دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس علامه محمد فخر المحققین

No image
تدریس علامه محمد فخر المحققین

شاگردان

فخرالمحققین علاوه بر تألیف کتاب هاى سودمند و تکمیل تألیفات ناتمام پدر بزرگوار خویش در پرورش نخبگان و دانشمندان فرزانه موفقیت چشمگیرى داشت، او که به تعلیم و تربیت افراد عشق مى ورزید، شاگردانى تربیت نمود که در عرصه علم و عمل، هدایتگر انسان هابه سوى سعادت شدند. اینک به معرّفى برخى از شاگردان او مى پردازیم:

1 ـ محمّد بن مکى عاملى جزینى، معروف به شهید اول: او در سال 734 هـ .ق. متولد شد و در سال 751 هـ .ق. در 16 سالگى از فخرالمحققین اجازه دریافت کرد.

او بارها به شهر حلّه سفر کرد و از این استاد بزرگ فقه، توشه ها اندوخت و بهره ها گرفت.

فخرالمحققین از بین صدها شاگرد و دانشگاه حلّه، نبوغ علمى و فکرى این جوان هوشمند را دریافت و عنایت ویژه اى به تعلیم و تربیت وى نشان داد. او سؤالات و شبهات این شاگرد جوان را به دقت گوش مى کرد و در فرصت هاى مناسب از وى تجلیل مى نمود که ما فقط به یک مورد آن اشاره مى کنیم: فخرالمحققین در اجازه نامه اىکه به خط خویش در پشت کتاب قواعد، براى شاگرد ممتاز خویش، شهید اول نوشته است، مى گوید:

«مولاى ما، امام و پیشواى بزرگ، افضل علماى عالم، آقاى فضلاى بنى آدم، آفتاب حق و دین، محمّد بن مکى بن محمّد بن حامد ـ که خداوند عمر جاویدان به او عطا کند ـ در نزد من این کتاب را خوانده و مشکلات و پیچیدگى هاى آن را حل نموده است. من به او اجازه مى دهم تمام کتاب هاى پدرم(قدس سره) و جمیع مصنفات اصحاب متقدم ما (رضى الله عنهم) را از من و همچنین طریقه مذکور پدرم را روایت کند.»([11])

از مهمترین تألیفات شهید اول مى توان از کتاب هاى: اللمعه الدمشقیه، الدروس الشرعیه، البیان و ذکرى الشیعه نام برد.

وى بعد از سال ها تلاش و فداکارى در راه احیاى شریعت محمّدى(صلى الله علیه وآله) و ترویج فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام)، در سال 786 هـ .ق. در 52 سالگى توسط مخالفان مذهب شیعه به طرز فجیعى به شهادت رسید و در آتش قهر دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) پروانه وار سوخت.([12])

2 ـ شیخ جمال الدین احمد بن متوج بحرانى، نویسنده آیات الاحکام (موسوم به منهاج الهدایه).

3 ـ شیخ ناصر متوج بحرانى (متوفا: 727 هـ .ق.)

4 ـ سید حیدر آملى، نویسنده کتاب هاى کشکول و منبع الاسرار.

5 ـ سید بدرالدین مدنى، فرزند حسن بن نجم الدین مدنى.

6 ـ سید تاج الدین ابن معیه حسنى که نام او محمّد ابن قاسم و از نسب شناسان معروف است. او مردى فاضل، عالم، شاعر و ادیب بود که شهید اول از او به عنوان اعجوبه زمان یاد کرده که در تمام فضائل و مناقب و آثار، یگانه دهر بوده است.([13])

7 ـ شیخ ظهیر الدین، فرزند فخرالمحققین،که نام او محمّد بن محمّد بن مطهر بوده و در زمان حیات پدر خویش وفات یافت.

8 ـ شیخ نظام الدین على بن عبدالحمید النّیلى از مشایخ ابن فهد حلّى.

9 ـ فاضل مقداد بن عبدالله سیورى، نویسنده کتاب هاى کنز العرفان، شرح باب حادیعشر و اللوامع الالهیه.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS