دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تعریف به تشبیه و تقسیم

No image
تعریف به تشبیه و تقسیم

كلمات كليدي : تشبيه، مشبه، مشبه به، وجه شباهت، تقسيم، عرض خاص

نویسنده : مهدي افضلي

یکی از شیوه‌های تعریف، تعریف یک پدیده با تشبیه آن به یک پدیده دیگر است که برای مخاطب آشنا می‌باشد. در تعریف به تشبیه لازم است میان پدیده‌ای که مورد بحث و گفتگو است با آن پدیده دیگر جهت اشتراکی وجود داشته باشد. پدیده مورد گفتگو را مشبه، شیئی که برای مخاطب آشناست و این پدیده به آن تشبیه شده، مشبه به و جهت اشتراک میان آن دو را در اصطلاح وجه شبه می‌نامند. از باب نمونه شناساندن مفهوم وجود برای نوآموزان اندکی دشوار می‌نماید، بدین‌رو فیلسوفان کوشیده‌اند آنرا به مفهوم نور حسی که برای همگان روشن است تشبیه کنند. در نور یک ویژگی بارز وجود دارد که عبارت است از چیزی که خودش روشن و آشکار است و امور دیگر را روشن می‌سازد. وجود از این جهت کاملا با نور شباهت دارد، خود تحقق دارد و امور دیگر را تحقق می‌بخشد. وجه اشتراک وجود و نور در همین است که خود ظاهر‌اند و امور دیگر را ظاهر می‌کنند.

این گونه تعریف در امور عقلی و شناساندن آنها به مخاطبان بسیار سودمند است. طبیعت انسان با امور محسوس عادت کرده و خو گرفته است، اگر به یکباره امور عقلی برایش بیان شود بسان کودکی که از خوردن غذاهای ثقیل هاضمه‌اش گرفتار درد می‌شود، ذهن او نیز خسته شده و آنرا پس خواهد زد، ولی اگر با تشبیه مفهوم عقلی به یک امر محسوس گام به گام او را به سمت مطلوب و مقصود هدایت کنند، آرام آرام با آن خوی می‌گیرد و سرانجام می‌تواند آنرا درک کند.

تعریف به تقسیم

یکی دیگر از اقسام تعریف، تعریف یک پدیده با تقسیم کردن آن است. در تقسیم یک ویژگی مهم وجود دارد که عبارت است از اینکه تقسیم‌ لازم است جامع و مانع بوده و مجموع اقسام با مقسم برابر باشد. بنابراین وقتی یک شیء تقسیم می‌شود و طبعا اقسام آن برای مخاطبان آشناتر از خود مقسم است، از عمل تقسیم تعریف آن نیز به دست می‌آید. چنین تعریفی نیز همانند تعریف به مثال تعریف یک شیء به خاصه آن است و ذیل تعریف به رسم ناقص می‌گنجد. در این نوع تعریف به دو شیوه عمل می‌شود: شیوه تحلیل طبیعی و شیوه تحلیل عقلی.

شیوه‌ تقسیم طبیعی

در این نوع تقسیم یک پدیده را به اجزای مختلف آن به نحو طبیعی تقسیم می‌کنند. از باب نمونه وقتی آب را به اکسیژن و ئیدروژن تقسیم می‌کنند، و می‌دانیم که اجسام دیگر به این دو جزء تقسیم نمی‌شوند، با این کار آب از غیر آب تمییز داده می‌شود، لذا تقسیم آب به این دو جزء از ویژگی‌های خاص آن به شمار می‌رود و ذیل تعریف به رسم داخل است.

شیوه تحلیل عقلی

در تحلیل عقلی همان روندی که در فکر برای کسب یک مجهول تصوری وجود دارد، پیموده می‌شود. پس از آن‌که انسان برخورد با مجهول پیدا کرد از باب نمونه وقتی حقیقت "آب" برایش‌ مجهول بود، برای شناسایی نوع مشکل گام بر می‌دارد؛ پس از این دو مرحله، مراحل سه‌گانه‌ای که در فکر وجود دارد باید پیموده شود. در گام نخست حرکت عقل از مشکل به سمت معلومات موجود در ذهن است؛ بدین صورت که انسان به تمام افرادی‌ که تحت جنس چیزی که در پی‌ شناخت آن است نظر می‌افکند. در مثال فوق تمام چیزهای سیال باید ملاحظه شوند، زیرا همگی تحت جسم سیال داخل‌اند. در گام دوم، حرکت عقل میان معلومات و جستجو در آنها است. اگر در این مرحله بتواند موفق عمل کند، می‌تواند به شناخت دست یابد. لازم است در این مرحله تمام افرادی‌ را که تحت جنس داخل‌اند ملاحظه کند. در مثال ما عسل، شیر، روغن، آب و ... تحت جنسی به نام سیال داخل‌اند؛ انسان باید تمام ویژگی‌های ذاتی یا عرضی را که در یک فرد وجود دارد و باعث تمایز آن از بقیه می‌شود در نظر آورد. از باب نمونه رنگ یا طعم یا وزن هریک از این افراد را به دست می‌آورد. در این صورت اگر به ویژگی‌های ذاتی دست یافت، در حقیقت فصل آنرا شناخته است و اگر به ویژگی‌های عرضی نایل شد، خاصه آنرا شناخته است، آنگاه این فصل یا خاصه را در کنار جنس قرار می‌دهد و در پی آن تعریف به حد یا رسم حاصل شده و در نتیجه شیء تعریف می‌شود. در مثال ما آب را چنین تعریف می‌کند: جسم سیالی است که رنگ، بو و طعم ندارد. در نتیجه با این تحلیل عقلی که مراحل مختلف خود را طی کرده است به تعریف حقیقتی به نام آب دست می‌یابد.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS