دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تصرف (possession)

No image
تصرف (possession)

تصرف، يَد، اركان تصرف، ركن مادي تصرف، ركن معنوي (روحي يا دماغي) تصرف، اقسام تصرف، تصرف مستقيم، تصرف غير مستقيم، تصرف سبب مالكيت

نویسنده : محمد علي رامين

تصرف واژه‌ای است عربی که به معنای دست در کار کردن است.[1] در زبان فارسی هم واژه‌ی تصرف به معنای دست به کار شدن، چیزی را به دست آوردن و ایجاد تغییر در چیزی است.[2] واژه‌ی تصرف از نظر علم حقوق، یک اصطلاح محسوب می‌شود و مفهوم مشخصی دارد. البته باید توجه داشت که نه قانون مدنی و نه قانون آیین دادرسی مدنی، تصرف را تعریف نکرده‌اند ولی حقوقدانان این واژه را به این شکل تعریف کرده‌اند:

تصرف عبارت است از این‌که مالی[3] در اختیار شخصی باشد و او بتواند در مورد آن مال هر تصمیمی که بخواهد بگیرد.[4]

باید در نظر داشت که در متون حقوقی، به تصرف، ید[5] نیز گفته می‌شود.[6]

ارکان[7] تصرف[8]

ارکان تصرف اموری هستند که تصرف یک مال در گرو موجود بودن آن‌ها است. این ارکان عبارتند از: رکن مادی و رکن معنوی[9]

1- رکن مادی

مقصود از رکن مادی تصرف، تسلطی است که شخص به شکل محسوس و فیزیکی[10] در عالم خارج دارد. برای مثال، پوشیدن یک لباس یا سوار شدن بر یک اسب، رکن مادی تصرف آن لباس یا اسب محسوب می‌شود.[11]

2- رکن معنوی

مقصود از رکن معنوی تصرف این است که متصرف،[12] برای خود در مالی که تصرف کرده است حقی[13] قائل باشد. برای مثال شخصی خانه‌ای را برای یک سال اجاره[14] می‌کند. بعد از بستن قرارداد به خانه اسباب‌کشی می‌کند و در آن ساکن می‌شود. ساکن شدن او در خانه‌ای که اجاره کرده است به این خاطر است که او با بستن قرار‌داد اجاره، حق سکونت در آن خانه را برای خودش می‌داند. به همین تصور و نیت درونی است که رکن معنوی تصرف گفته می‌شود. البته ممکن است تصور متصرف در مورد این‌که در آن مال حق دارد، اشتباه باشد اما این اشتباه باعث نمی‌شود که رکن معنوی تصرف از بین برود و به دنبال آن نتیجه گرفته شود که آن شخص، متصرف مال نبوده است. برای مثال شخصی برای یک سال خانه‌ای را اجاره می‌کند. سپس به آن خانه اسباب‌کشی کرده و در آن ساکن می‌شود. سه ماه بعد معلوم می‌شود قرارداد اجاره به دلیلی باطل بوده است و در نتیجه، آن شخص حق نداشته است که در آن خانه سکونت کند؛ اما این قضیه باعث نمی‌شود که بگوییم سه ماهی را که آن شخص در خانه، ساکن بوده است، خانه به تصرفش در نیامده و او متصرف آن خانه محسوب نمی‌شده است.[15]

اقسام تصرف

برای تصرف تقسیم‌بندی‌های متنوعی وجود دارد. برخی از این تقسیم‌بندی‌ها عبارتند از:

الف- تصرف مستقیم و تصرف غیر مستقیم

زمانی‌که خود شخص در یک مال تصرف می‌کند، تصرف او، تصرف مستقیم نامیده می‌شود اما اگر شخص دیگری، از جانب او در یک مال تصرف کند، تصرف انجام شده، تصرف غیر مستقیم نامیده می‌شود. برای مثال وقتی‌که، مالک اتومبیلی آن را می‌فروشد، او یک تصرف مستقیم در مالش انجام داده است؛ در مقابل، مالک اتومبیل می‌تواند به شخص دیگری وکالت[16] بدهد تا او اتومبیل را به فروش برساند. زمانی‌که وکیل اتومبیل را بفروشد، یک تصرف غیر مستقیم در آن اتومبیل انجام شده است زیرا مالک به صورت غیر مستقیم و با واسطه (ی وکیل)، اتومبیل خود را فروخته است.[17]

ب- تصرف سبب مالکیت[18] و تصرف ناشی از مالکیت

اگر یک شخص در مالی تصرف کند و این تصرف باعث شود که او مالک آن مال بشود، تصرفی که او انجام داده است، تصرف سبب مالکیت نامیده می‌شود. برای مثال اگر یک شخص، ظرفی را از آب رودخانه‌ای پر کند تا از آن بنوشد، آب درون آن ظرف متعلق به اوست و او مالک آب درون ظرف محسوب می‌شود. بنا‌بر‌این کسی حق ندارد به این بهانه که آب درون ظرف از آب رودخانه است و رودخانه متعلق به همه است، بی‌اجازه از آن آب استفاده کند؛ در مقابل، به تصرفاتی که یک شخص به واسطه‌ی مالک بودن، در یک مال انجام می‌دهد، تصرف ناشی از ملک گفته می‌شود. برای مثال زمانی‌که مالک یک مال، آن را می‌فروشد یا آن مال را به شخص دیگری اجاره می‌دهد، تصرفات او از نوع تصرفات ناشی از مالکیت است.[19]

ج- تصرف با حسن نیت و تصرف بدون حسن نیت

زمانی‌که یک شخص در مالی تصرف می‌کند و اعتقاد و تصور او این است که آن تصرف، مشروع و قانونی است، تصرف انجام شده، تصرف با حسن نیت نام دارد. برای مثال شخص الف به شخص ب وکالت می‌دهد که خانه‌اش را بفروشد. فردای آن روز شخص الف، شخص ب را از وکالت عزل[20] می‌کند. چند روز بعد، شخص ب بی‌خبر از آن‌که شخص الف او را عزل کرده است، خانه را می‌فروشد. در این حالت تصرف شخص ب در خانه، تصرف با حسن نیت نام دارد زیرا او در حین فروش خانه تصور می‌کرده است که وکیل صاحب خانه است و اجازه دارد خانه را به فروش برساند.

در مقابل اگر شخص در زمان تصرف در مال، در درستی عملش شک داشته باشد، تصرف او، تصرف بدون حسن نیت است. برای مثال اگر شخصی به بازار برود و فرشی را که ده هزار تومان می‌ارزد به صد تومان بخرد، تصرف او در آن فرش از نوع تصرفات بدون حسن نیت است.[21]

توجه به این تقسیم‌بندی از آن جهت مهم است که در برخی موارد، قانون‌گذار از اشخاصی که در تصرفاتشان دارای حسن نیت هستند، حمایت و پشتیبانی ویژه‌ای می‌کند.[22]

د– تصرف با متصرف واحد[23] و تصرف با متصرف متعدد

بیشتر اموال در تصرف یک شخص هستند. برای مثال، لباس را یک شخص می‌پوشد و انگشتر را یک شخص به دست می‌کند. این نوع از تصرف، تصرف با متصرف واحد نامیده می‌شود؛ اما گاهی اوقات دیده می‌شود که یک مال در تصرف دو شخص یا بیشتر از دو شخص است. برای مثال دو نفر یا سه نفر یا ...، در یک خانه ساکن هستند و یا یک جسم سنگین را دو نفر یا بیشتر جابه‌جا می‌کنند. در این موارد همه‌ی آن اشخاص، متصرف آن مال محسوب می‌شوند. تصرف این اشخاص برآن مال، تصرف با متصرف متعدد نامیده شده است.[24]

ه- تصرف عدوانی[25] و تصرف قانونی

زمانی که تصرف شخص در یک مال از نظر قانون مجاز باشد، به آن تصرف، تصرف قانونی گفته می‌شود.[26] در مقابل اگر تصرف شخص در مال، غیر‌قانونی باشد به آن، تصرف عدوانی[27] گفته می‌شود. باید توجه داشت که تصرف عدوانی در قانون آیین دادرسی مدنی، مفهوم محدود‌تری از تعریف ذکر شده دارد اما برای توضیح بیشتر باید یک مطلب به عنوان مقدمه مورد بررسی واقع شود. این مطلب عبارت است از تقسیم‌بندی اموال به اموال منقول و اموال غیر‌منقول.

اقسام مال

همانند بسیاری از چیز‌ها، برای مال هم تقسیم‌بندی‌های متعددی وجود دارد. یکی از این تقسیم‌بندی‌ها، تقسیم اموال به اموال منقول و اموال غیر منقول است.

اموال منقول: اموال منقول، اموالی هستند که می‌توان آن‌ها را از محلی به محل دیگر منتقل کرد بدون این‌که به خود مال یا محل استقرار آن صدمه‌ای وارد شود. برای مثال، کتاب، لباس و ...، از اموال منقول حساب می‌شوند.

اموال غیر منقول: اموال غیر منقول اموالی هستند که نمی‌توان آن‌ها را از محلی به محل دیگر منتقل کرد به‌صورتی که در خود مال یا محل استقرارش صدمه‌ای ایجاد نشود. برای مثال دیوار، ساختمان و از همه مهم‌تر، زمین، مال غیر منقول محسوب می‌شوند.[28]

مفهوم تصرف عدوانی در قانون آیین دادرسی مدنی

همان‌طوری که اشاره شد اگر تصرف شخص در یک مال، غیر‌قانونی باشد، آن تصرف، تصرف عدوانی محسوب می‌شود چه آن مال منقول باشد و چه غیر منقول اما در اصطلاح آیین دادرسی مدنی[29] مفهوم عبارت تصرف عدوانی به این وسعت نیست. بر طبق ماده‌ی 158 قانون آیین دادرسی مدنی[30]، عبارت «تصرف عدوانی» زمانی به‌کار می‌رود که یک مال «غیر منقول»، به صورت غیر قانونی تصرف شود.[31]

مقاله

نویسنده محمد علي رامين
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS