دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدوین حدیث

No image
تدوین حدیث

كلمات كليدي : حدیث، صحابه، تابعين ، نقل اخبار ، جرجى زيدان ، صحت و سقم ، كتاب على، مصحف فاطمه ، عمر بن عبد العزيز ، صحيفه سجاديه، اصول اربعماه‏، كتب اربعه،

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

تدوین حدیث

فن حدیث ‌یعنى فن استماع و قرائت و ضبط و جمع و نقل سخنان رسول اکرم یا ائمه اطهار.

فن حدیث نیز مانند تفسیر به دو شاخه شیعى و سنى منقسم مى‌گردد.

محرک اصلى مسلمین فراگیرى و جمع و نقل اخبار و احادیث

- اولا نیاز مسلمین به احادیث در امور دینى.

- ثانیا تشویق شخص رسول اکرم به این که آنچه از او مى‌شنوند ضبط کنند و براى آیندگان نقل نمایند.

- درک بهتر معانى قرآن

علاقه‌مندان به احادیث نبوى براى استماع حدیث از صحابه و یا تابعین از شهرى به شهرى و از منطقه‌اى به منطقه‌اى مى‌رفتند.بسا که یک نفر براى تحقیق در صحت و سقم یک حدیث و براى استماع از یک راوى معتبر دهها فرسنگ راه طى مى‌کرد تا به محضر آن محدث راه مى‌یافت و حدیث مورد نظر خود را از او مى‌شنید.

جرجى زیدان مى‌گوید:

«چون مسلمانان به کشورگشایى مشغول شدند صحابه پیغمبر که از سران مهاجرین بودند در ممالک مختلف متفرق گشتند.از آن رو هر کس که مى‌خواست‌حدیث‌یا احادیثى از پیغمبر اکرم بداند ناچار به دنبال صحابه به ممالک مختلف و نقاط مختلف مى‌رفت این همان است که مسلمانان آن را«رحله‌»در طلب علم مى‌نامند.»

معیار صحت و سقم احادیث

گروهى از ضعیف الایمانان در صدر اسلام احادیثى از حضرت پیامبر نقل و روایت کردند که اساسى نداشت و خود آن وجود مبارک در صدد تکذیب برآمد. در یک خطابه عمومى پیدایش کذابین و وضاعین را اعلام و قرآن کریم را معیار صحت و سقم احادیث منقوله و منسوبه به خودش قرار داد.

ضبط و نقل احادیث

با اینکه اهتمام به استماع و ضبط و نقل احادیث، هم در میان اهل سنت و هم در میان پیروان اهل البیت وجود داشت ، اما سنی‌ها در مدت یک قرن به پیروى از دستور خلیفه دوم و نظر برخى صحابه دیگر،نوشتن و کتابت‌حدیث را مکروه مى‌شمردند به عذر این که حدیث ‌با قرآن مشتبه نشود و یا اهتمام به حدیث جاى اهتمام به قرآن را نگیرد، ولى پیروان اهل بیت از همان صدر اول همچنانکه نسبت ‌به استماع و ضبط و نقل احادیث اهتمام مى‌ورزیدند نسبت‌به کتابت آنها نیز اهتمام داشتند.

اهل سنت در اول قرن دوم متوجه اشتباه خود شدند و این سد که به وسیله خلیفه دوم به وجود آمده بود، در قرن دوم به دست عمر بن عبد العزیز خلیفه اموى زاهد شکسته شد.این بود که شیعه حداقل یک قرن در تدوین و کتابت‌حدیث از اهل تسنن جلو افتاد.

اولین و دومین کتاب حدیثى شیعه یکى کتابى است ‌به خط على علیه السلام که در نزد ائمه اطهار علیهم السلام بوده و ائمه گاهى آن را به دیگران ارائه مى‌داده‌اند و یا از آن نقل مى‌کرده‌اند که در « کتاب على» چنین آمده است، دیگر کتابى است ‌به نام‌« مصحف فاطمه علیها السلام‌ ».

از این دو کتاب که بگذریم،اولین کتاب حدیثى کتاب ابو رافع غلام آزاد شده رسول خداست که در سنن و احکام و قضایا نوشته است. ابو رافع یک غلام قبطى است که رسول خدا او را آزاد کرد.او و دو فرزندش عبید الله و على از شیعیان امیر المؤمنین على علیه السلام به شمار مى‌روند.نام عبید الله بن ابى رافع به عنوان کاتب یا خزانه‌دار امیر المؤمنین در زمان خلافت آن حضرت زیاد در کتب یاد مى‌شود.

بعد اثر سلمان فارسى است درباره شرح و توضیح حدیث جاثلیق رومى بوده است که بعد از وفات رسول اکرم به مدینه براى تحقیق آمد.

پس از سلمان نام عده دیگر از قبیل ابوذر غفارى و اصبغ بن نباته و دیگران برده مى‌شود. سلیم بن قیس از صحابه امیر المؤمنین تالیفى دارد که به طبع رسیده است.

در طبقه بعد کتابى که از شیعه باقى مانده و طبقه به طبقه روایت‌ شده است صحیفه سجادیه است. وفات امام سجاد در اواخر قرن اول است و این اثر جاوید که به نام‌ «زبور آل محمد» معروف شده است،ا ز نیمه دوم قرن اول به صورت مکتوب دست ‌به دست نقل و روایت‌شده است.

نیمه اول قرن دوم یعنى زمان امام باقر و امام صادق علیهما السلام که تا حدودى براى شیعه آزادى بوده است، دوره اوج نقل و روایت و ضبط و کتاب ت‌حدیث است.نام چهار هزار نفر برده مى‌شود که از محضر امام صادق استفاده کرده‌اند. اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السلام چهار صد کتاب حدیثى تالیف کرده‌اند که به‌«اصول اربعماه‌»معروف است. مؤلفان این کتابها از ملیت‌هاى مختلفند.

در دوره بعد، یعنى اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم تالیف جوامع حدیث رایج‌شد. کتب حدیثى که امروز در میان شیعه و سنى موجود است همان جوامع است و در این دوره است که ایرانیان نبوغ خود و هم اخلاص و صمیمیت‌خود را نسبت ‌به اسلام در این زمینه نشان داده‌اند.

1. کافى تالیف ثقة الاسلام، شیخ المحدثین، ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینى رازى: که یک دوره حدیث‌شیعه است از اصول عقاید گرفته تا اخلاقیات و فروع.در حدود شانزده هزار حدیث در این کتاب گردآورده است.این کتاب معتبرترین کتاب حدیث‌شیعه است.کلینى در سال‌329 در گذشته است.

2. من لا یحضره الفقیه تالیف رئیس المحدثین، ابو جعفر محمد بن على بن بابویه قمى معروف به صدوق: که به معنى‌«خود آموز فقه‌»است مشتمل بر پنج هزار و نهصد و بیست‌حدیث است.

3. تهذیب الاحکام تالیف شیخ الطائفه ابو جعفر محمد بن الحسن الطوسى: این مرد در اکثر علوم اسلامى مانند ادبیات، کلام، تفسیر، فقه، حدیث، رجال، متبحر و در درجه اول بوده است. اول کسى است که فقه را با تالیف کتاب مبسوط وارد مرحله جدیدى کرد. شیخ طوسى تعداد سیزده هزار و پانصد و نود حدیث در کتاب تهذیب الاحکام که همه در فروع است گرد آورده است.

4.استبصار تالیف شیخ الطائفه ابو جعفر طوسى است. این کتاب مشتمل بر پنج هزار و پانصد و یازده حدیث است.شیخ طوسى در سال 460 در گذشته است.

چهار کتاب نامبرده در شیعه به نام‌«کتب اربعه‌»معروف است و معتبرترین کتب حدیث ‌شیعه به شمار مى‌رود.

پس از این چهار کتاب، سه جامع حدیثى دیگر در شیعه هست که معروفترین جوامع است:

1. بحار الانوار تالیف شیخ الاسلام، علامه المحدثین، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى( م.1111) این کتاب جامعترین کتب حدیث است.آنچه در سایر کتب حدیث‌به طور متفرق موجود بوده در این کتاب یکجا جمع آمده است.هدف مؤلف بیشتر جلوگیرى از تلف شدن کتب حدیث‌بوده است، لهذا صحیح و سقیم یکجا ذکر شده است. مجلسى در سال در گذشته است.

2. وافى تالیف حکیم و عارف و محدث مشهور محمد بن المرتضى معروف به ملا محسن فیض کاشانى. ( م. 1191) این کتاب جامع کتب اربعه با حذف مکررات است.مرحوم فیض در حدود دویست تالیف در رشته‌هاى مختلف دارد. وى-همچنانکه قبلا گفته شد-در سال واقع شده است.

3. وسائل الشیعه تالیف محدث متبحر محمد بن الحسن الشامى معروف به شیخ حر عاملى(م. 1104) .در این کتاب جنبه مراجعه فقهى بیشتر رعایت‌شده است، سعى شده است ترتیب و تکثیر ابواب متناسب با مسائلى باشد که در فقه عنوان مى‌شود،و لهذا احادیث را قطعه قطعه کرده و هر قطعه را در محل مربوط به خود آورده است.

این هفت جامع که بگذریم، به چند جامع دیگر بر مى‌خوریم که با ارزش و واجد اهمیت‌اند، از قبیل عوالم عبد الله بن نور الله بحرینى و جامع الاحکام سید عبد الله شبر و مستدرک الوسائل مرحوم حاج میرزا حسین نورى.کتاب اخیر مخصوصا-که کمتر از یک قرن از تالیف آن مى‌گذرد جاى شایسته‌اى براى خود باز کرده است.

احادیث اهل تسنن

در میان اهل تسنن اول کسى که تدوین حدیث کرد عبد الملک بن جریح است (م.144).

اولین جامع حدیثى اهل تسنن موطا مالک بن انس است که الآن موجود است.مالک،عرب و عرب نژاد است و یکى از امامهاى چهارگانه اهل تسنن است.

در میان کتب حدیث اهل تسنن شش کتاب است که به ‌«صحاح سته‌» معروف است.

1.صحیح بخارى تالیف محمد بن اسماعیل بخارى (م.256). این کتاب معتبرترین کتاب حدیث در میان اهل تسنن به شمار مى‌رود. بخارى در مدت‌16 سال این کتاب را تالیف کرده است. بخارى اصلا اهل بخاراست

2.صحیح مسلم تالیف مسلم بن حجاج نیشابورى است ( م.261). پس از صحیح بخارى معتبرترین کتاب حدیث در نزد اهل تسنن است.برخى آن را بر صحیح بخارى ترجیح مى‌دهند.

3.سنن ابو داود تالیف سلیمان بن اشعث ( م.257) معروف به ابو داود سجستانى است. اهل سیستان است.

4.جامع ترمذى تالیف محمد بن عیسى ترمذى ( م.279) از شاگردان بخارى است.

5.سنن نسائى تالیف ابو عبد الرحمن احمد بن على بن شعیب نسائى (م.303) است. اودر خلال مسافرت که به شام رسید مردم آنجا را از على علیه السلام منحرف دید، لذا کتاب خصائص را در فضائل على علیه السلام و اهل بیت نوشت. نظر به تمایل شیعى و ضد اموى نسائى، مردم شام او را سخت کتک زدند.در اثر همان کتک‌ها مرد.گویند چون احساس کرد مى‌خواهد بمیرد، به مکه رفت و در آنجا مرد. نساء از توابع خراسان است.

6.سنن ابن ماجه تالیف محمد بن یزید بن ماجه قزوینى (م.273) است.

معلوم میشود مؤلفان‌«کتب اربعه‌» شیعه و‌«صحاح سته‌»اهل تسنن نیز ایرانى هستند، اعم از ایرانى ایرانى‌نژاد یا ایرانى عرب‌نژاد.

مقاله

نویسنده (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه
جایگاه در درختواره علوم حدیث
جایگاه در درختواره علوم حدیث - پیش زمینه حدیث
جایگاه در درختواره علوم حدیث - پیش زمینه حدیث

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS