متوفا: 841) وى عالمى زاهد، فقیهى بزرگ و نویسنده کتاب فقهى «المهذب البارع» است.([44])

2 ـ حسن بن راشد حلّى: وى فقیه، شاعر و ادیب بود. او داراى قصیده هایى در تاریخ پادشاهان، خلفا و تاریخ قاهره است.او قصیده هایى در شرح الفیه شهید اول سروده که به نام «الجمانة البهیه فى نظم الالفیه» شهرت دارد.

حسن بن راشد، معروف به تاج الدین و منسوب به حلّى است. او زمان وفات فاضل مقداد را سال 826 هـ .ق. و مدفن او را مقابر نجفاشرف معرفى کرده است.([45])

3 ـ حسن بن محمّد بن حسن نجفى، نویسنده تفسیر «عیون التفاسیر».([46])

4 ـ حسین بن فخر الدین بن سفرالله، معروف به علاء الدین مظفر قمى.([47])

5 ـ سیف الدین شغرابى.([48])

6 ـ شرف الدین مکى.([49])

7 ـ ظهیـر الدین بن الحسام: وى عالمى فاضل، عابدى فقیه و از مشایخ بزرگ زمان خویش بود. او منسوب به عامل (از شهرهاى لبنان) است.([50])

8 ـ عبدالله بن مقداد: وى فرزند فاضل مقداد است. پدرش در سال 794هـ .ق. کتاب «الاربعون حدیثاً» را براى او تألیف کرد.([51])

9 ـ على بن الحسن بن علاله یا «علا» یـا «علالا»: فاضل مقداد از او با عناوین «شیخ صالح»، «عالم» و «فاضل» یاد کـرده و در سال 822 هـ .ق. به او دوبار اجـازه روایـت داده و متن این دو اجـازه نامه را در پشت کتـاب هاى «الاربعون حدیثاً» و «رساله آداب الحج» نوشته است.([52])

10 ـ على تولینى نحاریرى عاملى: وى معروف به زین الدین، نویسنده کتاب «الکفایة فى الفقه»، یکى از فقیهان و دانشمندان بزرگ نجف بود. او از فاضل مقداد و جمال الدین احمد، فرزند على عیناثى عاملى، نقل روایت مى کند.([53])

11 ـ على بن عبدالعالى المیسى العاملى: وى ملقب به نورالدین، از شاگردان و راویان فاضل مقداد است.([54])

12 ـ سید رضى الدین بن عبدالملک، الواعظ القمى.([55])

13 ـ شیخ قاسم الدین.([56])

14 ـ محمّد بن شجاع القطان الانصارى الحلى: وى ملّقب به شمس الدین و معروف به ابن قطان است. در کتاب هاى فقهى، نظرات فقهى وى مورد توجه فقیهان واقع شده است. او آثار متعددى در فقه و اخلاق دارد، مثل: «معالم الدین فى فقه آل یاسین» در موضوع فقه و «نهج العرفان فى احکام الایمان» در موضوع اخلاق. او این اثر را در سال 819 هـ .ق. تألیف کرده است. دانشمندان علم تراجم، تألیفات او را نشانه فضل و علو مرتبت علمى او دانسته اند و او را ستوده اند.([57])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS