دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تسهیل اجتماعی Social facilitation

No image
تسهیل اجتماعی Social facilitation

كلمات كليدي : كشاننده، برانگيختگي، پاسخ غالب، تسهيل، عمل در حضور ديگران، روان شناسي اجتماعي

نویسنده : منيره دانايي

یکی از مهم‌ترین موضوعات در روان‌شناسی اجتماعی، مبحث تسهیل اجتماعی است که تحت عنوان آسان‌سازی اجتماعی نیز از آن یاد می‌کنند. در سال 1898 نورمن‌ تریپلت[1] که یکی از علاقه‌مندان ورزش دوچرخه‌سواری بود تلاش کرد تا بررسی کند که حضور دیگران بر عملکرد افراد در این رشته تاثیر دارد یا خیر. او نتایج عملکرد دوچرخه‌سوارانی را که به تنهایی مسابقه می‌دادند با نتایج دوچرخه‌سوارانی که بصورت گروهی مسابقه می‌دادند، مقایسه نمود. نتایج این بررسی نشان داد که عملکرد دوچرخه‌سواران در حضور دیگران 20 درصد افزایش می‌یابد که نشانه تاثیر مثبت حضور دیگران بر بازده فرد می‌باشد.[2]

اصطلاح تسهیل یا آسان‌سازی اجتماعی توسط فلوید آلپورت[3] در سال 1920 وضع شد. آلپورت درصدد بود تاثیر حضور دیگران بر انجام تکلیف را بررسی کند. او برای بررسی این امر چندین آزمایش انجام داد. نتایج آزمایشات او نشان داد که پاسخ‌های آزمودنی‌ها در تکالیف ساده و پیچیده به هنگام حضور دیگران، هم از نظر کمی و هم از لحاظ کیفی در سطح بالاتری قرار دارند.[4]

با وجود آن‌که نتایج آزمایشات عمومی بر تسهیل عملکرد افراد در حضور دیگران دلالت داشت، آلپورت با دقت نظر بیان کرد که این پدیده در مورد همه افراد صدق نمی‌کند. و تفاوت‌های فردی بسیاری در این امر مشاهده می‌شود. بصورتی که برخی افراد در حضور دیگران خطاهای بیشتری مرتکب می‌شوند.

مطالعات آلپورت، زمینه را برای تحقیق در این زمینه فراهم نمود. تحقیقات بعدی نشان دادند که حضور دیگران همیشه موجب بهبود عملکرد افراد نمی‌شود و گاهی به آن آسیب می‌رساند.[5]

در سال 1965 زایونک[6] برای توجیه نتایج ضد و نقیض به دست آمده از تاثیر تماشاچی بر عملکرد فرد، نظریه "کشاننده در تسهیل اجتماعی[7]" را ارائه نمود. نظریه او بر این اساس است که حضور دیگران یک منبع تهییج یا برانگیختگی است. حضور دیگران بویژه هنگامی که توجه دقیقی به عملکرد فرد دارند موجب احساس برانگیختگی بیشتر می‌شود. این امر به این علت روی می‌دهد که تماشاچیان می‌توانند غیر قابل پیش‌بینی باشند و نوعی احساس عدم اطمینان را در فرد ایجاد کنند. برانگیختگی، پاسخ‌های خوب آموخته شده را در فرد افزایش می‌دهد که در این الگو از آن‌ها به عنوان "پاسخ‌های غالب یا مسلط" یاد می‌شود. در صورتی که پاسخ‌های غالب فرد با انجام تکلیف متناسب باشد برانگیختگی باعث افزایش سطح عملکرد فرد می‌شود ولی اگر پاسخ‌های غالب با عملکرد فرد تداخل داشته باشد بر عملکرد فرد تاثیر منفی می‌گذارد. بنابراین یک بازیگر با تجربه و کهنه‌کار در حضور تماشاچیان بهترین بازی خود را به نمایش می‌گذارد ولی فردی که برای اولین بار نقشی را بازی می‌کند حضور دیگران ممکن است باعث ایجاد ترس شدید و فراموشی مطلب در وی شود. مطالعات اولیه که برای بررسی نظریه زایونک صورت گرفت عموما به نتایج مثبتی دست یافتند. محققین در مطالعات بعدی به بررسی علت برانگیختگی در افراد پرداختند.[8] کوترل[9] در سال 1972 بیان کرد که این حضور صرف دیگران نیست که سبب برانگیختگی می‌شود بلکه انتظار قضاوتی است که شخص فکر می‌کند تماشاگران نسبت به عملکرد او خواهند داشت. بنابراین اگر از آزمودنی بخواهیم تکلیف را در مقابل تماشاچیانی که چشمشان بسته است انجام دهد باید برانگیختگی کمتری نشان دهد. آزمایشات، این نظریه را تایید کردند و نشان دادند که اگر تماشاچیان، توانایی ارزیابی عملکرد آزمودنی‌ها را داشته باشند، آزمودنی انگیختگی بیشتری را تجربه می‌کند. بارون[10](1978) معتقد بود برانگیختگی فرد در حضور دیگران به علت تعارض میان دو گرایش است:

1- گرایش توجه به وظیفه.
2- گرایش توجه مستقیم به تماشاگر.

لذا افراد هنگام انجام وظایف مختلف در حضور دیگران بیشتر از زمانی که تنها به تکلیف می‌پردازند دچار حواس‌پرتی می‌شوند. به عنوان مثال وقتی که شما یک سخنرانی را در برابر جمع بزرگی ارائه می‌دهید ممکن است توجه خود را معطوف به فردی کنید که در ردیف آخر به خواب فرو رفته است و این کار حواس شما را از سخنرانی منحرف کند و منجر به برانگیختگی شود و در نتیجه کمتر تحت تاثیر حاضران بیدار قرار می‌گیرید و همین امر به بهبود عملکرد شما می‌انجامد. در مجموع یافته‌ها تایید می‌کند که صرف حضور دیگران برانگیزاننده است و بر عملکرد افراد تاثیر می‌گذارد ولی احتمال مورد ارزیابی دیگران قرار گرفتن، باعث افزایش میزان برانگیختگی و تقویت تسهیل اجتماعی می‌شود.[11]

مقاله

نویسنده منيره دانايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS