دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس ملا عبدالله بهابادی یزدی

No image
تدریس ملا عبدالله بهابادی یزدی

شاگردان

ملاعبدالله پس از کسب تحصیل و مهارت فراوان، علامه ی روزگار خویش گردید. کسی در دانش و تقوا و فضیلت به او نرسد. ملاعبدالله سال های دراز به تدریس اشتغال داشت در این دوران متفکران بسیاری در مکتب درس او تربیت یافتند که شرح زندگی برخی از آنان در ذیل آورده می شود:

1 ـ شیخ بهایی

شیخ بهاء الدین محمدبن حسین بن عبدالصمد حارثی جبعی عامل معروف به شیخ بهایی در سال 953 هـجری قمری در بعلبک لبنان زاده شد. سپس به ایران آمد. وی در دامن پدر بزرگوارش که از مشایخ بزرگ بود، تربیت یافت تا جایی که همگان به فضل و کمالات او اعتراف کردند.

شیخ مدت 30 سال به سیر در شهرها پرداخت و در این مدت از محضر اساتیدی بزرگ بهره مند شد و از هر خرمنی خوشه ای چید. یکی از اساتید وی، فقیه منطقی آخوند ملاعبدالله بهابادی یزدی بوده است.[21] شیخ بهایی حکمت و کلام و یک قسمت از علم منقول را از ملاعبدالله بهابادی فرا گرفته است.[22] در بعضی از مطالب، شیخ بهایی تصریح کرده که کلیّات قانون و دورس دیگر را نزد ملاعبدالله یزدی خوانده است.[23]

از دیگر مباحثی که شیخ نزد ملاعبدالله یزدی و ملاّعلی و ملاّفضل علی قاینی فرا گرفته است.[24]

شیخ بهایی در حاشیه بر تفسیر قاضی می نویسد که در خدمت آخوند ملا عبدالله یزدی که صاحب حاشیه بر تهذیب المنطقاست، تلمّذ کرده و او را وصف به علامه یزدی کرده است.[25]

شیخ بهایی در تالیفات خود، حاشیه ای بر حاشیه استاد خود ملاعبدالله بر شرح ملاجلال الدین محمد دوانی بر تهذیب المنطق تفتازانی نوشته است.[26]

شیخ بهایی سرانجام در اصفهان اقامت کرد و به تدریس و تحقیق مشغول شد تا این که در سال 1030 هجری قمری بعد از مراجعت از سفرِخانه خدا در سن 77 سالگی در اصفهان وفات یافت جنازه او را به مشهدمقدس انتقال دادند و در خانه اش که مجاور آستان قدس رضوی بود، دفن کرده اند.

مزارش هم اکنون زیارت گاه مشتاقان و زائران است.[27]

2 ـ فرزند شهید ثانی

شیخ حسن بن زین الدین بن علی بن احمد عاملی ملقّب به جمال الدین مکنی به ابو منصور عالم و فقیه ادیب شاعر ماهر و زاهد جلیل القدر و عظیم الشان، از اعیان علمای امامیه اوایل قرن یازدهم هجری است. وی در سال 911 قمری در شهرک جُبع در جنوب لبنان دیده به جهان گشود. پدر وی شهید ثانی، فردی فاضل و از عالمان با فضیلت جبل عامل بود.[28] بسیاری از نیکان و دودمان شهید ثانی در زمره ی دانشمندان و عالمان شیعی اند و از بزرگان علم و ادب به شمار می روند. به همین سبب است که خاندان شهید ثانی، به سلسله الذهب، یعنی زنجیره های طلایی معروف گردیده اند.[29]

شیخ حسن در 9 سالگی پس از آن که روخوانی قرآن مجید را فرا گرفت، تحصیلات خود را آغاز کرد. نخستین معلم وی، پدرش علی بن احمد عاملی بود. شهید، ادبیات عرب و کتاب های مختصر النافعتالیف محقق حلی و اللمعةالدمشقیّةاز محمد بن مکّی شهید اوّل و برخی کتاب های دیگر را از محضر وی فرا گرفت.[30]

شهید با خواهرزاده ی خود سید محمد (صاحب مدارک) هم سن و هم درس بود و هر دو مصداق حقیقی نفس سلیم بودند. در نماز به هم اقتدا می کردند و به درس هم حاضر می شدند، بلکه هر کدام کتابی تالیف می کرد به دیگری عرضه داشت و بعد از مذاکره در اطراف مطلب و تنقیح آن با توافق هر دو، ثبت اوراق می کردند. هر دو از محضر مقدس اردبیلی و ملاعبدالله یزدی صاحب حاشیه منطق معروف استفاده کردند.

شیخ حسن بعد از مراجعت به لبنان، معالم را تصنیف کرد.[31] وی بیش از هفتاد کتاب و رساله در موضوعات گوناگون نوشته است که دو کتاب شرح لمعهو مسالکوی در فقه و منیه المریددر اخلاق و تعلیم و تربیت از جمله مهم ترین آن ها است[32]

شهادت وی در اوّل محرّم سال 1011 هجری قمری در قریه ی جُبع جبل عامل در سن 52 سالگی بود و در کنار قبر خواهرزاده اش صاحب مدارک مدفون گردید[33]

3 ـ سید محمد ملقب به شمس الدین

محمدبن علی بن حسین موسوی عاملی جبعی ملقب به شمس الدین، خواهرزاده ی شهید ثانی عالمی است. اوعامل فقیه کامل، محدّث فاضل از علمای امامیه که در علم و زهد و تقوا دارای مقامی عالی بود. ایشان یکی از شاگردان بزرگ ملاعبدالله بهابادی بود که به همراه دایی خود شهید ثانی در درس ملاعبدالله حاضر می شد و علوم بسیاری را از محضر آن استاد فرزانه فرا گرفت.

سید محمد شمس الدین تالیفاتی دارد که بعضی از آن ها به شرح ذیل است:

1 ـ حاشیه استبصار

2 ـ حاشیه الفیه شهید

3 ـ حاشیه تهذیب الاحکام شیخ طوسی

4 ـ حاشیه الروضه البهیه

5 ـ شرح مختصرالنافع محقق

6 ـ مدارک الاحکام فی شرح شرایع الاسلامکه کتاب شرایع محقق را از اوّل تا آخر باب حج به طور تعلیقه و حاشیه شرح کرده است. بارها در ایران چاپ شده است.

سید محمّد (صاحب مدارک) در سال 1009 هجری قمری در سن 62 سالگی در قریه ی جُبع از جبل عامل لبنان زندگی را بدورد گفت و دایی او شیخ حسن (صاحب معالم) بر سر قبرش نوشت: رِجالُ صَدَقُوا ما عاهَدوُا الله عَلَیه فمِنهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَن ینْتَظرِ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلاً. (احزاب: 23)[34]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS